​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

استادان به نام هنر پاپیه ماشه در اصفهان

استادان به نام هنر پاپیه ماشه در اصفهان

استاد محمدصادق (نیمهٔ دوم قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم قمری)
این نقاشی مشهور، در جوانی دورهٔ زندیه و در پیری اوایل قاجار را سپری کرده است. امضاهایی که بر آثار لاک الکل او دیده ‌‌می‌شود، «کمترین، محمدصادق نقاش شده است» و بسیاری از آنها «یا صادق الوعد» و «صادق از لطف علی، اشرف شد» بین سالهای ۱۱۲۸ تا ۱۱۷۷ قمری است. امضای رمزی «ز یاد محمد علی اشرف شد» اول برگرفته از احساسات مذهبی به امام جعفر صادق (ع) و به واسطهٔ لطف جدش امام علی (ع) است و دوم برای ابراز ارادت به استادش: صادق به لطف علی اشرف، نقاش است.
این استاد، گل و بوته‌سازی را از استادش علی اشرف فرا گرفت. به نظر می‌رسد موضوع اصلی نقاشی‌های او، صورت‌سازی و منظره‌پردازی بوده است. در سبک ایرانی‌سازی، تا حدود زیادی پیرو محمدزمان و قدرتش در این زمینه، بیشتر از فرنگی‌سازی بوده است.
محمدصادق در اصفهان آموزش دیده و بعدها که کریم خان در شیراز به سلطنت رسید، به خدمت او درآمد که گواه آن، امضای «یا صادق الوعد» بر دو نقاشی رنگ و روغن در یک عمارت کلاه فرنگی در شیراز است که کریم خان آن را ساخته است. ظاهر شاهزاده‌ها در برخی آثار پاپیه ماشهٔ اوست که دستار بلند زندی به سر دارند. پس از این ایام، محمدصادق دوباره به اصفهان بازگشت. نوشته‌های نقاشی رنگ و روغن از صحنهٔ پیروزی نادرشاه در جنگ کارنال در کاخ چهلستون، حضور او را در آنجا اثبات می‌کند: «یا صادق الوعد»، «از در اطاعت از فرمان سلطان زمان محمدخان قاجار که در شکوه و جلال همچون فریدون است، شکوه و جلال نادرشاه افشار به قلم صادق نقاش بازآفرینی شد.» کارهای او در جوانی با این مصرع رقم شده است: «صادق از لطف علی اشرف شد»؛ ولی در دوران پیری، بیشتر کارهایش رقم «یا صادق الوعد» دارد.
این هنرمند به مجالس عرفا، به ویژه تصویر مجالس بحث عرفی با پسر شاه سلیم هندی که به روایتی شاهزاده‌ای نیکو خصال و زاهد و باتقوی بوده، رغبت تمام داشته است. آقا صادق به غیر از نقاشی، در شعر و ادب نیز دست داشته و اغلب ارقام هنری خود را به نظمی متناسب به شعر درآورده و به خط زیبای خود کتابت کرده است. یکی از آثار مورد توجه این هنرمند، قلمدانی با زمینهٔ تیره رنگ است با تصویر عرفی و پسر شاه سلیم که مقابل مرشد خود نشسته است.
استاد محمدباقر اصفهانی (نیمهٔ دوم قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم قمری)
آقا باقر از اهالی اصفهان و نقاش مشهور دوران زند و هم‌عصر محمدصادق بود. سجع‌های او عبارت است از: باقر، محمدباقر، یا امام محمدباقر، یا باقرالعلوم، باقر از بعد علی اشرف شد و کمترین آقا باقر. بیشتر آن‌ها همان سجع «یا باقرالعلوم» را دارد. امضاهای «یا باقرالعلوم» و «باقر از یاد علی اشرف شد» را می‌توان به امام پنجم شیعیان و همچون شاگردان دیگر علی اشرف، امضای دیگرش را به ارادت او به استادش نسبت داد.
در تنها مدرک تاریخی که نام این استاد در ردیف سایر هنرمندان دورهٔ کریمخان زند (۱۱۶۴ تا ۱۱۹۲ قمری) قید شده، کتاب رستم‌التواریخ است. استاد محمدباقر در رشته‌های گوناگون نقاشی از قبیل رنگ و روغن، آبرنگ، سیاه قلم و گل و بوته‌سازی کم‌نظیر بود و در فرنگی‌سازی، چهره‌پردازی و نقش حیوانات نیز مهارت فراوانی داشت. آقاباقر، گل و مرغ را نزد استاد خود علی اشرف فرا گرفت و در این زمینه، بر استاد خود پیشی گرفت. این نقاش از پیشتازان نقاشی رنگ و روغن در ایران بود و عمده کارهای روغنی او، جلد کتاب و قاب آیینه‌سازی بود و کمتر به تصویر قلمدان‌ها می‌پرداخت. او در آثار خود، سجع‌ها را همراه تاریخ ساخت هر کدام درج می‌کرد که این، از امتیازات درخور توجهی است که نقاشان دیگر کمتر انجام داده‌اند.
استاد اسماعیل نقاش باشی یا محمد اسماعیل (نیمهٔ دوم قرن سیزدهم قمری)
محمد اسماعیلی از استادان کم‌نظیر اصفهانی در نقاشی لاکی (پاپیه ماشه) و آبرنگ است. این هنرمند در سال‌های ۱۲۶۴ تا ۱۲۸۸ قمری، آثار بسیاری انجام داده است. وی که نقاش دربار ناصرالدین شاه بود، در به تصویر کشیدن مجالس رزمی و بزمی و گل و مرغ و جانورسازی و منظره‌پردازی، استادی برجسته بود. بیشتر مجالس بزمی زنان و مردان را به شیوهٔ فرنگی و ایرانی به تصویر می‌کشید و به علت علاقهٔ فراوان به شیوهٔ فرنگی‌سازی، در این زمینه افراط می‌کرد.
آقا اسماعیل در حاشیه و ترنج بندی و جدول‌سازی، ابتکار زیادی داشت. وی از جمله استادان پیش‌گام در ابداع سبک قاجار در نقاشی لاکی است؛ زیرا بیشتر استادان پیش از او، دنباله‌رو مکتب اواخر صفوی بودند. تغییرات محدودی که در دوران زند در آن مکتب ایجاد شد و تا اوایل دورهٔ ناصری ادامه یافت، با عنوان مکتب زند شناخته می‌شود. از این زمان به بعد، مکتب قاجار شکل گرفت. وی در شبیه‌سازی ناصرالدین شاه و دولت مردان آن زمان، استادی خود را به اثبات رساند.
این هنرمند به موضوعات روی آثار لاکی، تنوع بخشید و قلمدان‌های هفت گنبد و کیانی و داستان‌های خسرو و شیرین و شیرین و فرهاد و داستان‌های عرفانی و حکایت‌های مربوط به رهبانیت آیین مسیح را معمول و متداول ساخت. آقا اسماعیل آثار خود را با سجع‌های گوناگونی امضا می‌کرد که در ادامه به اختصار آمده است: اسماعیل، راقمهٔ اسمعیل ۱۲۶۴، عمل اسمعیل، عمل محمداسمعیل ۱۲۷۲، عمل کمترین اسمعیل نقاش باشی پاکباز ۱۲۷۵، کمترین خانزاد اسماعیل ۱۲۷۰، عمل کمترین اسمعیل نقاش باشی ۱۲۷۸، نقاش باشی اسمعیل، عمل کمترین محمد اسماعیل نقاش باشی فی سنه ۱۲۷۹، عین جان زین صور که کرد سبیل / ثانی اثنین مانی اسمعیل، زمانی نژادی سماعیل نام / بر این صفحه آن قصه جست ارتسام ۱۲۶۶، یافت زیور چو گلستان خلیل / این قلمدان ز کلک اسمعیل)
استاد میرزا بابا نقاش باشی (اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم قمری)
میرزابابا نقاش، از نقاشان معروف رنگ و روغن دوران زند و فتحعلی شاه است. وی در دوران خود، اولین نقاشی است که هنر رنگ و روغن را رونق بخشید و راه‌گشای سایر هنرمندان بعد از خود شد. این هنرمند اصفهانی، در شبیه‌سازی و چهره‌پردازی از فتحعلی شاه و مجالس شاهانهٔ او شهرت دارد. وی رنگ‌ها را متوازن و هم‌آخت می‌گرفت و روی هم رفته، از رنگ‌های مخلوط و تا حدی تیره استفاده می‌کرد. در سایه و پردازهای استادانه در اغلب آبرنگ‌هایش، به اندازه‌ای مهارت و قدرت قلم داشته که گویی غباری بر تصویر نشسته و حتی با ذره بین هم نمی‌توان ظریف‌کاری‌های آن را احساس کرد.
وی در گل و بوته‌سازی شیوه‌ای خاصی داشت. چند دسته گل و برگ و غنچه را با فاصله کنار هم قرار می‌داد و طرح جذابی به وجود می‌آورد. در شبیه‌سازی و چهره‌پردازی نیز دقیق بود. صورت‌ها را زیبا و طبیعی و چشم‌ها را خمارتبه تصویر درمی‌آورد و در ترسیم دست و پا و ریزه‌کاری‌های صورت و به‌خصوص حالت‌های مختلفی چون شادی و ترسی و اعجاب، استادانه عملی می‌کرد. علاوه بر این، در تذهیب نیز بسیار توانا بود.
از جلدهای پرآذین و گل و بوته‌ای میرزا باباکه صحنهٔ داخلی‌اش پر از گل و مرغ‌های دلپسند و استادانه بود و حاشیه‌های آن، تذهیبی ماهرانه با زنجیره‌های طلایی داشت، پیچک‌های زیبا و گل‌های ختایی در بین گل‌های گوناگون جلب نظر می‌کرد و این رقم را داشت: «کمترین میرزا بابا ۱۲۱۸».
استاد نجفعلی نقاش‌باشی اصفهانی (قرن سیزدهم قمری)
آقا نجفعلی نقاش‌باشی اصفهانی در حدود سال ۱۲۰۳ قمری در شهر هنرپرور اصفهان پا به عرصهٔ هستی نهاد و آقا نجف خوانده می‌شد. وی که از استادان برجستهٔ اواسط دوران قاجار است و از پرکارترین نقاشان زمان خود محسوب می‌شود، تحولی در نقاشی زیر لاکی پدید آورد. در واقع، سبک او پلی بود میان شیوه‌های عهد کریمخان و عهد ناصری. لقب نقاش‌باشی از طرف دربار به نجفعلی اعطا شده بود. شواهدی نیز دال بر ارتباط نجفعلی و دربار وجود دارد. از جمله تمثال رنگ و روغنی از محمدشاه قاجار با امضای «رقم کمترین نجفعلی» به تاریخ ۱۲۶۱ قمری. آقا نجف علاوه بر شیوهٔ استادان اصفهانی، از سبک نقاشان اروپایی مقیم اصفهان نیز استفاده کرده و احیاناً از روی باسمه‌های چاپی مذهبی و غیرمذهبی فرنگی نیز کپی کرده است. نمونهٔ این برداشت‌ها بر روی قلمدان‌ها و قاب آیینه‌ها نقش بسته و گاهی از آثار نقاشان قدیمی همچون محمد زمان سوم معروف به آقا زمان تقلید کرده است. او در گل آرایی شیوهٔ خاصی داشت و گل و برگ‌ها را به صورت کلی سایه می‌زد و در رنگ آمیزی، تا حد امکان سعی می‌کرد به طبیعت نزدیک تر باشد.
آقا نجف، علاوه بر اینکه خود هنرمند بی‌نظیری بود، خانوادهٔ او هم در زمینهٔ نقاشی تبحر داشتند: آقا نجفعلی با برادرش محمدحسن و فرزندانش محمدکاظم (فعال در سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۲۷۹ قمری)، محمدجعفر (فعال در سال‌های ۱۲۶۹ تا ۱۲۹۰ قمری) و احمد (۱۲۹۰ تا ۱۳۱۰ قمری). اطلاعات مربوط به این خانوادهٔ هنرمند، در قباله ازدواج دختر آقا نجف به نام صفیه سلطان ذکر شده است. این قباله، اولین بار در سال ۱۳۵۴ شمسی توسط محمدعلی کریم زادهٔ تبریزی در شمارهٔ ۱۵۹ و ۱۶۰ مجلهٔ هنر و مردم چاپ شد۔ در چهره‌پردازی و مجالس رزمی و بزمی و به‌ویژه در تک‌چهره‌سازی که تا حد زیادی می‌خواست شبیه‌سازی کند، سایه‌های صورت را ملایم و نرم پرداخت می‌زد و به ویژه در چهرهٔ معروف یوحنا که معبود حقیقی نقاش به شمار می‌آمد، سنگ تمام می‌گذاشت. در پرنده‌سازی، بیشتر به نقش طاووس و مرغابی علاقه مند بود و نقش طاووس را به عنوان امضای مخفی خود، در زیر بعضی از آثارش ترقیم می‌کرد. نجفعلی در اغلب آثارش به الگوها و طرح‌های قدیمی رجعت کرده است. اتخاذ چنین روش و سرمشق قراردادن آثار قدما، موجب تقویت و تعالی این هنرمند شده است. نمونه‌ای که از یک بانوی هندی و منظرهٔ اطرافش تصویر شده، مشخصاً بر گرفته از قلمدان عالی و هنرمندانه‌ای مربوط به اواخر دوران صفوی است.
استاد نصرالله الحسینی الامامی نقاش‌باشی (قرن سیزدهم قمری)
از خاندان امامی اصفهان (۱۲۲۶ تا ۱۲۹۸ قمری) که در هنرهای روغنی (لاکی)، استاد مسلمی به‌شمار می‌آمد و به غیر از قلمدان‌سازی، در نقش جلدها و قاب آیینه‌ها نیز شیوهٔ خاصی داشت. این هنرمند در گل و مرغ و دسته گل آرایی، ابتکاری ستودنی داشت و در چهره‌پردازی با استعداد بود. سایه‌ها را در پردازه‌های درشت‌تری می‌زد و از ریزه‌کاری‌های زیاد از حد دوری می‌جست. بدین ترتیب است که کارهای نصرالله با سایر نقاشان گل و مرغ‌ساز، تفاوت محسوسی دارد.
این نقاش، گل و مرغ‌سازی را در اندازه‌های بزرگتری نقش می‌کرد و در گل و مرغ‌هایی که بر روی جعبه‌ها یا قاب آیینه و جلدها و گاهی در قلمدان‌های بزرگتر سفارش می‌گرفت، گل‌ها را به اندازه‌ای نزدیک به گل‌های طبیعی ترسیم می‌کرد؛ ولی مرغ‌ها را با تناسبب کوچکتر و هم‌آخت گل‌ها نقش می‌کرد و با این ترفندها، کار هنری خود را بارز ساخت. وی در خوشنویسی انواع خط، بخصوص خط شکسته، مهارت بسیار زیادی داشت و گاهی به نظم دست می‌یازید و آن را به مناسبتی، در زیر آثار خود درج می‌کرد. او اغلب با آبرنگ کار می‌کرد و در کارهایش سجع «یا اباعبدالله الحسین» می‌نوشت. دوران فعالیت هنری این نقاش و قدیمی‌ترین و جدیدترین تاریخی که در زیر آثارش درج کرده، ۱۲۵۱ تا ۱۲۹۳ قمری است که نشان می‌دهد بیش از چهل سال و اندی در خدمت هنر بوده و آثار نسبتاً زیادی از خود به یادگار نهاده است.
هنرمندان تصویرساز خانوادهٔ امامی که احوالی آنها در کتاب کریم زادهٔ تبریزی آمده است، عبارت‌اند از:
ابوالقاسم امامی، جواد امامی، غلامرضا امامی، محمد امامی حسینی، محمدصادق امامی، محمدباقر امامی، محمدتقی امامی، محمدحسین امامی، محمدرضا امامی، محمدعلی امامی، محمدمهدی امامی، مصطفی امامی، میرزا بابا امامی الحسینی، نصرالله امامی و هاشم الحسینی اصفهانی امامی۔
استاد عبد الحسین صنیع همایون (اواسط قرن چهاردهم قمری)
میرزا عبدالحسین که به صنیع همایون معروف بود، از نقاشان اواسط قرن چهاردهم قمری در شهر اصفهان است که در صورت‌سازی و چهره‌پردازی توانا و در گل و مرغ و منظره‌پردازی و تذهیب، استاد بود. پدرش مرحوم آقا کاظم فرزند نقاش نامدار نجفعلی بود. وی اغلب قلمدان و قاب آیینه و جلد کتاب می‌ساخت و تصاویر اصلی قلمدان‌های او، زنان فرنگی و پرنده‌سازی و منظره‌پردازی و تذهیب است.
سبک صنیع همایون متأثر از شیوهٔ عباس شیرازی و محمد ابراهیم اصفهانی است؛ ولی در عین حال، مستقل و متمایز از آن دو استاد است و مکتبی بین ایرانی‌سازی و اروپایی است. آثار او شامل تصویر زنان در حالت‌های مختلف است که پرنده به دست دارند یا در حال سرگرمی با طوطی هستند. وی مناظر رودخانه‌ها و دریاها و شهرها را نیز بر روی قلمدان‌ها نقش می‌انداخت. آثار فراوان این هنرمند در سال‌های ۱۲۷۶ تا ۱۳۴۰ قمری را می‌توان در موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی یافت.
استاد محمد باقر سمیرمی نقاش‌باشی (قرن چهاردهم قمری)
محمد باقر سمیرمی از چهره‌های درخشان هنر ایران بود که در نقاشی قلمدان، سبک خاصی بدعت نهاد و همواره آثارش خواستاران فراوانی داشت. او متولد سمیرم (نزدیک قمشه اصفهان) و پسر یکی از  باغبانان ظل السلطان بود. خوی جستجوگرانه در دامن طبیعت ، نخستین مکتب و استاد او بود  و با یاری ذوق و استعداد ذاتی و کوشش‌های پیگیر و مداوم، این مرد صحرا دیده و کوه پرورده به نقاشی پرآوازه تبدیل شد. برخلاف دیگر استادان این فن که با آبرنگ بر قلمدان نقش می‌آفریدند، با لطافت هرچه تمام تر از رنگ و روغن برای نقش‌آفرینی استفاده می‌کرد. در کارهای او ضخامت لایهٔ رنگ بسیار کم است و حتی در بعضی از نقاشی‌هایش از رنگ خود بوم نیز استفاده کرده است. این هنرمند دررشته‌های گوناگون نقاشی از قبیل رنگ و روغن، آبرنگ، سیاه قلم، طراحی، شبیه‌پردازی، جانور‌سازی، گرفت و گیر حیوانات، منظره‌سازی و ابداع رنگ‌های متنوع و زیبا، استعداد فراوان داشت. در شبیه‌سازی، بسیار توانمند بود و کوچک ترین نشانه‌ای را از نظر دور نمی‌داشت.
چهره‌سازی قلمدان‌های سمیرمی، جاندار و به ویژه حالت چشمان، گویا و زنده ترسیم شده است؛ همین طور منظره‌سازی و تصویر حیوانات. یکی دیگر از ویژگی‌های قلمدان‌های او، کیفیت بالای مقوا و زرنشان‌سازی آنهاست. وی علاوه بر قلمدان‌سازی، چهره‌سازی نیز کارکرده و چندین تابلوی رنگ و روغن ناصرالدین شاه و مسعود میرزا ظل السلطان و برخی دیگر از شخصیت‌های اصفهان و خان‌های بختیاری تصویر کرده است. سجع امضای این هنرمند، ۳۰۳ است. این هنرمند که تا پایان عمر بسیار ساده زیست، مردی پرهیزگار و آشنا به علوم دینی و درعین حال دارای مشربی عرفانی بود که گاهی اشعاری می‌سرود. به روایتی، وی به سال ۱۲۸۳ قمری متولد شد و در هفتاد سالگی در اصفهان درگذشت.
بن‌مایه: هنریاب (http://honaryab.com)

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده