​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

پیشینه‌ی مجسمه‌سازی

پیشینه‌ی مجسمه‌سازی

پیشینه مجسمه‌سازی، از دوره پیش از تاریخ، در طول دوره کلاسیک و سپس دوره گوتیک و از رسانس تا سده ۲۱
پیشینه مجسمه‌سازی مملو از مجسمه‌سازان اعجاب‌انگیزی است که در کمال تاسف بسیاری از آنها گمنام ولی بیان بصری ایشان در قالب مجسمه‌ها همواره به صورت سنگواره مرمری، نقش‌برجسته‌های سنگی و پیکره‌های برنزی در کنار ما باقی ماندند. حتی امروزه در دنیای کنونی، می‌توان قطع به یقین گفت که با رفتن به هر میدانی و هر کلیسایی و یا شهرهای بزرگ و ساختمان‌های معروف در جهان، می‌توان نمونه‌هایی بسیاری عالی از هنر مجسمه‌سازی را ناظر شد.
پیشینه مجسمه‌سازی در دوره پیش از تاریخ (پارینه سنگی)
پیشینه مجسمه‌سازی از دوره سنگی (عصرحجر) آغاز شد. دقیقا در زمانی که ما از آن مطلع نیستیم. قدیمی‌ترین نمونه مجسمه، دو مجسمه بدوی سنگی به نام‌های ونوس برخات رم مربوط به ۲۳۰۰۰۰ سال قبل میلاد یا قبل‌تر و ونوس تن تن هستند. مجسمه اول از سنگ بازالت و مربوط به دوره اشولیان می‌باشد و در ارتفاعات گولان کشف شد و مجسمه دوم که مربوط به ۲۰۰۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است از سنگ کوارتز می‌باشد. نمونه‌های دیگری از مجسمه‌های پیش از تاریخ که به شکل حکاکی‌هایی به صورت حیوانات و پرندگان و نیمه انسان - نیمه حیوان، یافت شده‌اند که مربوط به ۳۵۰۰۰ سال قبل از میلاد می‌باشند. برخی از آنها که به ۳۸۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردند به صورت حکاکی روی عاج فیل بودند.
مجسمه‌های عصر سنگی:
از نمونه‌های دیگر مجسمه‌های عصر سنگی، پیکره‌های کوچک چاق به نام‌های ونوس بودند که معروفترین شان ونوس ویلند روف بود. این مجسمه‌ها که از موادی همچون استخوان ۱۰ موت، سفال سرامیک، خاکستر استخوان و سنگ‌هایی مانند: استاتیت، اولتیک، سرپنتین و سنگ‌های آتشفشانی بودند، در مناطقی از اروپا و از روسیه تا اسپانیا یافت شدند. انسان‌شناسان بر این عقیده‌اند که از آنها در مراسم باروری استفاده می‌شده، البته علت تصویر کردن زنان فربه هنوز در‌ هاله‌ای از ابهام و گمان باقی است.
پیشینه مجسمه‌سازی در دوره میانه سنگی (قبل از میلاد ۴۰۰۰-۱۰۰۰۰)
دوره میانه سنگی شاهد تعداد زیادی نقش برجسته و مجسمه‌های انسانی ایستاده بود، که این آثار معمولاً از مناطق نوالی کوری (Nevali Cori) و گوبکلی تپه (Gobekli Tepe) در ترکیه نیز از شرقی پیدا شدند. همچنین پیکره رب النوع ماهی (Lepensvi Vir) نیز از صربستان پیدا شده است. دوره میانه سنگی علاوه بر این شاهد ساخت قدیمی‌ترین مجسمه چوبی برجای مانده در دنیا، به نام شیگیر آیدل (Shigir Idol ۷۵۰۰) قبل میلاد - یافت شده در روسیه - بوده است. در این دوره همچنین شاهد پیدایش بزرگترین مجسمه سفالینه هستیم که از رومانی بدست آمده است که متفکر سرنا وودا نام دارد. (Thinker Of Cernavoda)
پیشینه مجسمه‌سازی در نو سنگی (ق-م ۲۰۰۰-۴۰۰۰)
شهرت دوره نوسنگی به خاطر سفالگری و پیکره‌های ایستاده و مجسمه‌های برنزی آن است. مهمترین شکل هنر نوسنگی را می‌شود در معماری اهرام مصر باستان خلاصه کرد که با توجه به نوع اتاقها و فضاسازی‌هایش، بستر بسیار وسیعی را برای نقش برجسته و انواع مجسمه‌ها فراهم کرد. علت پیشرفت هنر مجسمه و حجم دراین دوره را می‌توان در پیدایش عصر برنز در اروپا (ق.م ۱۲۰۰-۳۰۰۰ )، پیدایش و ظهور شهرها و ساختمان‌های عمومی و همچنین ساخت و تولید ابزار مختلف دانست.
