​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

نام‌نامه: نام‌های دخترانه - حرف ح

نام‌نامه: نام‌های دخترانه - حرف ح

نام - زبان - لاتین‌نویسی - معنی
حاتَمه - عربی - hatame - مؤنث حاتم، قاضی، داور
حاجِبه - عربی - hajebe - زن پوشیده، زن دارای مقام پروردگاری
حارِثه - عربی - harese - مؤنث حارث، کشاورز، شیر
حامِده - عربی - hamede - مؤنث حامد، سپاسگزار
حانیه - عربی - haniye - مؤنث حانی، مهربان، دلسوز، میش یا گاو وحشی
حَبابه - عربی - habbabe - زن بسیار دوست داشتنی
حَبه - عربی - habbe - دانه‌ی برخی از میوه‌ها و گیاهان
حَبیبه - عربی - habibe - مؤنث حبیب، معشوقه، دوست، یار
حَدیث - عربی - hadis - سخنی که از حضرت محمد (ص) یا بزرگان دین نقل کنند، روایت، داستان، سرگذشت، سخن، نام مادر امام حسن عسکری (ع)
حَدیثه - عربی - hadise - امروزی، نو
حَدیقه - عربی - hadiqe - باغ، بوستان
حُرمَت - عربی - hormat - احترام، (در گذشته) اطاعت و فروتنی در برابر اوامر الهی
حُره - عربی - horre - مؤنث حر، زن آزاده، لقب زنان اشرافی
حَریر - عربی - harir - پارچه‌ی ابریشمی نازک
حُریه - عربی - horriye - حُره
حِسانه - عربی - hesane - مؤنث حسان، بانوی زیباروی، دختر نیکو
حَسنا - عربی - hasna - مؤنث حسن، زن زیبا، زیبا
حَسَنه - عربی - hasane - خوب، نیک، پسندیده، کار نیک
حُسنی - عربی - hosna - نیک، پسندیده
حُسنیه - عربی - hosniye - نیکوتر، کار نیک، عاقبت نیکو
حَسیبا - عربی، فارسی - hasiba - حسیب (پاک‌نژاد و پاکزاد، عربی) + الف نسبت (فارسی)، دختر با اصل و نسب
حَسیبه - عربی - hasibe - دارنده‌ی نام و شرف و بزرگی، زن شریف در اصل و نسب
حِشمَت‌المُلوک - عربی - hešmatolmoluk - جلال و شکوه پادشاهان
حَشیمه - عربی - hašime - مؤنث حشیم، صاحب جاه، محتشم
حَفصه - عربی - hafse - اسد، شیر، نام یکی از همسران حضرت محمد‌ (ص)
حَفیظه - عربی - hafize - موکل به چیزی، حافظ و محفوظ
حَکیمه - عربی - hakime - مؤنث حکیم، دانا به علوم مختلف
حُلما - عربی - holma - جمع حلیم، بردباران، دختران شکیبا
حَلیا - عربی، فارسی - halya - حلی (عربی) + الف تأنیث (فارسی)، پیرایه، زینت و زیور، خوش آمدن در چشم
حَلیمه - عربی - halime - مؤنث حلیم، شکیبا، نام دایه‌ی حضرت محمد (ص)
حِلیه - عربی - heliye - زینت، زیور، به مجاز خوش‌روی، خوش اندام
حَماسه - عربی - hamase - کاری افتخارآفرین که از سر شجاعت و دلاوری یا مهارت انجام شده باشد، دلیری
حَمده - عربی - hamde - سپاس و شکرگزاری
حَمیده - عربی - hamide - مؤنث حمید، ستوده، پسندیده، مادر امام موسی کاظم (ع)
حُمِیرا - عربی - homeyra - مصغر حمرا، زن سرخ و سفید، زن سرخ، لقبی که حضرت محمد‌ (ص) به عایشه دادند.
حَنا - عربی - hana - گیاهی درختی که در مناطق گرمسیری می‌روید و گل‌های سفید و خوش‌بویی دارد.
حَنانه - عربی - hannane - بسیار ناله‌کننده، بسیار نوحه‌کننده
حَنیفه - عربی - hanife - مؤنث حنیف، درست و پاک، خداپرست
حَوا - عبری - hava - حیات، نام همسر حضرت آدم (ع)
حور - عربی - hur - زن زیبای بهشتی، زن سیاه‌چشم
حورا - عربی، فارسی - ho(w)ra - حور، زن زیبای بهشتی
حورالعین - عربی - hurolein - زن یا زنان سفید پوست درشت‌چشم
حوروَش - عربی، فارسی - ho(w)rvaš - حور (عربی) + وش (فارسی)، زیبا چون حور
حوری - عربی، فارسی - huri - حور (عربی) + ی (فارسی)، زن زیبای بهشتی، زن زیبا
حوریا - عربی، فارسی - huriya - حور (عربی) + ی (فارسی) + ا (فارسی)، آن‌که چون حور زیباست.
حوری‌دُخت - عربی، فارسی - huridoxt - حور (عربی) + ی (فارسی) + دخت (فارسی، دختر)، زن زیبای بهشتی
حوری‌لِقا - عربی، فارسی - hurileqa - حور (عربی) + ی (فارسی) + لقا (عربی)، آن‌که چون حوری زیباست.
حوریه - عربی - huriye - زن بهشتی زیبا، زن سفید پوست و زیباروی
حَیات - عربی - hayat - زندگی، زیست
حیفا - عربی - hifa - نام بندری در فلسطین
بن‌مایه: فرتورچین (https://farturchin.com)

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده