داستان کوتاه جمع کن کاسه کوزه تو

داستان کوتاه جمع کن کاسه کوزه تو

در قدیم برای قماربازی علاوه بر خانه‌هایی که در آن قمار راه می‌انداختند، مکان‌هایی مثل خرابه‌ها و پشت دروازه‌های شهر و روی پشت‌بام حمام‌ها و جاهای کم رفت و آمد سفره‌هایی برای این کار گشوده می‌شد و گرداننده‌ی قمار را کاسه کوزه‌دار می‌گفتند.
کاسه کوزه سمبل این حرفه به‌شمار می‌رفت و غرض از کاسه، ظرفی بود که از هر یک تومان بُرد، یک قران سهم گرداننده یا قمارخانه‌دار در آن انداخته می‌شد، یعنی یک دهم مبلغ بُرد و کوزه نیز گلدان دهن باریک یا کوزه‌ی کوچکی بود که تاس را در آن ریخته و تکان داده و روی بساط می‌انداختند تا از یک تا شش روی رقمی بنشیند.
در کنار کاسه کوزه‌دار و قماربازها، اشخاصی نیز بودند که به آن‌ها جیزگر می‌گفتند؛ یعنی پول قرض بده، به کسانی که باخته و همچنان اصرار به بازی داشتند. این جیزگرها نزولی برابر تومان به تومان قرض می‌دادند که البته اصطلاح جیز شد یا جیز می‌شی از همین‌جا آمده است؛ در واقع به معنی سوزاندن طرف که وقتی از جوش و خروش و هیجان بازی بیرون می‌آمدند می‌فهمیدند که چه بلایی سرشان آمده است.
هنگامی که کار به دعوا و چاقوکشی می‌رسید، آژان و پاسبان سر می‌رسیدند و به بساط قماربازها حمله‌ور می‌شدند و اول کار آن‌ها این بود که با لگدی کاسه و کوزه و بساط داخل سفره را به کناری پرت کرده و با گفتن «جمع کن کاسه کوزه تو»، همه اراذل را ریسه کرده و به کلانتری محل می‌بردند.

۵
از ۵
۱۳ مشارکت کننده