نام‌نامه: نام‌های پسرانه - حرف ت

نام‌نامه: نام‌های پسرانه - حرف ت

در این بخش از سایت فرتورچین، برگزیده‌ای از بهترین و زیباترین نام‌های پسرانه با «حرف ت» گردآوری شده است.
نام - زبان - لاتین‌نویسی - معنی
تئودور - فرنگی - teodor - تئودور یکم بنیان‌گذار امپراتوری بیزانس فیقیه
تابال - فارسی - tābāl - نام فرمانداری ایرانی در زمان کورش پادشاه هخامنشی
تاج‌الدین - عربی - tājoddin - تاج دین، افتخار دین
تاج‌بَخش - فارسی - tājbaxš - بخشنده‌ی تاج پادشاهی، رساننده‌ی کسی به پادشاهی، از لقب‌های رستم پهلوان شاهنامه
تاجدار - فارسی - tājdār - صاحب تاج، پادشاه
تادِئوس - ارمنی - tādeus - دانا
تارُخ - عبری - tārox - نام پدر حضرت ابراهیم
تایماز - ترکی - tāymāz - استوار، پابرجا
تَباک - فارسی - tabāk - از شخصیت‌های شاهنامه، شهزاده‌ی جهرم که پیرو اردشیر بابکان بود.
تَحسین - عربی - tahsin - ستودن و تمجید کردن، آفرین گفتن
تُخار - فارسی - toxār - نام چند تن از شخصیت‌های شاهنامه، نام پادشاه دهستان که بلخ و بامیان باشد و از مبارزان لشکر کِی‌خسرو بود.
تَخشا - فارسی - taxšā - کوشا، ساعی
تُراب - عربی - torāb - خاک، زمین
تُراب‌عَلی - عربی - torābali - خاک آستان امام علی
تَرخان - ترکی - tarxān - شریف، رییس قوم، در زمان پادشاهی مغول آن‌که خان به او امتیازهای ویژه‌ای مانند معافیت از مالیات می‌داده است.
تَرسا - فارسی - tarsā - ترسنده، راهب مسیحی
تَرفیع - عربی - tarfie - بالا بردن، ارتقا
تَرَقی - عربی - taraqqi - پیشرفت کردن، سرافرازی
تَژاو - فارسی - tažāv - از شخصیت‌های شاهنامه، نام دلاور تورانی داماد افراسیاب تورانی
تَقی - عربی - taqi - پرهیزکار، لقب امام نهم شیعیان
تَکاوَر - فارسی - takāvar - دونده، تندرو
تَکَش - ترکی - ta(o)kaš - هسته‌ی انگور، نام یکی از پادشاهان خاندان خوارزمشاهیان
تَکین - ترکی - takin - خوش تیپ، زیبارو، از لقب‌های امیران ترک مانند سبکتکین، البتکین
تَکین - فارسی - takin - تگین، پهلوان، دلاور، نام یکی از پهلوانان ایران باستان
تَلیمان - فارسی - talimān - از شخصیت‌های شاهنامه، نام یکی از پهلوانان در زمان فریدون پادشاه پیشدادی
تَمیم - عربی - tamim - دارای خلقت تمام
تَوان - فارسی - tavān - قدرت، توانایی، طاقت
تَوانا - فارسی - tavānā - نیرومند، پرقدرت، دارا
تَوانگَر - فارسی - tavāngar - توانا، ثروتمند
توحید - عربی - to(w)hid - یگانه دانستن خداوند، یکتاپرستی
تور - اوستایی، پهلوی - tur - تیره و تاریک، سرزمین توران، از شخصیت‌های شاهنامه، نام دومین فرزند فریدون پادشاه پیشدادی
تورا - ترکی - turā - سالار و فرمانده
تورال - ترکی - turāl - جاوید، همیشه زنده، پهلوان
تورَج - پهلوی - turaj - نام پسر فریدون پادشاه پیشدادی، همان گونه که توران منسوب به تور است ایران منسوب به تورج است.
تُوُرگ - فارسی - tovorg - نام گونه‌ای گیاه، نام نوه‌ی پسری جمشید شاه
تورَنگ - فارسی - turang - قرقاول
توس - فارسی - tus - طوس، از شخصیت‌های شاهنامه، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی ملقب به زرینه کفش، فرزند نوذر پادشاه پیشدادی
توفان - فارسی - tufān - غران، تندباد، نام دوست وامق بود که با او گریخت.
توفیق - عربی - to(w)fiq - موفقیت، کامیابی
تَوَکُل - عربی - tavakkol - یقین داشتن به رحمت خداوند و امید به او
توما - یونانی - tumā - توماس، توأم، همراه، نام یکی از حواریون حضرت عیسی
توماج - ترکمنی - tumāj - تپل، چرم دباغی شده، چرمی رنگین و خوش‌بو
توماس - عبری - tumās - توما، توأم، همراه، نام یکی از حواریون حضرت عیسی‌
تونی - فرنگی - toni  - مافوق ستایش
تَهم - فارسی - tahm - قوی، نیرومند
تَهماسب - فارسی - tahmāsb - دارای اسب نیرومند، نام شاه تهماسب صفوی
تَهَمتَن - فارسی - tah(a)mtan - دارنده‌ی تن تنومند و نیرومند، قوی جثه، لقب رستم پهلوان شاهنامه
تَهمورِث - اوستایی - tahmures - نیرومند، از شخصیت‌های شاهنامه، نام پسر هوشنگ پادشاه پیشدادی، ملقب به دیوبند
تیران - فارسی - tirān - منسوب به تیر، نام چند تن از پادشاهان خاندان اشکانی ارمنستان
تیرداد - فارسی - tirdād - زاده شده در تیر ماه، نام چند تن از پادشاهان ارمنستان، نام اشک دوم پادشاه اشکانی
تیروَند - فارسی - tirvand - منسوب به تیر
تیگران - ارمنی - tigrān - نام یکی از سرداران خشایار پادشاه هخامنشی، تیگران ملقب به کبیر، پادشاه ارمنستان و داماد مهرداد ششم
تِیمور - ترکی، مغولی - ta(e)ymur - آهن، فولاد، نام بنیان‌گذار خاندان تیموریان
تِیمورتاش - ترکی ta(e)ymurtāš - پولادین، نام یکی از طوایف ترک
تینار - مازندرانی - tinār - یکه و تنها

 

گردآوری: فرتورچین

۵
از ۵
۲۴ مشارکت کننده