​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

نام‌نامه: نام‌های پسرانه - حرف د

نام‌نامه: نام‌های پسرانه - حرف د

نام - زبان - لاتین‌نویسی - معنی
دات - فارسی - dat - قانون، داد
داتام - فارسی - datam - نام یکی از فرماندهان پارسی کاپادوکیه
داتِو - ارمنی - datev - نام کهن‌ترین کلیسای ارمنیان در ارمنستان
داتیس - فارسی - datis - نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی
دادآوَر - فارسی - dadavar - عادل، از نام‌های پروردگار
دادار - فارسی - dadar - خالق، عادل، دادگر، از نام‌های پروردگار، پسر دادوخت، از دانشمندان زرتشتی
دادبَخش - فارسی - dadbaxš - عادل، داددهنده، از نام‌های خداوند
دادبُرزمِهر - فارسی - dadborzmehr - زاده‌ی شکوه و روشنی، از وزرا و مستشاران انوشیروان که شاید همان بزرگ‌مهر باشد.
دادبَرزین - فارسی - dadba(o)rzin - زاده‌ی آتش، از شخصیت‌های شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی
دادبِه - فارسی - dadbeh - آفریده‌ی بهتر، صاحب عدل والا
دادبین - فارسی - dadbin - حق بین، نام حکیمی پارسی در روزگار پادشاهان پیشدادی
دادپاک - فارسی - dadpak - عادل، کامل
دادعَلی - فارسی، عربی - dadali - داد (فارسی) + علی (عربی)، داده‌ی امام علی (ع)، آن که عدل و دادی چون امام علی (ع) دارد.
دادفَر - فارسی - dadfar - داد (عدل) + فر (شکوه، جلال)، دارای شکوه عدالت
دادفَرُخ - فارسی - dadfarrox - داد (عدل) + فرخ (فرخنده، مبارک)، عدالت خجسته، نام یکی از قاضیان در زمان ساسانیان
دادمِهر - فارسی - dadmehr - داده‌ی خورشید، عدالت دوست، نام یکی از پادشاهان طبرستان که هم‌زمان با بنی امیه بوده است.
دادوَر - فارسی - dadvar - دادگر، قاضی، از نام‌های خداوند
دادهُرمُز - فارسی - dadhormoz - داده‌ی هرمز، داده‌ی اهورامزدا، خداداد، نام موبدی در زمان ساسانیان
دادیار - کردی - dadyar - حامی قانون، مجری عدالت، یاری‌کننده‌ی عدل
دارا - فارسی - dara - دارنده، صاحب، مالک، صورت دیگری از داراب و داریوش، نام آخرین پادشاه کیانی
داراب - فارسی - darab - دارنده، از شخصیت‌های شاهنامه، نام فرشته‌ی موکل آب در ایران باستان، نام پسر بهمن پادشاه کیانی و همای چهرزاد
دارات - فارسی - darat - داراب
دارمان - فارسی - darman - از شخصیت‌های شاهنامه، نام یکی از سرداران خسرو پرویز پادشاه ساسانی
دارَنده - فارسی - darande - دارا، مالک، نگهبان، از نام‌های پروردگار
داریا - فارسی - dariya - دارا، دارنده
داریوش - فارسی - daruš - دارا + و هو (نیکی) دارنده‌ی نیکی، نام چند تن از پادشاهان هخامنشی
داشاب - فارسی - dašab - هدیه
داشاد - فارسی - dašad - بخشش، عیدانه، نشاط
داعی - عربی - daei - دعوت‌کننده، دعاکننده، لقبی که علویان در مورد رئیس والای خود به‌کار می‌برند.
دان - ترکی - dan - سحر
دان - عبری - dan - قاضی، داور، نام یکی از پسران حضرت یعقوب (ع)
دانا - فارسی - dana - عاقل، خردمند، دارای عقل و تجربه
دانادِل - فارسی - danadel - آگاه، دانشمند، خردمند، دانا ضمیر
دانِسته - فارسی - daneste - آشکار، مشهور، فهمیده، معقول
دانِش - فارسی - daneš - علم، معرفت، آگاهی، شعور
دانوش - فارسی - danuš - نام کسی که عذرا معشوقه‌ی وامق را فروخت.
دانیال - عبری - daniyal - خدا حاکم من است، نام یکی از چهار پیامبر نام برده شده در عهد عتیق
داوَر - فارسی - davar - قاضی، آن‌که میان دو نفر به عدالت حکم کند، از نام‌های خداوند
داوَران - فارسی - davaran - منسوب به داور
داوود - عبری - davud - محبوب، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که به سبب صدای خوب و نواختن بربط شهرت دارد.
داویت - ارمنی - davit - داوید
داوید - عبری - david - داوود، محبوب
دَستان - فارسی - dastan - داستان، افسانه، نامی که سیمرغ بر زال پدر رستم پهلوان شاهنامه نهاده بود.
دَشمه - فارسی - dašme - از شخصیت‌های شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و جد تخواره شاه دستان در زمان خسرو پرویز پادشاه ساسانی
دِل‌آگاه - فارسی - delagah - عاقل، دوراندیش، هوشیار
دِلاوَر - فارسی - delavar - شجاع و جنگجو، پُر دل
دَلیر - فارسی - dalir - شجاع، دارای جرأت و جسارت
دَماوَند - فارسی - damavand - دارای دمه و بخار، نام کوهی از رشته‌کوه البرز در شمال شرقی تهران
دَمور - فارسی - damur - از شخصیت‌های شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب
دِمیرال - ترکی - demiral - پنجه‌ی آهنین، نامی برای مردان
دِوامانو - سانسکریت - devamano - مرد الهی، مرد مقدس
دوست‌عَلی - فارسی، عربی - dustali - دوست (فارسی) + علی (عربی)، دوست‌دار امام علی (ع)
دوست‌مُحَمَد - فارسی، عربی - dustmohammad - دوست (فارسی) + محمد (عربی)، دوست‌دار حضرت محمد (ص)
دوشنبه - فارسی - došanbe - روز سوم هفته، این نام بیشتر بر نوزادی که در روز دوشنبه زاده می‌شود می‌گذارند.
دِهخُدا - فارسی - dehxoda - خداوند و صاحب ده، کدخدا
دیاکو - فارسی - diyako - دیااکو، بنیان‌گذار ایران و نخستین پادشاه مادها که شهر هگمتانه (همدان) را بنیان نهاد و آن را پایتخت ایران کرد.
دَیان - عربی - dayyan - قاضی، داور، حاکم، از نام‌های خداوند
دَیَرلی - ترکی - dayarli - ارزشمند، پُربها
دین‌مُحَمَد - فارسی، عربی - dinmohammad - دین (فارسی) + محمد (عربی)، دارای دین حضرت محمد (ص)
دین‌یار - فارسی - dinyar - یار و یاور و مددکار دین، از نام‌های مقدس زرتشتیان
بن‌مایه: فرتورچین (https://farturchin.com)

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده