​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

آخر ای انسان‌ها!

امروز گوسفندی را برای من قربانی کردند. چقدر زجر کشیدم. هنگامی که خون از گردنش فوران می‌کرد، گویی که این خون من است که بر خاک می‌ریزد. می‌دیدم که حیوان زبان‌بسته، برای حیات خود تلاش می‌کند. دست و پا می‌زند، می‌خواهد ضجه کند، فریاد کند، از دنیا و از همه چیز استمداد کند، و از زیر کارد برّاق بگریزد.
دنباله‌ی نوشته

سرخ‌پوستان و طبیعت

بخشی از ادراکات سرخپوستان از طبیعت: ما جزئى از طبیعت هستیم نه رئیس آن. ما هیچ‌گاه گیاهى را با ریشه از خاک نمى‌کنیم. ما موقع ساختن خانه، خاک را زیاد جا به جا نمى‌کنیم. ما در فصل بهار، آرام روى زمین قدم برمى‌داریم چون مادر طبیعت باردار است.
دنباله‌ی نوشته

شعری از یغما گلرویی ۵

تو گلوش‌ شکسته‌ فریاد ، خیلی‌ وقته‌ رفته‌ از یاد شیرِ باوقارِ جنگل‌ ، پُشت‌ِ میله‌های‌ فولاد روی‌ یالای‌ بلندش‌ ، سایه‌ی‌ مگس‌ نشسته‌ نا نداره‌ که‌ بغرّه‌ شیرِ پُر غرورِ خسته‌ خسته‌ از دوری‌ چشمه‌ ، خسته‌ از این‌ قفس‌ِ تنگ‌ غربت‌ِ جنگل‌ُ ریخته‌ تو دوتا چشم‌ِ عسل‌ْ رنگ‌ نمی‌دونه‌ چرا اینجا همه‌ میله‌ها بُلندن‌ آدمای‌ پُر هیاهو به‌ سکوت‌ِ اون‌ می‌خندن‌
دنباله‌ی نوشته

شعری از یغما گلرویی ۴

بگین وحشی ترین حیوون کدومه؟ جواب این سوالو کی میدونه؟ بگین گرگه یا شیره یا پلنگه؟ یا ببری که حریص بوی خونه؟ ولی من این سوال بی جوابو می پرسم از یه موش آزمایشگاه نگاهم می کنه هیچی نمی گه جوابش خیلی کوتاهه مث آه! تو رگهاش جای خون ویروسه چون که ما آدمها نباید زود بمیریم باید درمون دردآرو بفهمیم واسه این کار مجازیم جون بگیریم
دنباله‌ی نوشته

شعری از یغما گلرویی ۱

گام‌ برمی دارم‌ بر کرانه‌ی اقیانوس‌هایی که‌ نعش‌ِ هزاران‌ نهنگ‌ِ خودکُشته‌ بر ساحلشان‌ تله‌ شده‌. می‌نگرم‌ رودخانه‌های مالامال‌ از ماهیان‌ِ مُرده‌ را، هم‌چون‌ قورباغه‌یی که‌ زوال‌ِ جهان‌ را می‌نگرد با تک‌ چشم‌ِ متورم‌ِ خود.
دنباله‌ی نوشته