ضرب‌المثل‌های فارسی: حرف ق

ضرب‌المثل‌های فارسی: حرف ق

در این بخش از سایت فرتورچین، برگزیده‌ای از ضرب‌المثل‌های فارسی با «حرف ق» را می‌خوانید.
قاپ قمارخونه است.
قاپ کسی را دزدیدن.
قاتل با پای خود پای طناب دار می‌رود.
قاچ زین را بگیر، اسب سواری پیشکشت.
قاشق ندارد که آش بخورد.
قاشق نداری آش بخوری نونت و کج کن بیل کن.
قاشق‌سازی کاری نداره، مشت می‌زنی توش گود می‌شه، دمش را می‌کشی دراز می‌شه.
قاطر پیش‌آهنگ آخرش توبره‌کش می‌شه.
قاطی مرغ‌ها شدن.
قافیه را باختن.
قال کار را کندن.
قال گذاشتن.
قبای بعد از عید برای گَلِ منار خوبه.
قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر، گوهری.
قدر عافیت کسی داند، که به مصیبتی گرفتار آید.
قرآن کنند حرز و امام مبین کشند. (مصرع نخست: یاسین کنند ورد و به طاها کشند تیغ.)
قربان آدم چیز فهم.
قربون برم خدا رو، یک بام و دو هوا رو، این ور بام گرما رو، اون ور بام سرما رو.
قربون بند کیفتم، تا پول‌داری رفیقتم.
قربون چشم‌های بادومیت، ننه من بادوم می‌خوام.
قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پیشکشت.
قرص خورشید در سیاهی شد - یونس اندر دهان ماهی شد. (سعدی)
قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو.
قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را؟
قسم نخور که باور کردم.
قسمت را باور کنم یا دم خروس را؟
قشقرق به پا کردن.
قصاص در این دنیاست.
قصاص قبل از جنایت.
قطره آبی نخورد ماکیان - تا نکند روی سوی آسمان.
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
قلم دست دشمن است.
قلیان بکشیم یا خجالت. (مصرع نخست: ماییم میان این دو حالت.)
قم بید و قنبید، اون هم امسال نبید.
قمر در عقرب.
قند توی دل آب کردن.
قوز بالا قوز.
قوش کریخانی.
قوطی بگیر و بنشان.
قوم و خویش، گوشت هم رو می‌خورند، اما استخوان هم رو دور نمی‌اندازند.
قیمه و قرمه کردن.

۵
از ۵
۹ مشارکت کننده