پیشینه مجسمه‌سازی در خاوردور (ق.م ۱۱۵۰-۱۷۰۰)
هنر چین در دوره شانگ (ق.م ۱۱۵۰-۱۶۰۰) و در طول رشد هنر مغرب زمین، با تفاوت‌هایی همراه بود. به این علت که برترین مجسمه‌های برنزی در چین در این دوره بوجود آمدند. علاوه بر هنر چین، دراین دوره زمانی، شاهد نمونه‌هایی عالی از مجسمه‌های جنوب شرق آسیا و نقوش برجسته هند در معبد کانداریا ماهادوا و معبد آنکور وات کمر هستیم.
مجسمه‌سازی در دوره کلاسیک باستان (عقیق) (ق.م۱۰۰-۱۱۰۰)
به دلیل رکود فرهنگی یونان در قرون تاریک (ق.م۹۰۰-۱۱۰۰) و تسلط زیاد سفالگری در دوره هندسی مجسمه‌سازی در یونان، تا حدود سال ۶۵۰ قبل میلاد رشد نداشته است. از آن پس نیز به واسطه زمان‌بندی هنر یونان در طول ۳ دوره هنر مجسمه‌سازی رشد کرد: ۱- دوره آرکائیک (ق.م۵۰۰-۶۵۰) ۲- دوره کلاسیک (ق.م ۳۲۳-۵۰۰) و ۳- دوره هلنستیک (ق.م ۱۰۰-۳۲۳)
دوره آرکائیک (Archaic): این دوره که دوره‌ای بسیار آرام، آهسته و پیوسته در رشد هنر مجسمه بوده است، اثری به نام کوروس یا پیکره مردعریان را دارد.
دوره کلاسیک: این عصر به ۳ قسمت دوره کلاسیک پیشین و پسین و وارسین تقسیم می‌شود، خلاق ترین و بهترین دوره هنری یونان محسوب می‌شود. مجسمه‌سازان بسیار شهیری از جمله میرون (ق-م۴۴۴-۴۸۰ فعالیت) و فیدیاس (ق.م ۴۳۱-۴۸۸ فعالیت)، که آثارش را در پارتنون می‌توان دید - در این دوره زیسته‌اند. در این دوره که هنرمندان شیوه رئالیسم را ترقی دادند و هنر مجسمه‌سازی را تا جایی مرتفع کردند، که تا زمان رنسانس ایتالیا، همچنان در زمره درخشان‌ترین عرصه‌های هنری بود.
دوره هلنیستیک: در این عصر، رئالیسم جای خود را به نوعی اکسپرسیونسیم حماسی و قهرمان گیرانامه می‌دهد. از جمعه آثار معروف این دوره می‌توان به (ونوس میلو) و (گالی در حال مرگ) و (لائوکون و پسرانفش اشاره کرد.
مجسمه‌سازی فلزی در دوره سلتی‌ها (ق.م ۱۰۰-۴۰۰)
سلتی‌ها گروهی از قبایل چادرنشین بودند که از منطقه کاکالوس در مرز اروپا و آسیا در ۸۰۰ قبل از میلاد ظهور کردند و به تدریج در نواحی غربی نظیر اورپا و انگلیس و شبه جزیره ایبریا (امروزه گرجستان) پراکنده شدند. (در سال ۱۰۰-۶۰۰ قبل از میلاد) ایشان که در صنایع طلاسازی و آهنگری بسیار خبره بودند، صاحب برخی از ارزنده‌ترین مجسمه‌های فلزی عصر خود نظیر مجسمه قایق از جنس طلا (ق.م ۵۰-۱۰۰) بودند. همچنین استادی آنها تا جایی بود که طرح‌های ظریف فلزکاری آنها به مناطق دیگر دنیا صادر می‌شد بلکه گاهی مورد تقلید نیز قرار می‌گرفتند.
مجسمه‌سازی در روم باستان (م۲۰۰ تا ق.م ۲۰۰)
تا حدود سال ۲۷ قبل از میلاد علیرغم نفوذ و تاثیر مجسمه‌سازان آتروسکی، مجسمه‌های رومی به سبک کاملاً واقع‌گرایانه ساخته شدند، اما از آن زمان به بعد سبکی حماسی و قهرمانی به خود گرفتند. فلسفه و دلیل اصلی ساخت این مجسمه‌ها بیان قدرت و اقتدار قلمرو رومیان بود. بنابراین صرف نظر از برخی نقوش برجسته تاریخی و تعدادی ساختمان و بیشتر مجسمه‌سازان به ساخت و طراحی مجسمه‌های نیم تنه از پادشاهان می‌پرداختند.
پیشینه مجسمه‌سازی بیزانس (میلادی ۴۵۰-۳۳۰)
تا قرن ۴ میلادی، مجسمه‌های ساخته معمولاً اختصاصاً برای مقابر و به حالت نقش برجسته ساخته می‌شدند. زمانی‌که امپراطوری روم باستان به دو منطقه شرقی و غربی تقسیم شد، پایتخت شرقی آن در قسطنطنیه شکل گرفت. هنر این امپراطوری که در بیزانتیوم پایه گذاری شد، به طور کامل مذهبی محسوب می‌شد. ولی علاوه بر تعدادی نقش برجسته برعاج و طلاکاری، فرقه ارتدوکس ساکن نواحی شرقی، اجازه ساخت مجسمه‌های ۳ بعدی و نقوش برجسته عمیق را نمی‌داد.
پیشینه مجسمه‌سازی در قرون تاریک (میلادی ۸۰۰-۵۰۰)
همانطور که از نام آن پیداست، این عصر، زمانه‌ای تاریک و ساکت در هنر مجسمه‌سازی اروپا بوده است. هنر کلیساها بسیار ضعیف شد و شهرها از قدرت و تمدن کمتری بهره‌مند بودند.  در نقاطی از اروپا به طور مثال ایرلند، تعدادی صلیب‌های سنگی منقوش به مناظر انجیل ساخته شد. در این میان آثار کمرنگی که هنر سده‌های میانه نیز در این زبان خودنمایی می‌کنند. حائز اهمیت آن است که ارتباط کلیدی میان معماری و مجسمه وجود دارد؛ بدین مفهوم که ساختمان‌های ساخته شده معمولا نیاز به تزئینات مجسمه‌گونه داشتند. این تزئینات هم داخل و خارج ساختمان را در برمی‌گرفتند. ستون‌های حامل نیز همانند سردرها نیاز به نقوش و مجسمه و نقش برجسته داشتند. به بیان ساده، مجسمه‌سازی‌های قرون وسطی علاقه خاصی به معماران داشتند به این دلیل که هر برنامه‌ای برای ساخت ساختمان‌های بزرگ در کنار خود مجسمه‌سازانی را لازم داشت.
پیشینه مجسمه‌سازی در دوره رومانسک (میلادی ۱۲۰۰-۸۰۰)
در قرن ۱۱، قدرت کلیسا بیشتر از پیش شده و این گسترش سبب ایجاد جنگ‌های صلیبی مسیحیت و اسلام شد. پیروزی جنگجویان مسیحی و با پس‌گیری آثارشان در خاتمه موجب ساخت کلیساهای جدید در کلیه مناطق اروپا شد و سبکی به نام رومانسک شکل گرفت که در انگلستان و ایرلند آن نورمان اطلاق می‌شد. در ادامه این سبک هنری مجسمه‌ها و شیشه‌های رنگی نیز دوباره روی کار آمد. این تقاضا در هنرهای تجسمی این عصر سبب پیدایش و شکل‌گیری حکاکی‌های زیادی شد. این حکاکی‌ها که به طور خاصی به صورت شبیه‌سازی انجام می‌گرفتند موجب ظهور هنرمندان و اساتید بی‌شماری در عرصه هنرهای تجسمی شدند. مجسمه‌سازان شهیر دوره رومانسک (قرن ۱۲): ماتئو، بندتوآنته لامی، کابستانی، گیشله برتوس
پیشینه مجسمه‌سازی - دوره گوتیک (میلادی ۱۳۰۰-۱۱۵۰)
با گسترش سبک‌های مختلف و تکنیک و روش‌های نوپا، هنر معماری کلیسایی نیز پیشرفت چشمگیری داشت. این فنون جدید در طول سده ۱۲ به عنوان سبک رومانسک در کنار هم جمع شدند. بعدها به سبک گوتیک نامیده شد. مشخصه‌های سبک رومانسک که طاق‌های گرد دیوارهای ضخیم پنجره‌های کوچک بودند، جای خود را به طاق‌های نوک‌دار، سقف‌های بسیار بلند، دیوارهای بسیار نازک و پنجره‌های عظیمی با نقاشی روی شیشه دارند. این ویژگی‌ها، فضای داخل کلیسا‌ها را به طور کامل تغییر داد و آنها را به روحانی بدل کرد، که پیام‌های مسیحیت توسط هنر مذهبی (Biblical art) به طور مثال نقاشی روی شیشه و مجسمه‌سازی - انتقال و ترویج می‌شد. سردر کلیساها معمولا انباشته از مجسمه‌های بودند که تصاویری از انجیل را نشان می‌دادند. همچنین ردیف‌هایی از مجسمه دیده می‌شوند (نقوش برجسته) که منقش به پرتره‌های پیامبران و حورایون و تصاویری از انجیل هستند. در قسمت‌های داخلی بناها مجسمه‌های ستونی و نقوش برجسته به چشم می‌خورند که همگی با ریزه‌کاری‌های بی‌نظیری به پیکرنگاری از شخصیت‌های مسیحیت پرداخته‌اند تا تعالیم دینی را به راحتی در اختیار عبادت‌کننده‌ها قرار دهند. در میان کلیساهای جامع بسیار معروف جهان می‌توان کلیسای متردام، شارتر، رمیز در پاریس و کلیسای کلنی، استراسبورگ آلمان و وست مینستر و یورک ینستر رادر انگلیس نام برد. به طور خلاصه، معماری گوتیک بازگو کننده نقطه اوج قدرت هنر مذهبی است.
پیشینه مجسمه‌سازی در رنسانس ایتالیا (میلادی ۱۶۰۰-۱۴۰۰)
همانطور که می‌دانیم رنسانس ایتالیایی الهام گرفته از دوره کلاسیک قدیم به‌خصوص در حیطه مجسمه‌سازی و معماری بود. همچنین این دوره بیشتر بر پایه انسان‌گرایی قرار داشت. این سبک که در فلورانس ظهور کرد، توسط هنرمندانی چون فیلیپو برونلچی (معمار)، دوناتلو (مجسمه‌ساز)، توماس ماساچو (نقاش)، ولئون باتیستا آلبرتی تئوریسین به‌وجود آمد و توسط خاندان مدیچی مورد حمایت قرار گرفت. سپس به رم انتقال یافت هنرها در اروپای شمالی نظیر هلند و انگلستان و آلمان نیز تحت تاثیر رنسانس قرار گرفت و در رشته‌های رنگ و روغن و چاپ و منبت‌کاری (حکاکی چوب) گسترش حاصل شد. حائز اهمیت است که گفته شود بسیاری از هنرمندان خصوصا در ایتالیا بسیار تحت تاثیر هنر دوره کوتیک بودند و بسیاری از دستاوردهای آنها برگرفته از پیشینیان گوتیک بودند. هنرمندان رنسانس ابتدایی به طور کلی در تلاش بودند تا با الهام گرفتن از مجسمه‌های یونان و روم باستان، آثار گوبتکی خود را رشد گسترش دهند.
پیشینه مجسمه‌سازی در دوره اوج رنسانس (میلادی ۱۵۳۰-۱۴۰۰)
هنرمندان مجسمه‌ساز دوره رنسانس از میکل آنژ تبعیت می‌کردند. او که بزرگترین مجسمه‌ساز عصر رنسانس ایتالیا است دارای آثاری چون پیتا و دوید و بوده در حال مرگ می‌باشد که همگی این‌ها بازگوکننده کیفیت فرا انسانی در مجسمه می‌باشند. برخی از آثار مرمری وی دارای نوعی زیبایی بدون عیب و نقص و حرکت خاصی هستند که از اوج قدرت وی در هنر خود سرچشمه گرفته‌اند. میکل آنژ در به تصویر کشیدن پیکره‌های عریان حماسی تا به امروز بی‌رقیب در عرصه مجسمه‌سازی درخشیدند.
پیشینه مجسمه‌سازی در رنسانس شمالی (میلادی ۱۵۳۰-۱۴۰۰)
در اروپای شمالی (فلاندری) هنر مجسمه‌سازی با چوب توسط ۲ هنرمند آلمانی گسترش یافت این دو به نام‌های: (یتلمان رین اشنالید) و (ویت استوس) می‌باشند. (یتلمان رین اشنالید): شهرت وی به حاضر نقوش برجسته و مجسمه‌های ایستاده از جنس چوب می‌باشد. (ویت استوس): شهرت وی به خاطر ساخت میز سخنرانی در کلیساهاست به اوج خود رسید. از جمله دیگر هنرمندان مجسمه‌ساز دوره رنسانس شمالی می‌توان به: هانس مولت شر، جیورجیو دسبینکو، میشل کلمب و گرگورارهات اشاره کرد.
مجسمه‌سازی سبک باروک (۱۶۰۰-۱۷۰۰ میلادی)
در طول قرن شانزدهم میلادی تغییراتی در کلیسای کاتولیک رخ داد که در طول آن از معماران ، مجسمه‌سازان و نقاشان دعوت به کار شد. در طی این تغییرات سبکی به نام (باروک) آرام آرام شکل گرفت. نابغه آن دوره (معمار و مجسمه‌ساز) - برنینی به طراحی ردیف ستون‌هایی پرداخت که گویی هر بازدیدکننده‌ای به محض ورود به کلیساها و بناها در آغوش می‌کشیدند . او که بزرگترین مجسمه‌ساز دوره باروک بود در جایگاه مجسمه‌ساز ارشدی پاپ قرار گرفت. او با ایجاد شاهکارهایی که با بهره‌گیری خطای دید در انسان نوعی تجمل و پیچیدگی را در مجسمه‌هایش القا می‌کردند (تاثیری که در واقع تنها نقاشان می‌توانند در آثارشان به وجود آورند). وی همچنین در به‌کارگیری مواد مجسمه‌سازی به‌قدری تبحر داشت که گویی می‌توانست حتی سخت‌ترین مواد را در دستان خود ذوب کنند و به هر حالتی در آورد. سبک به قدری حیرت‌انگیز بود که وی حتی کمترین نقدی را از سوی رقبای هود دریافت نمی‌کرد. رقیب بزرگ الساندرو الگاری بود و پس از او می‌توان به (فرانکو دکزنوی) اشاره کرد که سبک تماما کلاسیک داشت. او که پیکرها را در پس سایه‌ها به تصویر در می‌آورد، سبک بسیار خشن و غیر احساس‌گرا داشت که در میان نویسندگان آکادمیک طرفداران بسیار داشت. در مقایسه با روش برنینی باید اشاره کرد که سبک برنینی بسیار پویا و پر از حرکت و احساس بوده ولی سبک فرانکو بیشتر به تصنع‌گرایی در طبیعت تمایل داشت. در فرانسه می‌توان به مجسمه‌سازانی همچون فرانکو گیراردون و آنتونی کویسوا و پیرپوژه در دوره باروک اشاره کرد.
مجسمه‌سازی در دوره روکوکو (میلادی ۱۷۸۹-۱۷۰۰)
اساسا سبک روکوکو در فرانسه در پاسخ و تضاد به جدیدت باروک شکل گرفت این سبک در بدو امر در (کاخ ورسای) فرانسه شکل گرفت و سپس در کل اروپا ترویج شد. اگر سبک پیشین از سرسختی و جدیت و روانگیری حرف شده بود در اینجا و در این عصربیننده با تزئینات چشمگیر روبروست. البته سبک روکوکو همان نوع تغییر شکل یافته سبک باروک می‌باشد که توسط مجسمه‌ساز معروف برنینی شکل گرفت. در بیان صفات سبک روکوکو می‌توان به غیر رسمی بودن شادی و پرداختن به موضوعات عاطفی و امتناع از کاربردهای کلاسیک اشاره کرد. از مجسمه‌سازان معروف این سبک در فرانسه می‌توان: گیلامه کاستو - مدیر آکادمی فرانسه و پیرو سبک عمومی خود، کویسوا - ادمه بوشاردن و شران باتیست پیگان و اتن مورسیتن فالکونت را نام برد. در انگلستان هم با مجسمه‌سازان معروفی چون مایکل ریسبراک (Micheal Rysbrack(-۱۷۷۰-۱۶۹۴ و لوئیس فرانکو روبیلیاک (Louis Franceis Roubiliac) و مجسمه‌ساز کار با چوب به نام (گرینلینگ گیبونز) (Grinling Gibbons) روبرو هستیم به علاوه در آلمان هم (آثار) بالتازار پرموزر Balthazar Permoser و ایگفاز گونتر Ignaz Gunther ۱۷۷۵-۱۷۲۵ که شهرت وی به خاطر پیکره‌های واقع گرایانه و تک رنگ چوبی است، از بهترین‌ها محسوب می‌شوند. دوره روکوکو با شکل‌گیری انقلاب فرانسه جای خود را به نئو کلاسیسم داد.
مجسمه‌سازی دوره نئو کلاسیسم (شکوفایی ۱۸۳۰-۱۷۹۰)
هنر نئوکلاسیک که در واقع همان هنر یونانی اما با تغییرات مدرن است در ابتدا در معماری نئوکلاسیک به پیدایش رسید. از ساختمان‌های این عصر می‌توان به پانئتون در پاریس، طاق پیروزی در پاریس، دروازه برند بنرگ در برلین و ساختمان عمارت پارلمانی ایالات متحده اشاره کرد. معمولا مضمون این سبک قهرمان‌گرایی بوده است. از جمله هنرمندان این دوره می‌توان به آنتونیو کانووا ، فرانس زاور مسرشمیت و ژان آنتونی هودن اشاره کرد.
اگوست رودن (Augste Rodin) (۱۹۱۷-۱۸۴۰)
استثنای بزرگ مجسمه‌سازی فرانسه نابغه عصر آگوست رودن می‌باشد. او که یکی از نامدارترین مجسمه‌سازان مدرن می‌باشد خود را در مقام شاگردی قهرمان خود میکل آنجلو می‌دید. آگوست رودن که به خاطر مجسمه‌های برنزی شهرت داشت، مدرنیته را در کنار طبیعت‌گرایی روایی قرارداد. این در حالی است که میکل آنژ پیکرها را در قالب کلاسیتم قرار می‌داد. رودن که یکی از طرفداران پرشور سبک معماری گوتیک فرانسه بود، در تمامی آثارش این منبع الهام به‌طور کامل دیده می‌شود.
مجسمه‌سازی قرن بیستم : آغاز مدرنسیم
تا قرن نوزدهم هنرمندانی در حال ارائه آثار خود با الهام از رسانس و یا ارزش‌های دوره ویکتورین و یا پیکره‌های تاریخی و… بوده‌اند تا اینکه در قرن ۲۰ میلادی با ظهور نوابغی چون کنستانتین برانکوزی، امبرتو بوچینی و نائوم گابو مجسمه‌سازی به طور واقع شروع به تغییری وسیع کرد. در دهه‌های ابتدای قرن بیستم، هنرهای تجسمی در‌هاله‌ای از اضطراب سردرگمی قرار می‌گیرند. در ابتدا جنبش کوبیسم توسط پابلوپیکاسو و جورج براک ایجاد شد که بسیاری از احکام اصول سنتی هنر آن زمان را در هم شکست و موجی وسیع در نقاشی و مجسمه پدید آورد. این جنبش در ادامه هنرمند مشهوری چون مارسل دوشامپ را به جهان معرفی کرد. در این دوره هنر انتزاعی نو جانشین مواد و قوانین سنتی پیشین شد که قبلا در مجسمه‌سازی هیچگاه به‌کار گرفته نشده بود. در حین پیدایی سبک کوبیسم، و پیرو آن جنگ جهانی اول (۱۹۱۸-۱۹۱۴) و انقلاب بلشویک در سال ۱۹۱۷ میلادی، تاثیراتی عظیم بر هنرمندان اروپا گذارده شد و در ادامه به پیدایی سبک‌هایی چون داداسئم و کنستروکتیوسیم ختم شد . مجسمه‌سازان به جرگه نقاشانی پرداختند که حالا به تصویر کشیدن اشکال نوینی نظیر ماشین‌ها، اشتغال ذهنی داشتند. همچنین تاثیرات مدرسه باهاوس و اثرات آن را بر طراحی و فرم در این تاریخ نمی‌توان نادیده گرفت.
دهه ۲۰ قرن بیستم
در دهه ۲۰ قرن بیستم پاریس جنبشی را به نام سوررآلسیم به خود دید که بعدها به سوپر - رئالیسم یا فراواقع‌گرایی تبدیل شد که در آن تجرد و طبیعت‌گرایی در کنار یکدیگر ترکیب‌بندی‌های اصلی این سبک را تشکیل می‌داند. این سبک که با سالوادور دالی  آغاز شد در ادامه توسط هنرمندانی چون مرت اوپنهایم خالق اثر و مک ویلیامخالق اثر چشم‌ها، بینی و گونه دنبال روی شد. از جمله دیگر مجسمه‌سازان قرن بیستم می‌توان به ژان آرب و هنری مور، الکسانلر کالدر اشاره کرد. همچنین دیوید اسمیت آغاز گر جنبش انتزاعی فلزی و آلبرتئ جاکومتی خالق آثاری سوررآل در مجسمه‌سازی هستند.
مجسمه‌سازی پس از جنگ جهانی سبک پاپ آرت (۱۹۷۰-۱۹۴۵)
پس از جنگ جهانی بیشتر نوآوری‌های ایجاد شده در زمینه مجسمه‌سازی شامل کاربرد مواد جدید در مجسمه‌سازی و ایده‌گرایی یا کانسپچوالیسم شد. بیشتر این نوآوری‌های توسط هنرمندانی آمریکایی بوجود آمدند. تعدادی از این هنرمندان را با آثارشان در لیست ذیل می‌توان دید:
۱. اوسیپ زادکین Ossip Zadkine (۱۹۶۷-۱۸۹۰) نام اثر - شهر خراب شده Destroyed City
۲. لویی نولسون Louise Nevelson (۱۹۸۸-۱۸۹۹) نام اثر - دیوارهای از جنس مجسمه Sculptured Waus
۳. مجسمه‌های نئون دفلورسنت بروس نامن (Bruce Nauman)
۴. مجسمه‌های نمدی روبرت موریس Robert Moris و …
اولین جنبش پس از جنگ جنبش پاپ آرت بود که توسط هنرمندانی به اسم رابرت راشنبرگ و جاسپرجونز پایه‌گذاری شد. بیشتر این هنرمندان دیدگاه‌های سوررآلیستی را دنبال کرده و از کاربردهای مواد و ابزار نوین بهره می‌بردند. از نمونه‌های سبک پاپ آرت در مجسمه‌سازی می‌توان به:
۱. خدای جنگ ژاپنی Japanese War God خالق اثر: ادواردو پائولوزی Eduardo Paolozzi
۲. Ale Cans خالق اثر : جاسپرجونز
۳. Witty Joe Sofa خالق اثر: هنرمند ایتالیایی جاناتان دپاس Jonathan De Pas و غیره اشاره کرد.
پس از نهضت پاپ آرت، سبک پست مدرنسیم توسط (دامین هرست Damien Hirst) پایه‌گذاری شد وی که مدیر جنبش هنرمندان جوان انگلیس به‌حساب می‌آمد خالق اثری به نام (کوسه مرده) می‌باشد که متعاقباً مورد نقدهای بی‌شماری از جانب منتقدین زمان خود قرار گرفت با اینکه مجموعه داران بسیار زیادی همواره آثار وی را می‌ستودند و او را از جمله ثروتمندترین هنرمندان مجسمه‌ساز آن زمان می‌دانستند.
بن‌مایه: مجسمه‌سازی (https://mojasamesazi.com)

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده