​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

مواد و مصالح هنر خاتم‌کاری

مواد و مصالح هنر خاتم‌کاری

خاتم - هنر خاتم از جمله هنرهایی است که تنوع و دامنه استفاده از مواد اولیه در آن بسیار گسترده و وسیع است. شناخت دقیق این مواد و مصالح، انتخاب و استفاده صحیح از آنها در ارائه هر چه بهتر یک اثر هنری با ارزش و ظریف، نقش بسیار مهمی دارد. این مواد و مصالح را می‌توان از نظر نوع کاربرد و استفاده حداقل در پنج گروه مجزا مطالعه کرد. این پنج گروه عبارتند از: انواع چوب، استخوان، مفتول، مواد چسباننده و جلادهنده.
انواع چوب در خاتم‌کاری - در عرصه‌ی هنر خاتم، چوب نقشی محوری و بنیادین دارد و اساساً هنر خاتم را می‌توان هنری چوبین نامید. استفاده از این ماده بسته به نوع، رنگ، سختی و نرمی آن، متفاوت است این تفاوت در کاربرد را در دو بخش عمده می‌توان بررسی کرد:
الف) چوب‌هایی که برای زیر ساخت یا بستر کار خاتم استفاده می‌شود.
ب) چوب‌هایی که در متن خاتم و برای تزئین به‌کار برده می‌شود.
چوب آبنوس - نام علمی درخت آبنوس «aburnum» است. رویشگاه اصلی آن عمدتاً سواحل گینه در آفریقا، به ویژه از سرزمین گاتا تاگابون بوده است. از جمله ویژگی‌های بارز این چوب رنگ سیاه و زغالی آن است. وزن مخصوص چوب آبنوس بسیار بالاست، به طوری که باعث فرو رفتن در آب می‌شود. چگالی بالای این چوب به علت تراکم بسیار بافت‌های تشکیل دهنده‌ی آن است و این ویژگی چوب آبنوس، کار ابزارخوری آن را بسیار مشکل کرده است بر خلاف ویژگی برش‌پذیری سخت، این چوب به راحتی صاف و صیقل داده می‌شود. قابلیت چسب‌خوری، جلاپذیری و لاک‌پذیری آن نیز بسیار بالاست. چوب آبنوس تقریباً یک دست و بدون نقش است و در برابر رطوبت و حشرات مقاومت نسبتاً خوبی دارد.
این چوب در مرزبندی‌های مختلف و ایجاد حاشیه و حایل بین نقوش، بیش از سایر بخش‌های آثار خاتم به‌کار می‌رود. تهیه مثلث‌های مختلف از آن، به ویژه مثلث‌های متساوی الساقين از گذشته در میان هنرمندان خاتم‌ساز مرسوم بوده است. در حال حاضر از چوب آبنوس در هنر خاتم استفاده نمی‌شود و نیاز به این چوب در بهترین نوع کارها با استفاده از چوب فوفل بر طرف می‌گردد.
چوب افرا - نام علمی درخت افرا Acer» » است و گونه‌های مختلف دارد. گرچه گونه‌های مختلف درخت افرا در گوشه و کنار جهان پراکنده‌اند اما رویش‌گاه اصلی این درخت، آمریکای شمالی است. چوب به دست آمده از بیشتر گونه‌های افرا، ضمن سختی قابل قبول، خاصیت انعطاف‌پذیری مناسب دارد. این چوب از جمله چوب‌های نسبتاً سبک است و فشرده نبودن بافت‌های آن باعث شده است تا ابزار‌کاری روی آن به سهولت انجام گیرد. چوب افرا به رنگ سفید با رگه‌های قهوه‌ای است. استفاده از این چوب در تهیه‌ی زیر ساخت‌ها و مثلث‌های رنگی بیش از سایر قسمت‌های خاتم به چشم می‌خورد. از چوب افرا برای ساخت قالب عکس و جعبه‌های نسبتاً بزرگ نیز استفاده می‌شود.
چوب فوفل: نام علمی این درخت « Areca » است. درخت فوفل از جمله درختانی است که در نواحی گرم و مرطوب به خوبی رشد می‌کند. موطن اصلی این درخت را می‌توان شبه قاره‌ی هند دانست. از ویژگی‌های بارز این درخت بوی تند و زننده آن است. چوب فوفل بخش اعظمی از قسمت مرکزی تنه به رنگ قهوه‌ای سوخته است و در قسمت بیرونی آن لایه‌ای به رنگ زرد قرار دارد که معمولاً استفاده نمی‌شود. تراکم و فشردگی بالای بافت‌های تشکیل دهنده‌ی درخت فوفل باعث شده است که چوب این درخت در ردیف یکی از سخت‌ترین چوب‌هایی باشد که در خاتم‌کاری استفاده می‌شود. درخت فوفل با وجود سختی و استحکام بالایی که دارد، چون چربی زیادی در بافت آن وجود دارد، قابلیت ابزارخوری مناسبی دارد. استفاده از این چوب با تکیه بر رنگ آن در هر جای خاتم، بسته به سلیقه و خلاقیت خاتم‌کار ممکن و عملی است.
چوب گردو: نام علمی این درخت «Juglans » است . درخت گردو به علت داشتن سازگاری با شرایط خاص آب و هوایی، در اکثر نقاط جهان یافت می‌شود. قابلیت ابزارخوری، رنگ‌پذیری و جلاپذیری خوب آن در کنار مقاومت و استحکام ذاتی از جمله ویژگی‌های دیگر چوب گردو است. مقاومت این چوب در برابر رطوبت و حشرات در حد متوسط و قابلیت چسب خوری آن مناسب است. به علت ویژگی‌های بالای چوب گردو از آن استفاده‌های گوناگونی در ساخت اجزا و کالبد آثار خاتم می‌شود. اما استفاده از این چوب در بدنه یا زیر ساخت کار از سایر بخش‌های خاتم به چشم می‌خورد. برای ساخت قالب‌ها و جعبه‌های بزرگ، استفاده از چوب گردو در اولویت قرار دارد. از این چوب به علت رنگ‌پذیری مناسب آن به جای چوب فوفل می‌توان استفاده کرد.
چوب عناب: نام علمی درخت عناب «Rahamnaceae » است . درخت عناب در بیشتر نقاط دنیا رشد می‌کند. گونه ویژه‌ای از این درخت با نام علمی «Zizyphus vul» در جنگل‌های شمال، خصوصاً در نواحی مرتفع گرگان وجود دارد. از جمله ویژگی‌های بارز چوب درخت عناب استحکام و وزن مخصوص بالای آن است. به همین علت این چوب، خاصیت ابزار خوری سختی دارد و کار با آن دشوار است. رنگ چوب عناب در قسمت میانی و مرکزی آن قهوه‌ای مایل به قرمز است و لایه بیرونی آن را پوششی به رنگ زرد احاطه کرده است. میزان قرمزی رنگ چوب عناب بسته به رویش‌گاه آن متفاوت و متغییر است. زیبایی طبیعی و رنگ شاد این چوب در کنار استحکام و دوام آن باعث شده است تا هنرمندان خاتم‌ساز از این چوب به چند منظور استفاده کند، برای مثال از این چوب بیشتر در تهیه مثلث، اووه و قاطعی‌ها استفاده می‌کنند.
چوب بقم، قاقم، قامیش: گونه‌هایی از این درخت در بخش‌هایی از قاره آمریکا می‌رویند، رویش‌گاه اصلی درخت بقم، سرزمین هندوستان است. نام علمی درخت این چوب (Campechidnum Hematoxylon ) است. چوب درخت بقم سخت، با دوام و در عین حال خوش ابزار است. از جمله ویژگی‌های بارز این چوب، رنگ حنایی بخش میانی و مرکزی آن است که اطراف آن با لایه نازکی به رنگ زرد پوشیده شده است. بعد از نایاب شدن چوب بقم و قبل از رنگ‌آمیزی چوب‌های مختلف به روش شیمیایی، هنرمندان خاتم‌ساز، چوب عناب یا زردآلو را به جای چوب بقم استفاده می‌کردند. رنگ این چوب‌ها پس از خشک شدن از قهوه‌ای روشن به زرد تغییر می‌کند. رنگ زیبای این چوب آن را در ردیف یکی از عناصر مهم تزئین در متن خاتم قرار داده بود و هنرمندان خاتم‌ساز از این چوب برای جلوه دادن بیشتر به نقش‌های خود استفاده می‌کردند. این چوب به طور مشخص در تهیه‌ی مثلث‌های خاتم به‌کار می‌رود.
چوب نارنج: نام علمی این درخت «Citrusaurantium» است. درخت نارنج در اغلب نواحی مساعد دنیا به چشم می‌خورد. چوب نارنج از جمله چوب‌های نرم و خوش ابزاری است که قابلیت انعطاف‌پذیری خوبی دارد. رنگ غالب در چوب نارنج، رنگ کرم یا زرد مایل به سفید است و خاصیت رنگ‌پذیری خوبی دارد، به همین علت برای تهیه‌ی چوب‌های رنگی، به ویژه رنگ‌های نارنجی، قرمز و سبز از این چوب استفاده می‌شود. چوب نارنج به علت رنگ‌پذیری و جلاپذیری مناسبش در ردیف عناصر تکمیل کننده و جانشین کننده در خاتم قرار گرفته است. از این چوب گاهی در ساخت مثلث‌های گوناگون و اووه نیز استفاده می‌شود.
چوب شمشاد: نام علمی این درخت «Buxus Semperviros» است و درختی صنعتی و دارای مصارف گوناگون است. تقریباً در تمام نقاط جهان گونه‌هایی از چوب شمشاد وجود دارد. رویش‌گاه اصلی این گونه جنگل‌های شمال ایران از آستارا تا میان دره‌ی گرگان به خصوص در نواحی کم ارتفاع و نزدیک به ساحل دریای خزر است. چوب حاصل از درخت شمشاد، سخت و سنگین است و بافت‌های متراکم و اليافی یکنواخت دارد. رنگ چوب درون شمشاد زرد روشن و گاه سفید و بدون نقش است. این چوب چون بافتی فشرده و متراکم دارد به سختی شکاف برمی‌دارد؛ اما پس از خشک شدن، ابزارخوری خوبی دارد و با آن به آسانی می‌توان کار کرد. استفاده از چوب شمشاد در ساخت تنگ مثلث سایی به جای چوب کیکم معمول بوده است.
چوب آلوچه: نام علمی این درخت «Prunus » است و با توجه به شرایط اقلیمی در گوشه و کنار دنیا متفاوت است. چوب درخت آلوچه سنگین و با دوام است، اليافی موازی دارد و تراکم و فشردگی بافت‌های آن، موجب استحکام نسبی این چوب می‌شود. چوب درون درخت آلوچه قهوه‌ای روشن و لایه بیرونی آن، گاه سفید رنگ است. از چوب آلوچه بیشتر برای زیر ساخت خاتم در تهیه مصنوعات کوچک و تزئینی استفاده می‌شود. در صورت نیاز به چوب‌های رنگی، به ویژه رنگ قرمز چوب آلوچه را رنگ می‌کنند.
چوب گلابی: نام علمی درخت گلابی «Piruscordata» است. گونه‌هایی از درخت گلابی در اقصی نقاط جهان یافت می‌شود. در ایران این درخت در نواحی شمالی از آستارا تا گرگان و در بخش‌های غربی، به ویژه کردستان و نواحی مرکز مانند لرستان رشد می‌کند، چوب گلابی بافتی صاف و یکنواخت دارد و نسبتاً سنگین است. این چوب به علت آنکه بافتش فشرده و متراکم نیست، نرم و انعطاف‌پذیر است. رنگ غالب در چوب گلابی رنگ سفید و رنگ‌پذیری و جلاپذیری این چوب مناسب است و استحکام قابل قبولی هم دارد. علاوه بر به‌کار بردن چوب گلابی در بخش‌های مختلف خاتم، از این چوب با توجه به رنگ سفید و زیبایی‌اش، بیشتر در تهیه مثلث‌های الوان، به ویژه مثلث‌های آبی رنگ یا ایجاد حاشیه‌های هندسی استفاده می‌کنند.
چوب توسکا یا توسه: نام علمی این درخت «Alnus» است و رویشگاه اصلی آن در نیم کره‌ی شمالی است چوب درخت توسا بدون گره، بدون نقش، دارای استحکام نسبتاً خوبی است. رنگ چوب درون توسکا هنگام بریدن سفید است، اما به تدریج و در اثر عمل اکسیداسیون، رنگ آن به رنگ سرخ متمایل می‌شود. استحکام نسبی چوب توسکا باعث شده است تا اغلب هنرمندان خاتم‌ساز از این چوب برای زیر ساخت آثار خود استفاده کنند. قاب‌ها و جعبه‌های کوچک معمولاً با این چوب ساخته می‌شوند اما در اصل چوب توسکا را می‌توان بهترین چوب برای زیر ساخت در خاتم‌سازی داشت.
چوب کاج: نام علمی این درخت «Pinus» است. تنوع درختان کاج و سازگاری مناسب گونه‌های آن با شرایط اقلیمی متفاوت، موجب گستردگی رویشگاه‌های آن در دنیا شده است. بافت فشرده و متراکم چوب کاج، سختی قابل ملاحظه‌ای به آن داده است. رنگ چوب کاج، اغلب سفید تیره بوده و از جمله چوب‌هایی است که کار با آن دشوار است. به علت دوام و مقاومت نسبتاً خوب کاج از آن برای زیر ساخت‌های آثار خاتم استفاده می‌شود. از چوب این درخت همانند چوب توسکا در ساخت اشیایی چون جعبه‌ها و قاب‌های کوچک استفاده می‌شود.
چوب سپیدار، تبریزی یا کبود: نام علمی آن «Populus ablba» و از درختان پهن‌برگ و بلند تنه است. درخت سپیدار، به علت سازگاری با رویشگاه‌های گوناگون، تقریباً در سراسر دنیا پراکنده است. درخت سپیدار بافت‌های غیر متراکم دارد که باعث نرمی و اصطلاحاً پوکی چوب آن می‌شود. چوب سپیدار انعطاف‌پذیری مناسب دارد و ابزارخوری خوبی از خود نشان می‌دهد. چوب بیرونی این درخت به رنگ سفید و چوب میانی آن قهوه‌ای کم رنگ یا زرد روشن است این چوب رنگ‌پذیری و جلاپذیری خوبی دارد، اما مقاومت آن در برابر رطوبت و حشرات اندک است. کاربرد اساسی چوب سپیدار در تهیه استر برش‌های خاتم است.
شاه چوب: نام علمی درخت شاه چوب «dalberyia cearensis» است و از جمله درختانی است که گونه‌‌های آن در حال نابودی‌اند. رویش‌گاه اصلی درخت شاه چوب، بخش‌هایی از آمریکای مرکزی و جنوبی است. چوب این درخت به علت تراکم و فشردگی بافت‌‌های تشکیل دهنده‌اش، سختی قابل توجهی دارد، به همین علت خاصیت ابزارخوری چندان مناسبی ندارد. رنگ این چوب اغلب قهوه‌ای روشن و قابلیت رنگ‌پذیری، جلاپذیری و چسب‌خوری آن بسیار پایین است. این چوب جانشین مناسبی برای چوب فوفل است و در نبود چوب فوفل استفاده از این چوب در اولویت قرار دارد. کاربرد اساسی شاه چوب همان کاربرد چوب فوفل است.
استخوان: استفاده از استخوان در هنر خاتم از دیر باز مرسوم بوده است و این ماده جایگاه خاصی در عرصه این هنر زیبا و ظریف دارد. از میان استخوان‌‌های به‌کار رفته در آثار گوناگون چنین بر می‌آید که استفاده از استخوان شتر در اولویت قرار داشته و هرگاه در دسترس نبوده، استخوان‌های حیوانات دیگری چون اسب، گاو و حتى الاغ به جای آن استفاده می‌شده‌اند. استخوان شتر فراوان‌ترین نوع استخوان به‌کار رفته در آثار هنر خاتم است و ویژگی‌ها و مزیت‌‌های منحصربه‌فردی دارد. رنگ سفید و یک‌دست این استخوان در کنار مقاومت و خاصیت ابزارخوری بسیار خوب و رنگ‌پذیری و چسب‌خوری مناسب آن از جمله ویژگی‌‌های بارز این استخوان است. مقاومت این استخوان در برابر رطوبت و حشرات نیز زیاد است. از استخوان اسب ظاهراً به علت دسترسی نداشتن به استخوان شتر یا دشواری تهیه آن در مقاطعی از زمان استفاده می‌شده، با وجود این مزیت‌‌های نسبی استخوان اسب موجب تداوم و به‌کارگیری آن به عنوان جانشینی مناسب برای استخوان شتر شده است و بر اساس همین خواص و مزیت‌‌های نسبی، هنرمندان خاتم‌ساز در مواقع نیاز استفاده از آن را بر استفاده از استخوان شتر ترجیح داده اند. از ویژگی‌‌های بارز این استخوان، رنگ‌پذیری و ابزارخوری خوب آن است. رنگ طبیعی استخوان اسب، سفید کدر و رنگ کردن آن از رنگ کردن استخوان شتر آسان‌تر است. استحکام این استخوان قابل قبول است و جلاپذیری و چسب‌خوری خوبی دارد.
عاج: منظور از عاج عموماً استخوان فیل است که از دیر باز جایگاه ویژه‌ای در عرصه‌ی هنر خاتم داشته است. اساساً استفاده از این ماده گرانبها در آثار هنری، ملاکی برای ارزش‌گذاری آن محسوب می‌شود. عاج را از سرزمین هند تهیه می‌کردند و در اختیار هنرمندان قرار می‌دادند از این رو دسترسی به این ماده با ارزش آسان نبوده و به همین علت میزان استفاده از آن در مقاطع گوناگون دستخوش نوسان بوده است؛ گرچه از این ماده تنها در ساخت خاتم‌‌های با ارزش هنری خاص مانند تزئین اماکن متبرکه و کاخ‌ها استفاده می‌شده است. استخوان عاج بسیار سخت و خشک است، این ویژگی ابزارخوری آن را دشوار کرده است. اما مزیتی که بر سایر استخوان‌ها دارد، ثبات بسیار بالای رنگ و جلاپذیری آن است. ثبات رنگ عاج به این علت است که چربی را جذب نمی‌کند و نسبت به آن کاملاً مقاوم و نفوذناپذیر است، در حالی که سایر استخوان‌ها چربی را جذب می‌کنند و سیاه می‌شوند. مزیت دیگر عاج بر سایر استخوان‌ها، مقاومت بی‌نظیر آن در مقابل رطوبت و حشرات است. بررسی آثار به جا مانده از اعصار گذشته نشان می‌دهد که از این ماده بیشتر برای تهیه مثلث‌ها یا منشورهای سفید «قاطعی» حاشیه اطراف گل‌ها و گاهی نیز برای بستر و پایه اصلی کارهای خاتم استفاده می‌شده است.
صدف: صدف، پوشش سخت و استخوانی است که بعضی از جانوران، به ویژه جانوران دریایی، جهت حفاظت خود ترشح می‌کنند و انسان‌ها از ایام قدیم از این پوشش سخت آهکی برای ساخت ظروف و تزئین اشیاء استفاده می‌کرده‌اند. صدف، ماده‌ای سخت، بد ابزار و شکننده با استحکامی پائین است. رنگ بخش درونی آن سفید ملون با رگه‌‌های روشن و شفاف است. قابلیت رنگ‌پذیری و جلاپذیری این ماده کم، ولی مقاومت آن در برابر رطوبت و حشرات نسبتاً خوب است. از صدف همانند عاج تنها در عالی‌ترین انواع خاتم‌ها استفاده می‌شده و مهم‌ترین ماده‌ی استخوانی بعد از عاج در عرصه‌ی هنر خاتم بوده است صدف در گذشته به طور عمده، به صورت تکه‌‌های بزرگ مربع یا مستطیل در گوشه‌هایی از خاتم به‌کار رفته است. اکنون از این ماده کمتر استفاده می‌شود.
شبه استخوان‌های صنعتی: استفاده از فرآورده‌‌های صنعتی به جای انواع استخوان‌هایی که در خاتم استفاده می‌شوند، نه تنها موجب ارتقای کیفی این هنر نشده است، بلکه بر عکس در پاره‌ای موارد ارزش این هنر را پایین آورده است؛ با وجود این، فراوانی نسبی، ارزانی قیمت و راحتی کار با فراورده‌‌های صنعتی باعث شده است تا گروه کثیری از هنرمندان خاتم‌کار از این مواد به جای استخوان در ساخت خاتم‌‌های معمولی استفاده کنند. جنس اغلب مواد به‌کار رفته در خاتم از نوع فیبر پلاستیکی است. این فیبر گرچه گران‌تر از استخوان است، به علت ابزارخوری مناسب و زیبایی موقت و مهمتر از همه، شباهت فراوان به استخوان طرفداران زیادی پیدا کرده است. مهم‌ترین عیب این ماده آن است که دوام و استحکام چندانی ندارد و بعد از اندک زمانی پوسیده شده، از بین می‌رود. عیب دیگر این فیبر، بی‌ثباتی رنگ و مقاومت اندک آن در برابر حرارت و شرایط محیطی است.
فیبر سفید: این ماده به شبه عاج نیز معروف است از فرآورده‌‌های صنعتی است که برای نخستین بار آلمانی‌ها آن را به ایران آوردند. این فیبر پلاستیکی نیز از همان ابتدا به جای استخوان و عاج در خاتم‌کاری به‌کار برده شد. طول عمر و کیفیت این ماده تقریباً مانند عاج بالاست، به شرطی که برای چسباندن آن از چسب سرد استفاده شود. در ساخت خاتم تالار مجلس شورای ملی سابق عموماً از شبه عاج استفاده شده است.
انواع مفتول و لایه: مهم‌ترین فلزهای به‌کار رفته در آثار خاتم قدیمی، طلا، نقره، برنج و مس بودند که به‌کار بردن فلز طلا و نقره به علت گرانی آنها، تنها در آثار معدودی از صنایع خاتم گذشته به چشم می‌خورد اما برنج و مس همچنان جایگاه خود را در عرصه این هنر حفظ کرده‌اند. به‌کارگیری مفتول‌های برنجی و مسی به علت رنگ زرد و سرخ فام آنها بیش از سایر فلزات به چشم می‌خورد. این فلزات ضمن زیبایی و ارزانی نسبی، ابزارخوری و چسب‌خوری خوبی دارند و مقاومت مناسبی در برابر عوامل طبیعی، به ویژه اکسیداسیون دارند. کاربرد مفتولهای فلزی اساساً در ساخت مبدأهای شش ضلعی یا چند ضلعی‌‌های دیگر است. در خاتم، فلزات علاوه بر شکل مفتولی به صورت نوارهای نازک برای ایجاد خطوط حاشیه و جداکننده نقش‌‌های خاتم استفاده می‌شوند. این نوارها که معمولاً به رنگ طلایی هستند و از جنس برنج انتخاب می‌شوند، اصطلاحاً لایه یا لاتون نامیده می‌شوند. استفاده از لایه‌‌های فلزی در لابه‌لای پره‌ها، تو گلوها و گل‌ها، ضمن جدا‌‌سازی فضاهای منقوش، جلوه‌ی بیشتری به نقوش و نیز زیبایی خاصی به خاتم می‌دهد.
انواع چسب: مواد چسباننده‌ای را که در خاتم مصرف می‌شوند می‌توان به دو دسته چسب‌های سنتی و چسب‌‌های صنعتی تقسیم کرد. مهم‌ترین چسب سنتی، سریشم حیوانی است که از گذشته‌‌های دور هنرمندان خاتم‌ساز از آن استفاده می‌کرده‌اند و با توجه به شواهد موجود می‌توان ادعا کرد که این چسب صد در صد ایرانی است و به دست هنرمندان این مرز و بوم ساخته شده است. چسب سریشم که چسب حیوانی نیز نامیده می‌شود از حیواناتی چون گاو و گوسفند به دست می‌آید. قدرت چسبندگی این ماده و دوام آن بعد از خشک شدن بسیار بالاست و سال‌ها بعد از استفاده، نسبت به سایر چسب‌ها هنوز هم در استحکام و قدرت چسبندگی آن کمترین تغییر ایجاد می‌شود.
سریشم یا چسب حیوانی، ماده لزج غضروفی شکلی است که مستقیماً از بخش‌هایی از بدن حیواناتی چون گاو و گوسفند به دست می‌آید. برای تهیه این چسب بیشتر از پیه یا پاچه گاو و گوسفند استفاده می‌شود و چسب‌هایی که از این مواد تهیه می‌شوند بسیار محکم و با دوام‌اند. امروزه سریشم حیوانی به صورت تکه‌‌های جامد در بازار عرضه می‌شود و معمولاً هنرمندان خاتم‌ساز کمتر به ساخت و تهیه آن فکر می‌کنند. این ماده تنها در صورت استفاده صحیح قدرت چسبندگی بالای خود را نشان می‌دهد. به طور کلی از چسب سریشم به دو صورت سریشم گرم و سریشم سرد استفاده می‌شود.
١. سریشم گرم: برای بالا بردن قدرت چسبندگی، سریشم را قبل از استفاده در آب می‌خیسانند تا کاملاً نرم و خمیر شود، سپس آن را داخل ظرف دو جداره مخصوصی و تا دمای ۷۰ درجه به آن حرارت می‌دهند. رنگ این نوع سریشم قهوه‌ای روشن است و در گذشته به علت استحکام و مقاومت خوب آن، تنها چسبی بوده است که در صنایع چوب، به خصوص خاتم‌‌سازی استفاده می‌شده است. نام دیگر این نوع سریشم «گلوتین» است و انواع مختلف به نام‌‌های تخته‌ای، مرواریدی، برگه‌ای و دانه‌ای دارد. دمای بیش از ۷۰ درجه برای سریشم گرم موجب پخته شدن سریشم می‌شود و قدرت چسبندگی آن را پایین می‌آورد. برای تسریع در عمل خشک شدن سریشم گرم و بالا بردن قدرت چسبندگی آن، همچنین افزایش مقاومت این ماده در برابر عوامل محیطی نظیر حشرات موذی و رطوبت، مقداری ماده فرمالین به آن افزایند. محلول فرمالین که فراورده‌ای شیمیایی است، با غلظتی معادل ۳۵ تا ۴۰ درصد استفاده می‌شود.
۲. سریشم سرد: سریشم یا چسب سرد نوعی چسب صنعتی است که از ترکیب شیر و آهک به دست می‌آید. این نوع سریشم که متداول‌ترین آن چسب بخاری یا چوب است در روش استفاده تحت فشار، مقاومت و چسبندگی بسیار بالایی دارد و به خوبی سریشم گرم عمل می‌کند.
۳. چسب فوری: این نوع چسب صنعتی غالباً به رنگ بژ است و پس از مصرف به سرعت خشک می‌شود، به همین علت به آن چسب فوری می‌گویند. از این نوع چسب معمولاً برای چسباندن قطعات ریز و درشت چوبی و تخته‌ای به یکدیگر استفاده می‌شود. مقاومت و استحکام بسیار بالای این چسب پس از خشک شدن موجب شده است تا از این چسب برای اتصال سمباده به صفحه چرخ سمباده برقی استفاده شود.
نخ پرک: در خاتم‌‌سازی برای پیچیدن پره‌ها و گل‌ها از نخ پنبه‌ای به نام پرک با نخ کوک استفاده می‌کنند. کاربری این نخ در نگه داشتن پره‌ها، مفتول‌ها و سایر اجزا خاتم کنار یکدیگر است تا زمانی که چسب میان آنها خشک شود.
انواع لاک و جلادهنده: به منظور حفاظت و نگهداری خاتم در برابر عوامل طبیعی از جمله رطوبت و اکسیداسیون، پس از اتمام کار، روی آن را با ماده‌ای شفاف می‌پوشانند تا ضمن جلوه بیشتر خاتم، پوشش حفاظتی مناسبی نیز به آن داده شود.
پولیستر: این نوع لاک که یک فرآورده نفتی است، از جمله پوشش‌‌های بسیار مناسب برای حفاظت خاتم محسوب می‌شود. از ویژگی‌‌های لاک پولیستر، نسوز بودن و عایق بودن آن در برابر رطوبت هواست. در حال حاضر این ماده، بهترین پوشش عایق خاتم است.
کیلر - این ماده نیز از فرآورده‌‌های نفتی است که پس از معرفی، توجه هنرمندان خاتم‌ساز را به خود جلب کرد. از این ماده شیمیایی پس از پرداخت نهایی کار خاتم و با هدف ایجاد عایق و پوشش خارجی استفاده می‌شود. رنگ شفاف و شیشه‌ای این ماده همانند پولیستر ضمن حفاظت و نگهداری از خاتم جلوه و جلای خاص به آن می‌دهد.
ابزار خاتم‌کاری
به طور کلی در ساخت خاتم، ابزار و آلات مخصوصی به‌کار می‌رود که آنها را می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:
١. ابزارهای برنده شامل انواع اره؛
۲. ابزارهای ساینده شامل انواع رنده، سوهان، سمباده و مغار؛
٣. انواع پرس شامل انواع گیره‌ها؛
۴. ابزارهای طراحی و کارگاهی.
بن‌مایه: هنریاب (http://honaryab.com)

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده