​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

هنر سفالگری در دوره‌های تاریخی

هنر سفالگری در دوره‌های تاریخی

تاریخ هنر سفال در ایران به دوران باستان باز می‌گردد. هنگامی که کشاورزی به وجود آمد و کشت بر روی فلات ایران توسط نژادهای ابتدایی این سرزمین آغاز شد، مردم به منظور پاسخگویی به نیازهای خود، از وسایل ساخته شده از رس استفاده کردند.
تولید ظروف سفالی ایرانی سابقه‌ای دیرینه از تاریخ گذشته ایران تا به حال دارد که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت. بر روی برخی از این آثار سفالی می‌توان اثر انگشت انسان‌های گذشته را مشاهده کرد که در نهایت زیبایی بر روی آن‌ها نقش بسته اند. در ابتدا، هنر سفالگری عمدتا از دو نوع بود: ظروف سیاه و ظروف قرمز؛ که هر دوی آن‌ها به سختی پیچیده و ساخته می‌شدند.
به تدریج این هنرها گسترش یافت و سفال ساده با طرح‌های هندسی بسیار زیبا تزئین شد. مطالعه این طرح‌ها نشان می‌دهد که ایرانیان باستان نیز در طراحی سفال‌ها مهارت داشته و آثار خود را به شیوه پر جنب و جوش و مهربان نشان می‌دادند. به طوری که تمامی آثار آن‌ها دارای رنگ و لعابی خاص بوده و همه آن‌ها نمایانگر ذوق هنری این طراحان و هنرمندان ایرانی بوده است. ایران می‌تواند مهد ساخت و تولید وسایل سفالگری طراحی شده، باشد. طراحی سفال در ایران حدود ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد آغاز شد و هنوز هم در بین هنرمندان ایرانی از جایگاه خاصی برخوردار است. این ظروف از لحاظ زمان با دقت بسیاری در کوره‌های تازه ساخته شده پخته شده اند. اشکال و طرح‌های این گلدان‌ها نشان می‌دهد که اختراع دستگاه چرخش سفالی ممکن است از آن زمان باشد. هنرمندان آن زمان ظروف متنوعی مانند گلدان‌های لوله کشی، کاسه‌ها و کوزه‌هایی برای ذخیره ذرت و دانه تولید کرده اند.
در ایران ساخت سفال تاریخی طولانی و درخشان دارد. با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص کشور ایران، در تقاطع تمدن‌های باستانی و در مسیرهای مهم کاروان، تقریبا در هر بخش از ایران، گاه گاه درگیر ساختن سفال‌های زیبایی بود. با این حال، کاوش‌های اخیر و تحقیقات باستان شناسی نشان داد که چهار منطقه عمده تولید سفال سازی در فلات ایران وجود دارد. این مناطق شامل قسمت غربی کشور یعنی منطقه غرب کوه‌های زاگرس (لرستان) و منطقه جنوب دریای خزر (استان‌های گیلان و مازندران) بود. این دو حوزه به ترتیب زمانی که یافت شدند، ذکر شده و به ترتیب پیش رفته اند. منطقه سوم در شمال غربی کشور در استان آذربایجان واقع شده است. منطقه چهارم در جنوب شرقی، یعنی منطقه کرمان و بلوچستان است. به این چهار منطقه ممکن است بتوانید منطقه کویر را اضافه کنید؛ جایی که تاریخ ساخت سفال‌ها می‌تواند به سال هزاره قبل از میلاد بازگردد.
دوره ما قبل تاریخ
یکی از اولین مکان‌های تاریخی که پیش از تاریخ شناخته شده و حفاری شده است، تولید گچ بری در منطقه کرمانشاه است که از هزاره هشتاد قبل از میلاد آغاز شده است. یکی دیگر از کشف‌های بزرگ در جنوب غربی دریای خزر در منطقه اطراف غار کمربند یا به عبارتی بهشهر امروز یافت شده است. ساخت گلدان‌های سفالی به ۸۰۰۰ سال قبل می‌رسد. این نوع سفال‌های ساخته شده در دمای پایین از کوره خارج می‌شدند و بدنه آن‌ها بسیار نرم بود. سفال‌هایی نیز در تاریخ ایران وجود دارد که از لحاظ فنی شباهت‌هایی با سفال‌های چشمه علی در ری، در نزدیکی تهران دارند. مرحله دوم توسعه در سفالگری ایران با محصولاتی که در چشمه علی و تپه سیلک در نزدیکی کاشان و زاقه در دشت قزوین کشف شد، نشان داده شده است.
سفالگری از این مراکز از دوره‌های قبلی بسیار متفاوت‌تر است. خمیر آنها مخلوطی از خاک رس، نی و قطعات کوچک گیاهان مختلف است که می‌تواند در بیابان یافت شود و با انجام عملیات‌هایی بر روی آن‌ها، ظروفی بسیار زیبا تولید کرد. هنگامی که این مواد با آب مخلوط می‌شوند، یک خمیر بسیار سخت را تشکیل می‌دهند. همه این مراحل به جای چرخ، به وسیله دست انجام می‌شود. به دلیل اینکه دمای کوره‌ها قابل کنترل نبود، محصولات به دست آمده رنگ پایداری نداشتند و رنگ آن‌ها متغیر بود. این رنگ‌ها از خاکستری تیره تا سیاه و گاهی اوقات حتی با رنگ سبز نیز مخلوط می‌شدند و رنگ بدنه آن‌ها دائما متفاوت بود. نوع ظروف تولید شده محدود بود و به طور عمده این ظروف را کاسه‌هایی با پایه‌های مقعر و بدن کروی شکل را تشکیل می‌دادند. سطوح آنها عمدتا در رنگ قرمز بود و با نشانگرهای هندسی نقاشی شده بود. تاریخ تولید این محصولات حدودا هزاره ۶ و ۵ قبل از میلاد می‌باشد.
در دوره‌های بعدی، ساخت سفالگری بیشتر و بیشتر تغییر کرد. اگر چه چرخ‌های سفالگری هنوز معرفی نشده بودند، اما شکل آثار تا حدودی متفاوت و دقیق‌تر اجرا می‌شد. پس از آن درجه حرارت در کوره‌ها بهتر کنترل شد و دکوراسیون ظروف به اشکالی شامل حیوانات و طرح‌های گلدار تغییر پیدا کرد. نمونه‌های متعددی از این ظروع در تپه سیلک کشف شده است. با این وجود آنها قادر به تولید ظروفی با بدنه‌های بسیار نازک بودند.
با اختراع و معرفی چرخ‌های سفالی، در هزاره چهارم قبل از میلاد، امکان تولید با کیفیت بهتر و ظروف متقارن شکل گرفت؛ تعداد انواع سفال‌های ساخته شده نیز بسیار افزایش یافت و سرعت هنرمندان افزایش پیدا کرد. دکور این اشیاء با مراقبت و مهارت هنری بسیار بیشتری همراه بود و طرح‌های مورد استفاده در آن‌ها بسیار غنی شده و با دقت انتخاب می‌شدند. تا آن زمان این نوع سفال‌ها، به این پیشرفتگی نبوده و سفال در چندین قسمت از ایران تولید می‌شد.
به این ترتیب، روابط اقتصادی و فرهنگی نزدیک که باید در میان جوامع پیش از تاریخ وجود داشته باشد، این موضوع را نشان می‌دهد. ایده‌ها، تکنیک‌ها و گرایش‌های هنری باید مسیرهای بزرگی را گذرانده و آزادانه مبادله شوند. مثال خوبی برای نشان دادن این ارتباطات، انواع سفال‌هایی است که در دشت قزوین کشف شده است و در مقایسه با سیلک و تپه حصار در نزدیک دامغان، در همان دوره موجود است.
در حدود هزاره دوم قبل از میلاد در اکثر نقاط ایران، شواهدی از ساخت سفال محلی وجود دارد. ظروف ساخته شده معمولا کاسه‌ها و کوزه‌های بسیار زیبایی را تشکیل می‌‌‌دادند. اکثر این محصولات ساده اند و بدون هیچ نوع دکوراسیون سطحی ساخته شده اند. رنگ این محصولات از خاکستری تا قهوه ای مایل به قرمز و از قرمز تا قهوه‌ای وجود دارد. بعضی از این سطوح برش داده شده و با الگوهای هندسی تزئین شده اند.
با این حال، زیباترین عناصر آن دوران، ظروف زومورفیک (گاو نر، شتر، قوچ و غیره) و یا مجسمه‌های انسانی هستند که عمدتا در منطقه گیلان کشف شده اند. ظروف و مجسمه‌های زوروفیک باید دارای دو ویژگی مجزا باشند: برخی از آنها ظروفی بودند که در زندگی روزمره استفاده می‌شدند، در حالی که از دیگر ظروف، در مراسم مذهبی یا تدفین استفاده می‌شد. امروزه در تولید این ظروف تنوع بسیاری وجود دارد. جالب است بدانید که ساخت این ظروف و مجسمه‌های زوروفیک تا اواسط هزاره اول تا سال قبل ادامه داشت.
دوره‌های مدین و هخامنشی (۷۲۸ - ۳۳۰ پیش از میلاد)
دانش ما از دوران تولید سفال و سفالگری مدین نسبتا محدود است. با این حال، حفاری‌های اخیر، در نزدیکی ملایر، انواع مختلفی از ظروف را تولید می‌کند. این هنر و ظروف ساخته شده به دست کارشناسان و باستان شناسان زیادی هنوز در حال مطالعه و بررسی است و امید است که در آینده نزدیک یک معامله بزرگ در مورد سفالگری صورت گیرد. در سایر قسمت‌ها، به عنوان مثال بیستون در چندین مکان در استان گیلان و در کردستان نیز این هنر احیا شده است. حفاری‌های اخیر در بخش زیوویه که توسط مرکز تحقیقات باستان شناسی ایران انجام شده است، نمونه گیری خوبی از سفال مدین می‌‌‌باشد. یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های تکنولوژی سرامیک در طول دوره‌های مختلف، معرفی ظروف شیشه ای بود؛ هر چند که اولین شواهد استفاده از لعاب بر روی آجر، کشف آجر‌های شیشه‌ای در معبد چغازنبیل در ایلام بود که به قرن ۱۳ قبل از میلاد باز می‌‌‌گردد.
با ظهور سلسله هخامنشیان در قرن ششم قبل از میلاد، پیشرفت‌های زیادی در ساخت سفال صورت گرفت. با گذشت زمان ظروف ساده‌تر، محبوب و وسیع‌تر شدند. با این وجود ماهیت این محصولات هیچ تغییری نکرد و فقط از لحاظ ظاهری قابل تغییر بودند. اشکال جدید معرفی شد، برای مثال شبیه سازی سطوح، در حال حاضر با طرح‌های مورد نظر برش داده شده و با توجه به قالب‌ها تزئین شده است. برخی از سنت‌های تاریخی در این هنر جان سالم به در بردند و ادامه یافتند. به طوری که سفالگری شاید بهترین چیز در کاربرد مجسمه‌های حیوانی است. به طور گسترده‌ می‌‌‌توان گفت که این مجسمه‌ها دارای اهمیت تاریخی بوده اند و هم اکنون نیز از اهمیت زیادی برخوردارند.
شکل و دکوراسیون سفال هخامنشی ارتباطات نزدیک بین سفالگری و فلزکاری را افشا می‌کند. اغلب شکل‌های فلزی و دکوراسیون تولید می‌شود و ممکن است با موفقیت در سفال اضافه شود. در طول دوره سلسله هخامنشی، لعاب به طور کلی به فلات ایران معرفی شده است. کاوش در تخت جمشید و سوزا نشان داد که دیوارهای کاخ‌ها با آجر‌های شیشه‌ای پوشیده شده اند که شامل دکوراسیون‌های دقیق، حیوانات و سربازان را نشان می‌دهد. عمل لعاب باید از بین النهرین معرفی شود.
دوره اشکانی
تاکنون اطلاعات مربوط به هنرهای دوره پارتستان ناکافی است و باستان شناسان هنوز هم نتوانسته اند اطلاعات خوبی از این هنرها در دست داشته باشند. در آن زمان استاد مرحوم آرتور اوفام پاپ و تیم او مواد را برای بررسی هنر فارسی جمع آوری کردند، و پس از آن تقریبا هیچ یک از هنرهای پارتیا شناخته نشد و هیچکدام از آنها به کاوش درستی نرسیدند. تنها طی پنجاه و شصت سال گذشته، چندین بخش بسیار مهم پارتستان توسط باستان شناسان مورد بررسی قرار گرفت. بعضی از این‌ها فراتر از مرزهای کنونی ایران هستند. به عنوان مثال نیاس، پایتخت سابق آتی در آسیای مرکزی، و یا دورا - اروپا در سوریه، مهم‌ترین بخش‌های مرزهای هنری را تشکیل می‌‌‌دهند. اخیرا در ایران تعدادی از اراضی واقع شده اند و در حال حاضر تحت حفاری قرار دارند. از این اکتشافات باستان شناسی جدید، ما در مورد هنر پارتستان و سرامیک پارتیشان اطلاعات خوبی در دست داریم. در یکی از مطالعات اخیر اشاره شده است که سفال در سراسر امپراتوری اشکانی یکسان نیست و محصولات مناسب ایران متفاوت از سوریه و بین النهرین بودند. حتی در این زمینه چندین تفاوت بزرگ، قابل تشخیص است.
محصولات غیرقانونی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: محصولات خاکستری و قرمز. سرامیک خاکستری شامل کاسه‌ها، فنجان‌های کوچک و کوزه‌های بزرگ، همه با پایه‌های محدب و بدون دکوراسیون در سطح آن‌ها است. بعضی از آن‌ها، با این حال، بدنه ای دارای زیبایی هستند. ظروف قرمز، که شاید محبوب‌ترین آنها بود، شامل شیشه‌های بزرگ، کاسه‌ها و کوزه‌های شبیه به شکل ظروف خاکستری بود. برای بیان ظروف سفالی قرمز رنگ، به "کالوینک" می‌توان اشاره کرد. این ظروف دارای بدن بسیار نازک است که در خارج از رنگ قرمز و در داخل خاکستری تیره است. هنگامی که به آن‌ها ضربه زده می‌شود صدای لرزاننده‌ای از آن ساطع می‌شود. همچنین لازم به ذکر است که ظروف زوروفیک، به شکل رایتون، در عصر پراشت بسیار محبوب بود. این ظروف بیشتر در رنگ‌های خاکستری و قرمز دیده می‌شوند.
یکی از بزرگترین دستاوردهای تولید سفالگری در این دوره، معرفی آثار قلیایی بود. بدنه این محصولات شیشه‌ای یک ریز سفید بود که با توجه به تجربه هنرمندان و توضیحات آن‌ها، لعاب قلیایی را می‌توان به راحتی بر روی انواع ظروف اعمال کرد. دو نوع شایع‌ترین این ظروف در گروه "فلاسک زائر" و کاسه‌های بزرگ بود. برخی از این آثار ممکن است فرم‌های خود را به یاد برنز معاصر چینی باشد. علاوه بر لعاب، بسیاری از این ظرف‌های شیشه‌ای اشکانی، نوعی دکوراسیون سطح را نشان می‌دهند که عمدتا خطوط زیبا و در عین حال ساده‌ای را به بیننده القا می‌کند. گروه دیگری که مهم‌تر از سفال شیشه‌ای اشکانی بود تابوت‌های بزرگ بود که در آن دوره به دلیل تغییر در باورهای مذهبی مربوط به دفن، به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفت.
سفال و سفالگری در دوره ساسانیان
به طور کلی می‌توان گفت که سفال ساسانی، به عبارت دقیق تر، ادامه سنت‌های پارت، با دو استثناء است؛ ظروف خاکستری که عملا قطع شد و تابوت‌های شیشه‌ای. به طور کلی سفال ساسانی را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: محصولات نجلا و لعاب. محصولات غیرقانونی عمدتا از محصولات قرمز ساخته شده بود. این محصولات شامل شیشه‌های بزرگ، کوزه‌ها و انواع مختلفی از کاسه‌ها می‌باشد. این آثار بسیار ارزشمند حاشیه‌های ضخیم و پیچیده‌ای دارند و اکنون سطوح آنها دکوراتی پیچیده یا مهر و موم پیچیده‌ای را شامل می‌شود. که این طرح‌ها از جمله خطوط موجی، الگوهای هندسی، گلدان‌ها و گاهی حتی کتیبه‌های پهلوی هستند. تعداد این محصولات قرمز ساسانی، در حال افزایش است و باستان شناسان هر روزه تعداد زیادی از آن‌ها را در بخش‌هایی مانند بیسپور کشف کرده اند؛ سیراف، کانگور، دشت گرگان، تورنگ تپه، تخت سلیمان، کرمان و تخت آوانسار در استان فارس نمونه‌هایی از این بخش‌ها هستند.
برای توضیحات این سفال‌های سرامیکی می‌توان گفت اگرچه لعاب قلیایی هنوز استفاده می‌شود، اما در حقیقت از لحاظ تکنیکی پیشرفته است. از کوزه‌هایی که در مکان‌های مختلف ایران در اواخر دهه ۱۹۷۰ کشف شده بود، می‌توان به بزرگی و تاریخی بودن این آثار و همچنین کشور ایران پی برد. این کوزه‌ها همچنین علاوه بر لعاب، با الگوهای متداول تزئین شده بود، که اغلب با الگوهای کابلی که در اطراف قسمت بالایی آن‌ها وجود داشت، اجرا می‌شد. مجسمه‌های سرخ مایل به قرمز در زمان ساسانی نیز تولید می‌شد که امروزه انواع مختلفی از آن‌ها در بسیاری از نقاط ایران شناخته شده است. برخی از این آثار تقریبا لعابی هستند و جنسی بسیار ظریف و زیبا را شامل می‌شوند.
دوره پس از ساسانیان و اسلامی
با ظهور اسلام در نیمه اول قرن هفتم میلادی، ساخت سفال در سراسر جهان شروع به تغییر کرد. این تغییر به تدریج جهان اسلام را نیز تحت تاثیر خود قرار داد. در ابتدا، ایرانیان سنت‌های پیش از اسلام را ادامه دادند و برخی از این محصولات اولیه به نام "سفال‌های ساسانی - اسلامی" شناخته می‌شوند. پیش‌بینی شده است که از یک طرف به دلیل تماس ایران با آسیای شرقی، به ویژه چین و از طرفی دیگر محدودیت‌های اسلام مسلمان، تغییرات قابل توجهی در سفال سازی ایرانی صورت داد و چندین نوع جدید از محصولات تولید شد. باستان شناسان خاورمیانه چندین آزمایش انجام دادند، به طوری که تا حدی از سرامیک‌های وارداتی چینی، و تا حدی با استفاده از مهارت و تخیل خود در اختراع انواع جدید از محصولات سفالی، موجب گسترش و رشد این هنر در ایران شدند.
به طور کلی، تاریخ سفالگری ایران اسلامی را می‌توان به سه دوره اصلی پس از ساسانی یا دوره اولیه اسلامی تقسیم کرد (دوره‌های ۹ تا ۱۰ میلادی)، دوره اسلامی میانه (قرن ۱۵ - ۱۱) و دوره بعد از اسلام (۱۶ تا ۱۹ قرن میلادی). در این سه دوره، که بیش از یک هزار سال طول کشید، مراکز سفالگری متعددی تاسیس شد که انواع بی‌شماری از محصولات را تولید کردند. حفاری‌های اخیر در شهرهای معروف اسلامی، به عنوان مثال سامرا، نیشابور و جرجان (گرگان قدیمی) همراه با کشف کوره‌های سفالی در چندین سایت، به ما اطلاعات قابل توجهی در مورد تولید سفال در جهان اسلام ارائه می‌دهد. ارزشمند است تاکید کنیم که در ساخت سفالگری ایران و جهان، ایران همیشه از سایر نقاط جهان اسلام پیشی گرفته است و همیشه گران قیمت‌ترین و با شکوه‌ترین محصولات را ایرانیان با ایده‌های جدید و تجربی خود به بازار هنر جهان عرضه می‌کنند.
مهم‌ترین اطلاعات در مورد سفالگری اولیه در قرن بیست و یکم، به مدت طولانی توسط کاوش‌های آلمانی در اواخر دوران عباسعلی سامرا، ارائه شده است. اخیرا چندین سایت اسلامی دیگر مورد بررسی قرار گرفته اند و این امر به طور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده است و در عین حال دانش ما در مورد این موضوع را نیز غنی کرده است. در این تحقیق علاقه ما به ایران را محدود شده و به این ترتیب، ما فقط با سفال دو سرزمین اولیای ایران یعنی بوییده‌ها و سامانی‌ها برخورد خواهیم داشت.
دودمان خریدی
نوع دیگری از سفال و سرامیک در زمان‌های بسیار قدیم وجود داشت که دکوراسیون این سفالگری بسیار نزدیک به فلزات و سفال ساسانی است. به نظر می‌رسد این ظروف در زنجان، گاروس، آمل و ساری ساخته شده اند. در واقع می‌توان گفت که این نوع از هنرها یک نوع روش تزئینات هنری روی ظروف سفالین و غیره بوده که در آن زمان به عنوان یک تکنیک بسیار حرفه ای استفاده می‌شده است. در این ظروف که سطح و بدنه آن‌ها به رنگ قرمز بود، با لغزش و وجود رنگ سفید زیبایی آن‌ها چندین برابر می‌شد. سپس این ظروف با لعاب سرامیکی شفاف سبز یا زرد پوشانده شدند. دکوراسیون این محصولات شامل طرح‌های گلدار، هندسی و یا کاغذ پوست، و اغلب آن‌ها افراد و حیوانات نیز می‌باشد. انواع ظروف ساخته شده شامل کاسه، ظروف و کوزه است.
سلسله سامانی
سلسله سامانی احتمالا یکی از مهم‌ترین سلسله‌های فارسی در بخش شرقی دنیای اسلام در دوران اولیه آن بود. قلمرو آن‌ها شامل مراکز بزرگ مانند سمرقند (افراسیاب)، بخارا، مارو، نیشابور و کرمان بود. انواع مختلفی از جنس این ظروف امروزه شناخته شده است؛ به طوری که می‌توان به موارد زیر گروه اصلی سیاه و سفید بر روی زمینه سفید، رنگارنگ بر روی زمینه سفید و یا گاهی استفاده از یک رنگ برای زمینه، آن‌ها را تقسیم کرد. این محصولات پر از رنگ و لعاب، پیشرفت زیادی در دکوراسیون سفالگری ایجاد کردند. به طور معمول، رنگدانه در کوره‌ها تحت لعاب سرب اجرا می‌شود، همانطور که در دوره بین النهرین در محصولات پلاستیکی مورد استفاده قرار گرفت. با معرفی رنگدانه‌های طبیعی، گلدان‌های ساخته شده نیز با طرح‌های کنترل شده ای، ساخته شوند و به تولید برسند.
شاید بتوان گفت که جذاب‌ترین محصولات بوجود آمده در آن بازه زمانی یکی از اولین محصولات سفالی یا سرامیکی که در کتیبه‌های بنفش رنگ یا به رنگ‌های کرم یا سفیدی هستند که با زحمات هنرمندان به تصویر کشیده شده اند، و پس از پایان طراحی با لعاب روشنی آن‌ها را پوشانده اند. هر چه کار طراحی آن زودتر انجام می‌شد و نتیجه می‌داد، هنرمندان آن زمان نیز زمان بیشتری برای لعاب کردن این ظروف داشتند و لعاب‌کاری آن بسیار تمیز و زیبا بدست می‌آمد. با گذشت زمان در طراحی پوستر، ایرانیان و حتی هنرمندان جهان پیشرفت بیشتری داشتند و رشد آن‌ها در این زمینه‌ها باعث شد که بتوانند طرح‌ها و نقش‌های بهتری نیز بر روی ظروف سفالی و سرامیکی ایجاد کنند. معرفی پلی کروم سفید یا کرم نیز می‌تواند به عنوان گام دوم در توسعه سفال‌های سرامیکی مورد استفاده قرار گیرد. این محصولات پلی کروم رنگ شده در حال حاضر نه تنها با طرح‌های کاغذ دیواری، بلکه با گل و طرح‌های دیگر تزئین شده اند.
هر کدام از این نوع ظروف، بسته به طرح‌های تزئینی خود هنگامی که دکوراسیونی به رنگ‌های سفید و یا بنفش به خود می‌گیرند، در وجود نور به خوبی می‌توانند به رنگ‌های زیبایی تمایل پیدا کنند. تعدادی از این آثار امروزه در نقاط مختلفی از جهان شناخته می‌شوند. آنها در چندین بخش و منطقه در آسیای میانه، افغانستان، نیشابور، جورجان و حتی در استان کرمان به وسیله حفاری باستان شناسان کشف شده اند. یک نوع از سفال‌های سرامیکی وجود دارند که به طور کاملا طبیعی و زیبا طرح‌هایی از چهره انسان و حیوانات مختلف را شامل می‌شوند و در این نوع از آثار به ندرت از اشکال هندسی استفاده شده است. آرتور لین، این نوع متفاوت از هنر سفالگری را "انبار دهقانی" نیشابور نامید. این نوع سرامیک فقط در نیشابور تولید شد و هرگز در هر جای دیگری از جهان تقلید نشد. دکور و طرح‌های بر روی این ظروف ممکن است برخی از نشانه‌های نقاشی سامانی را به تصویر بکشند؛ هر چند با تعداد اندکی از این ظروف نمی‌توان نظر عینی و مطمئنی داد و باید کمی هم به نظرات دیگر باستان شناسان در قدیم اکتفا کرد.
تا به حال یک زیر گروه از این آیتم‌ها با عنوان "ظروف ساری" شناخته شده است. این نوع از آثار هنری با پرندگان، گل‌های بزرگ و گاهی اوقات با شخصیت‌های کیهانی کوفی تزئین شده اند. اصطلاح "ساری" به طور واقعی نمی‌تواند پذیرفته شود اما از آنجا که هیچ شواهدی از ساخت چنین سفال در شهرستان ساری وجود ندارد به درستی نمی‌توان به آن نیز نسبت داد.
گروه دیگری از سرامیک سفالی رنگ آمیزی شده وجود دارند که به رنگ زیتون سبز روی زمینه ای از رنگ سفید یا کرم رنگ شده است. به وضوح می‌توان فهمید که در قدیم از گلدان‌های نقاشی شده تک رنگ بیشتر استفاده می‌شده و آن‌ها در بین مردم مرسوم بوده اند. سوال این است که آیا گلدان نقاشی شده براق، یا به صورت تک رنگ یا چند رنگ، تحت سامانی‌ها تولید می‌شده یا خیر، البته هنوز هم این موضوع کاملا روشن نیست و حل نشده است. تعداد زیادی از این محصولات، هر دو به صورت رنگی و تک رنگ، در نیشابور حفاری شده اند و هزاران نفر از این قطعات در حال حاضر به نور در جورجان در می‌آیند. هر چند هنوز هم شواهد باستان شناسی برای تولید محلی آن‌ها وجود ندارد.
در آغاز قرن یازده میلادی سلسله جدید سلجوقی‌ها به ایران آمدند و کشور را تحت حکومت خود متحد کردند. این دوران تحت سلجوقیان در ایران با تمام سختی‌ها، بیش از یک و نیم قرن ادامه یافت، اما با این حال پیشرفت بزرگی در ادبیات، فلسفه، معماری و در همه زمینه‌های هنر ایران دیده شد. سلجوقیان به عنوان هنرمندان بزرگ هنر شناخته می‌شوند و حمایت خود آنها را برای هنرمندان ایرانی برای احیای سنت‌های پیش از اسلام و این موضوع توسعه تکنیک‌های جدیدی را در زمینه ساخت فلزات و سفال سازی برای ایران امکان پذیر ساخت.
مهم‌ترین دستاورد تولید کنندگان گلدان‌ها، معرفی یک ماده ی تازه ی ترکیبی سفید رنگ بود. این آثار بسیار زیبا دارای بدنه سفید بودند که این موضوع، کاربرد لعاب قلیایی را برای آن‌ها آسان‌تر می‌کرد؛ بدنه این ظروف به طور قابل توجهی نازک‌تر و یا حتی کمی هم شفاف بود. به این ترتیب، گلدان‌ها تقریبا به ظاهر ظروف ساخته شده در چین نزدیک بودند و این موضوع مایه غرور خاورمیانه بود. در آن زمان، شهرهایی مانند ری، کاشان، جورجان و نیشابور به مراکز اصلی تولید سفال ایرانی تبدیل شدند. تحت حمایت سلجوقی انواعی از گلدان ایرانی تولید شده است، که در ادامه آن‌ها را نام خواهیم برد.
- محصولات سفید
- محصولات شیشه‌ای تک رنگ
- محصولات حک شده
- محصولات رنگ و لعاب‌دار
- محصولات زیرزمینی نقاشی شده
- شیشه‌های براق
نوع دیگری که باید به این دسته‌ها اضافه شود، ظروف نجله است که همچنین از طریق تغییرات و اصلاحات قابل توجهی ساخته شده است. همچنین لازم به ذکر است که در حالی که سلجوقی‌ها در واقع به سمت نیمه دوم قرن 12 جایگزین سلسله خوارزمشاهیان شده بودند، به لحاظ هنری روند مشابهی در ایران تا زمان حمله به مغول ادامه یافت.
دوره الخانج (۱۳۳۴ - ۱۲۵۸ م)
تهاجم مغول‌ها در سال‌های ۱۲۲۰ و ۱۲۲۱ میلادی بخش بزرگی از ایران را تخریب کرد. در این کارها به ویژه شهرهای ویرانی مانند ری، نیشابور و جورجان (قدیمی گرگان) که قبلا مهم‌ترین مراکز سفال ایرانی بودند نیز مورد اصابت مغولان قرار گرفتند. هر چند در این سال‌ها شهر کاشان، که توسط مغول‌ها ویران شد، به سرعت بهبود پیدا کرد و روند تولید سفال در این شهر ادامه یافت. رمانداران مغولی و ایلخانی، که از جانب خانۀ بزرگ در مغولستان ایران حکومت می‌کردند، به زودی از بقیه امپراتوری جدا شدند و یک سلسله مستقل ایجاد کردند. سرمایه جدید آن‌ها ابتدا در مراغه و بعدا در تبریز در شمال غربی ایران بود. آن‌ها اسلام را پذیرفتند و آداب و رسوم، فرهنگ و زبان ایران مورد قبول آن‌ها قرار شد.
با این حال، بهبودی از آن ویرانی بسیار بزرگ، خیلی کم بود و آن‌ها هنوز هم نتوانسته بودند ایران را مانند قبل آباد سازند. تا پایان قرن بیست و یکم پروژه‌های ساختمانی جدیدی آغاز نشد. رشید الدین همدانی، نخست وزیر ایران در آغاز قرن ۱۴، و نیز یک محقق، در میان دیگر فعالیت‌های فرهنگی برای تدوین کتاب معروف جامع التواریخ (تاریخ جهانی) دست‌نویس که غالبا با نقاشی‌های مینیاتور نشان داده شده و به زبان فارسی و عربی نوشته شده است.
همانطور که قبلا ذکر شد، آثار و ظروفی که تا امروزه شناخته شده بود، عمدتا در کاشان بافته شده اند که محصولات تولیدی شفاف، زیرزمینی و رنگ آمیزی براق در این شهر ادامه یافت. با این حال، تا پایان سال ۱۳ و آغاز قرن چهاردهم میلادی، مراکز سفال جدیدی ظاهر شدند. یکی از این‌ها در شمال غربی، احتمالا در تخت سلیمان، جایی بود که عباس خان مغول (۱۲۸۱ - ۱۲۶۵ میلادی) یک کاخ را برای خودش ساخته بود. البته همان طور که قبلا دیده بودیم، این آثار با کاشی‌های لوزی و لجوردینا تزئین شده بود. با این حال، تخت سلیمان باید با یکی دیگر از مناطق تولید کننده سفال، یعنی منطقه سلطان آباد (اراک مدرن)، که شامل نه تنها شهر، بلکه حداقل بیست یا سی ده و روستا بود، مرتبط بوده است. علاوه بر جنوب، کرمان مرکز دیگری شد و به زودی نیز سفال مشهد مشهود می‌شود. به غیر از این مراکز اصلی، چندین ناحیه تولید کننده سفالگری وجود داشت که بیشتر آنها هنوز مشخص نشده است.
سفالگری این دوران را می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم کرد:
- محصولات کاشان
- سلطان آباد و سفالگری تخت سلیمان
- محصولات كرمان
- محصولات جورجان
- کالاهای استان‌های دیگر
سفالگری تیموری (۱۵۰۲ - ۱۳۷۰ میلادی)
در سال ۱۳۹۳ میلادی، حمله دیگری به ایران رخ داد. این بار تیمور بود که با یک ارتش بزرگ به سمت ایران به حرکت در آمد، و در آن زمان تمام کشور را فتح کرد و بسیاری از شهرهای مانند جورجان، اصفهان، شیراز و کرمان را نابود ساخت. تیمور اکثر هنرمندان را با سرمایه خود در سمرقند به هنر مشغول ساخت. بنابراین سمرقند مرکز اصلی هنرهای فارسی مانند معماری و دکوراسیون معماری شد. با این حال، دوران طلایی هنر تیموریان تا زمان سلطنت شاهرخ (۱۴۴۷ - ۱۴۰۴ میلادی) آغاز نشد. شاهرخ، خود مدافع هنرهای ایرانی از قبیل خوشنویسان بود. در آن زمان، نقاشی مینیاتور ایرانی رشد کرد و ساختمان‌های مذهبی زیبا در تمام قلمرو تیموریان احداث شد.
هنر دکوراسیون و معماری زمانی مهم و حیاتی شد که دکوراسیون موزاییک‌ها بسیار با ظرافت، زیبا و دقیق‌تر صورت می‌گرفت. تولید سفال ایرانی در آن دوره‌ها به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته است، اما به نظر می‌رسد که همان نوع سفال به طور کامل مانند سفال‌های دوران مغول‌ها تولید شده است. شاید در حین بررسی سفال‌های آن زمان مورد مهم دیگر که اکنون ظاهر می‌شود وجود دارد: گروه اول سفال‌ها که به عنوان "کوبچی" شناخته می‌شود. این ظروف به سادگی به رنگ آبی و یا فیروزه‌ای و یا حتی مشکی رنگ بودند و فقط ظروف بزرگ با رینگ‌های شیب دار را شامل می‌شدند.
دکوراسیون این نوع سفال‌ها عمدتا شامل طرح‌های گلدار یا اشکال هندسی بود. با این وجود، دو نمونه از این آثار وجود دارد که دارای کتیبه‌های نستعلیق هستند و طرح‌های بسیار زیبایی از این هنر را به رخ جهانیان می‌کشیده اند. هر دوی آنها تاریخ قرن ۱۵ میلادی را به خود اختصاص دادند و در آن زمان ساخته شده اند. آنچه در مورد سفال‌های کوباچی وجود داشت، این بود که این سفال‌ها برای اولین بار در دیوارهای خانه‌های دهقانی کشف شدند و باستان شناسان از این کشف ذوق بسیار کردند.
اکنون این نوع سفال به خوبی در بین باستان شناسان قابل شناخت و تشخیص است، و آن‌ها بر این عقیده اند که مردم کوباچی هیچ دخلی در تولید این آثار نداشته اند،و به نظر می‌رسیده است که آن‌ها تنها در ساخت فلزات و اسلحه به خوبی مهارت داشته اند. در حال حاضر به طور گسترده‌ای پذیرفته شده است که محصولات "کوباچی" در واقع در شمال غربی ایران در شهر تبریز تولید شده است و هیچ ربطی به شهر کوباچی و آن منطقه نداشته است.
نوع دیگری از سفال‌ها که در حال حاضر شیک‌تر از دیگر آثار سفالی نیز به شمار می‌آیند، بیشتر به رنگ آبی می‌باشد. قبلا در برخی از فایل‌های باستان شناسان ذکر شده است که نوعی سفال آبی که در زمان پیش از تيموريان در جورجان يا جای ديگر در دشت جورجان توليد شده است، یافت شده است. با این حال، در مکان‌های دیگر نیز سفال‌های متفاوت از شکل قبلی، رنگ و دکوراسیون به رنگ‌های آبی و یا سفید یافت شده که باستان شناسان به خوبی از آن‌ها یاد کرده اند.
این نوع جدید آبی و سفید قطعا تحت تاثیر مستقیم واردات چین به رنگ‌های آبی و سفید ساخته شده است. اشکال آنها مانند ظروف چینی است و به طور عمده شبیه کاسه‌های کوچکی که در آن‌ها برنج می‌خوردند، بوده است. دکوراسیون این نوع ظروف بیشتر برای کسانی که به نمونه‌های ظروف چینی علاقه مندند، مناسب است و پیش‌بینی شده است که در قرن ۱۵ این ظروف آبی و سفید در کرمان ساخته شده اند. این نظریه اکنون توسط شواهد باستان شناسی از اکثر قسمت‌های استان کرمان اثبات شده است.
دوره بعدی اسلام (سده‌های شانزدهم و نوزدهم)
این دوره‌ها به اواخر خلخالی و تیموری باز می‌گردد و در در این دوران هنر سفالگری بسیار مورد توجه بود. دکتر گیزا فهورروی همچنین این دو دوره را در مطالعه خود بر اساس مجموعه بارلو وارد کرد. از نظر برخی از باستان شناسان معروف سفالگری ایرانی، در کل ادامه راه سفال‌های سلجوقی بود، هرچند همان طور که اشاره شده است برخی از تغییرات بر روی این آثار در پایان قرن ۱۳ میلادی رخ داده است. بسیاری از این تغییرات به نفوذ مغول مربوط است. به طوری که می‌توان گفت در دوران تیموریان، سفال و سفالگری بسیار کاهش پیدا کرد و کم کم در خاطر مردم کم رنگ شد. این موضوع با پیشرفت بزرگی و درخشش عمیقی که در تکنیک‌های هنر دکوراسیون معماری حاصل شده بود، متضاد بود.
اجناس سفالی صفوی (۱۷۲۲ - ۱۵۰۲ م)
دوره سلسله صفویان، تحولی در تاریخ سفالگری ایران بود. زمانی که نه تنها تکنیک‌های فراموش شده فارسی دوباره معرفی شد، بلکه زمانی که در ایران محصولات جدید و بسیار زیبایی اختراع شد. بنابراین شاید بیشتر منطقی باشد که ظهور سلسله صفوی را به عنوان آغاز یک دوره جدید در تاریخ طولانی سفالگری ایرانی قلمداد کنیم. سرامیک‌های موجود در این زمان شامل بسیاری از اشکال هندسی مانند الماس، مثلث و ستاره بود.
همان طور که در تاریخ مشخص است، صفویان در آغاز قرن شانزدهم میلادی به قدرت رسیدند و برای اولین بار پس از بیش از یک هزار سال سلسله ملی و بومی بزرگی در ایران به قدرت رسید. سلسله صفوی توسط شاه اسماعیل اول (۱۵۲۴ - ۱۵۰۲ میلادی) تأسیس شد و در آن زمان کشور را تحت حکومت خود متحد ساخت. دوره صفوی عصر طلایی و بسیار مفیدی برای تاریخ ایران بود. در آن زمان مساجد، مدرسه‌ها و قصر‌های تزئین شده ای ساخته شده است. در آن زمان صنعت و هنرهای فلزی و حتی بافندگی فرش، انگیزه جدیدی به دست آورد و نقاشی مینیاتوری در این زمان به اوج قدرت و زیبایی خود رسید.
جانشینان شاه اسماعیل از جمله شاه طهماسب و شاه عباس اول (۱۶۲۸ - ۱۵۸۷ میلادی)، حامی هنرهای فارسی شدند و در رشد و پویایی هنرهای ایرانیان نقش به سزایی را به عمل می‌رساندند. پایتخت صفویان ابتدا در تبریز بود و بعد به دلیل تهدید عثمانی به قزوین منتقل شد؛ در پایان قرن شانزدهم، شاه عباس به اصفهان منتقل شد. پس از برگزیدن انتقال شاه عباس به اصفهان، ساخت صنایع دستی در ایران انگیزه جدیدی به دست آورد و مورد توجه قرار گرفت. تکنیک‌های قدیمی در تمامی هنرها با توجه به سن و الزامات مختلف، در یک پوشش جدید احیا شده و تولید می‌شدند. بدنه محصولات تولیدی در دوران صفوی بسیار خوب، نازک و شفاف بود و به نظر می‌رسید که از نظر جنس شباهت عجیبی به ظروف چینی داشته باشد.
سفال‌های دوران صفویان را می‌توان به موارد زیر تقسیم کرد:
- محصولات کوباچی
- محصولات لوستر
- محصولات سفید
- محصولات آبی و سفید
- محصولات تک رنگ و پلی کروم کرمان
محصولات دوره‌های زندیه و قاجار (۱۹۲۵ - ۱۷۶۵ میلادی)
در مورد هنر سفال و سفالگری اطلاعات خوب و قابل اعتمادی در دست نیست. با این وجود ما می‌توانیم فرض کنیم که پس از حمله افغانستان به سرزمین اصلی ایران، زمانی که سلسله صفوی برداشته شد، در حالی که هرج و مرج در کشور وجود داشت، تولید سفال باید همانند پیشین ادامه داشته باشد. درست است که حتی تا اواسط قرن نوزدهم محصولات زیبا، آبی و سفید تولید شد، اما به طور کلی کیفیت سفالگری به تدریج از دست رفت و هنرمندان دیگر نتوانستند سفال‌های با کیفیتی به بازار هنر جهان عرضه کنند.
ردیابی دکوراسیون معماری زندیان در "مجیدیه نور" و دیگر ساختمان‌های شیراز قابل مشاهده است. در آن زمان رنگ‌های جدیدی به هنر معماری معرفی شدند. بعدها می‌توان گفت که تولید کاشی در تهران ادامه یافت. این کاشی‌ها، چهره‌های انسانی را با تسریع در برابر زمین آبی تیره نشان می‌دهند. اصفهان در طول قرن نوزدهم، سفال‌های بسیاری را تولید کرد و در قرن نوزدهم، یک پارچه از جنس پلیچرم رنگ شده بود، اما کیفیت آن هیچگاه به سفال تولید شده در زمان صفوی نرسید. نوع جدیدی از سفال در رنگ آبی و سیاه با دکوراسیون سوراخ شده و پنجره‌های کوچک، در قرن ۱۹ ساخته شده است.
در اواخر قرن، تولید سفال ایرانی در ایران به طور عمده ناشی از واردات و ارزان فروشی ظروف چینی از اروپا و شرق آسیا بود. آن زمان، مرگ هنر سفالگری در ایران بود که تا اوایل دهه ۷۰ نیز احیا نشد. امروزه راه‌های صنعتی تولید سفال، سرامیک، وسایل آشپزی و غیره نوآوری شده اند و علم به پیشرفت دانش فنی این زمینه کمک کرده است. خوشبختانه، کارگاه‌های سنتی هنوز هم کار می‌کنند و علاقه مردم به این محصولات در حال افزایش است.
در معرض هنر سفالگری چالش‌هایی وجود دارد که عمدتا از دانش کافی در مورد فن آوری‌های جدید و عدم آگاهی کافی در مورد تکنیک‌های جدید، مواد، تجهیزات و تاریخچه سفالگری و سرامیک ایرانی سرچشمه می‌گیرد. برای جلوگیری از نابودی هنر سرامیک و سفال در ایران، باید برخی از راه حل‌ها را مورد توجه قرار داد. دانشجویان هنر در زمینه سفال و سرامیک باید در دانشگاه‌ها به خوبی آموزش داده شوند تا با چالش‌های سفال معاصر ایران آشنا شده و در صورت مواجه با آن‌ها بتوانند به خوبی مشکلاتشان را حل کنند.
بن‌مایه: هنریاب (http://honaryab.com)

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده