ضرب‌المثل‌های فارسی: حرف غ

ضرب‌المثل‌های فارسی: حرف غ

در این بخش از سایت فرتورچین، برگزیده‌ای از ضرب‌المثل‌های فارسی با «حرف غ» را می‌خوانید.
غاز چراندن.
غالباً انسان آن‌چه را که نمی‌خواهد می‌یابد.
غربال را جلوی کولی گرفت و گفت: من و چطور می‌بینی؟ گفت: هر طور که تو من و می‌بینی.
غربت زده مهربان باشد.
غروب همه را به خانه می‌آورد.
غرور جریحه‌دار شدن.
غزل خداحافظی خواندن.
غسل می‌کنم غسل پشه، می‌خواد بشه می‌خواد نشه.
غصه‌ی فردا را امروز نباید خورد.
غفلت موجب پشیمانی است.
غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو.
غلام حلقه به گوش.
غلام می‌گه: ای خدا ارباب آبی بخواد.
غم مرگ برادر را برادرمرده می‌داند.
غوره فشردن.
غوره نشده مویز شده است.
غوره نشده مویز گشتی - نزد همه کس عزیز گشتی.
غول بی‌شاخ و دُم.
غیرت بی‌بصیرت، آتشی است بی‌نور.
غیضی و فیضی.

۵
از ۵
۶ مشارکت کننده