​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

پیشینه‌ی هنر قلم‌زنی در ایران

پیشینه‌ی هنر قلم‌زنی در ایران

با توجّه به تعریفی که از هنر قلم‌زنی شد، پیشینهٔ این هنر در ایران، تاریخ روشنی ندارد و از اثر مستندی که بیانگر نخستین مکان یا نخستین شیء باشد که بر روی آن قلم‌زنی، چکش‌کاری و یا حکاکی شده است، اطلاع دقیقی در دست نیست، بنابراین برای اینکه زمانی نزدیک به واقع برای دست‌یابی به فلز مس، ذوب یا ریخته‌گری، چکش‌کاری و قلم‌زنی بر روی فلز توسط انسان روشن شود، ناگزیر باید به گفته‌‌های باستان‌شناسان استناد کرد.
دورهٔ پیش از تاریخ
دیرینهٔ کاربرد فلز، به ویژه مس در ایران و خاور نزدیک به چند هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. انسان ایرانی در اواخر دورهٔ نوسنگی، پیش از آنکه با فلز آشنا شود، از ترکیبات گوناگون فلزات که با رنگ‌‌های متنوع در طبیعت وجود داشت، برای آرایش خود در مراسم مذهبی، جشن‌ها، جنگ‌‌ها و یا نقاشی بر روی دیوار غارها استفاده می‌کرد. به استناد مدارک و شواهد باستانی به دست آمده از کاوش‌‌های باستان‌شناسی مس، نخستین فلزی است که در هنر فلزکاری و قلم‌زنی مورد استفادهٔ انسان قرار گرفت.
همان‌گونه که اشاره شد، کشف اولین ظرف یا حجم منقوش فلزی، و ذوب و تبدیل آن به وسیلهٔ انسان هنوز روشن نیست، اما این حدس و گمان به ذهن متبادر می‌شود که پس از ساخت سفال در دورهٔ نوسنگی و تغییر شکل فیزیکی خاک و گل‌ رس در اثر پخت آن با استفاده از آتش احتمالاً، سبب شد تا به شکل اتفاقی اکسیدهای فلز درون خاک و سنگ و نیز سَیلان ماده سیلیس موجود در خاک، مورد توجّه انسان قرار گیرد و مقدمه‌ای باشد برای تبدیل سنگ مالاشیت و تبدیل آن به مس در آغاز دورهٔ فلز که به دورهٔ مس شناخته شده است. صنعتگران و هنرمندان در آغاز بر اثر آتش کوره‌‌های سفال‌پزی توانستند این ماده معدنی را احیا کنند و با چکش‌کاری سرد از آن ابزار و زیورآلات بسازند.
از تپهٔ سیلک در نزدیکی شهر کاشان و شوش در خوزستان، ابزار فلزی به دست آمده که حاوی ۱۲/۹۲ درصد مس و اندکی نیکل بوده است. در مصر، بین‌النهرین و ایران از طلا و نقره استفادهٔ بسیار شده و سومری‌ها با استحصال این دو فلز آشنایی کامل داشتند. فلزکاران و هنرمندان با گداختن سنگ مالاشیت و اکسید آهن و طلا و نقره در آتش، این فلزات را ذوب می‌کردند، اما چون کار آنها پایهٔ نظری نداشت، علت سیلان را نمی‌دانستند، با این حال فلزکاری و از جمله شناخت اکسیدهای مختلف، کشف معادن، استخراج، احیای فلزات و تکنیک زرگری، مسگری، چکش‌کاری، ریخته‌گری، لحیم‌کاری، ملیله‌کاری، ترصیع و قلم‌زنی برگرفته از تجارب هنرمندان باستانی است، که قوهٔ خلاقهٔ خود را در ساخت آثار هنری عالی و جاودان به منصهٔ ظهور رسانده‌اند.
وجود سرشار معادن مس در نقاط گوناگون ایران و اهمیّت کاربرد آن در گسترش و تحول فن‌آوری، سبب رونق تجارت میان مراکز مهم تولید مس با نقاط مصرف‌کننده آن منجر به تبادل اشیای فرهنگی، و سبب تأثير و تأثر بیشتر آن شد. کهن‌ترین شیء مسی در ایران از تپهٔ باستانی علی‌کش در حدود پنج هزار سال پیش از میلاد به دست آمده که یک مهره ساخته شده از مس بومی است و با تکنیک چکش‌کاری سرد انجام شده است از دورهٔ ۱ تپه سیلک ۳، دو شیء ریز تزیینی که به وسیله چکش‌کاری سرد و گرم ساخته شده به دست آمد، قدمت آن به هزارهٔ پنجم پیش از میلاد می‌رسد.
همچنین در تپه زاغه مهره‌‌های تزیینی که با چکش‌کاری به قطعات مس خالص درآمده یافت شده است به هر حال مدارک به دست آمده حاکی از ذوب فلز، قالب‌گیری و ریخته‌گری در تپه‌‌های سیلک، قبرستان، حصار دامغان در فلات مرکزی ایران از نیمه اول هزاره پنجم پیش از میلاد است. به عنوان مثال خنجر مفرغی چکش‌کاری به دست آمده، از تپه حصار و همچنین در دوره‌‌های بعد ساخت وسایل زینتی از طلا در تپه حصار که حاکی از مهارت هنرمندان ایرانی از کاربرد فلز و طلاست. در تل ابلیس نزدیک کرمان قطعاتی از فلز مس به دست آمده که مربوط به حدود ۴۴۰۰ پیش از میلاد و حاکی از ذوب مس در این زمان است.
در شوش که زمان آن حدود ۳۸۰۰ سال پیش از میلاد است و در هنر فلزکاری مرحله نسبتاً پیشرفته‌ای را نشان می‌دهد، اشیایی چون، تبر به دست آمده است. در تپه یحیی نزدیک کرمان که قدمت آن تقریباً همزمان با تل ابلیس است نیز قطعاتی از اشیای مسی ذوب شده که به وسیله قالب ریخته‌گری شده‌اند به دست آمده که دلیل بر شناخت مردم آن محل از راز ذوب و قالب‌ریزی مس است. ورق زینتی طلا چکش‌کاری شده به دست آمده از تپه حصار دامغان برای ذوب فلز از نخستین کوره‌‌هایی که به شکل گودال ساده در دل خاک حفر شده بود، استفاده می‌کردند و سنگ معدن را با چوب به عنوان ماده آتش‌زا و نهایتاً احیاکنندهٔ سنگ معدن در این گودال‌‌ها می‌ریختند و به کمک دم، درجه حرارت کوره را به میزان لازم بالا می‌بردند تا سنگ اکسیدمس احيا و مس آن خارج شود. گاهی این عمل در چند مرحله تکرار می‌شده، تا مس خالص به دست آید. مس به دست آمده را با چکش‌کاری یا در مراحل بعد با قالب‌گیری به صورت شیء دلخواه درمی‌آورند، قالب‌گیری در ابتدا با استفاده از قالب‌‌های باز (یک لبه) و در مراحل بعد بسته (دو کفه) انجام می‌شد. بعدها استفاده از شیوه موم گم شده رایج شده است.
به این ترتیب که ابتدا شیء مورد نظر را با موم شکل می‌دادند و می‌ساختند و زایده‌‌های مومی در بخش‌‌هایی از آن تعبیه می‌کردند، سپس موم را به همراه زایده‌‌های موجود با گل مقاوم در برابر حرارت، می‌پوشاندند، بعد به وسیله حرارت دادن، موم داخل قالب را ذوب و از آن خارج می‌کردند. در مرحله بعد فلز را که در بوته‌‌های مخازن سفالی ذوب کرده بودند، در قالب ریخته و به این ترتیب شیء فلزی دلخواه را می‌ساختند و در فرجام عملیات چکش‌کاری و پرداخت را نیز انجام می‌دادند، بعدها ذوب سنگ‌‌های سولفور مس که دو مرحله‌ای است، رایج شد. بنابراین دانشمندان نخستین مرحله دوران استفاده از فلز را دوره مس و آغاز هزاره سوم را دورهٔ مفرغ نامگذاری کرده‌اند.
به احتمال زیاد اولین نقوش کنده‌کاری بر روی فلز، به منظور نشان یا علایم مالکیت یا تجاری، انجام گرفته و منشأ پیدایش ایجاد نقوش روی فلز شده است. اشیای به دست آمده از تپه‌‌های سیلک، حصار، شهداد، تل ابلیس، شوش، گیان، تل با کون و سایر نقاط فلات مرکزی ایران، حاکی از مهارت فلزکاران در هزارهٔ سوم پیش از میلاد است، کشف پرچم فلزی نفیس و دو بشقاب بزرگ مفرغی منقوش با نقوش ماهی و غزال و تبرهای مسی زیبا به شکل جانور در شهداد نشان دهنده پیشرفت فلزکاری در هزاره سوم پیش از میلاد است.
وجود فراوان معادن مس در نقاط پراکنده ایران چون کرمان، اصفهان، سیستان، خراسان و آذربایجان و کوه‌‌های البرز سبب شد تا ایرانیان به آسانی به فلز دست یافتند و به تدریج پس از کسب مهارت در ذوب فلز مس با استفاده از قالب، ابزار و ادوات مورد نیاز زندگی از آن ساختند و در مرحله پس از کشف ذوب مس و سایر فلزات، هنرمندان فلزکار دریافتند که برای استحکام بخشی مس با افزایش فلز قلع به آن، آلیاژ سختی بسازند و به دنبال آن دوره مفرغ کشف و نامگذاری شد. هزارهٔ سوم پیش از میلاد با کشف مفرغ به طور گسترده از این آلیاژ در خاورمیانه استفاده می‌شد و اولین نمونه‌‌های آن در حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح در گورستان سلاطين «اور» پیدا شده است. در هزارهٔ سوم پیش از میلاد با استفاده از مفرغ در ساخت اشیای فلزی در منطقهٔ لرستان چه از نظر هنر قلم‌زنی و تزیینات و چه از جهت تأثیری که بر فلزکاری ایران در دوره‌‌های بعدی دارد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
سر تبرها و سرگرزهای مفرغی ریخته‌گری بسیار زیبا از لرستان به دست آمده که در نوع خود کم نظیر است. سرگرز بسیار زیبای مفرغی استوانه‌ای با برجستگی‌‌های منحنی در بدنه و نقوش برجسته انسان و حیوان اطراف آن، وزن آن ۳۷۷ گرم از لرستان در اواخر هزارهٔ دوم به دست آمده که به شیوهٔ ریخته‌گری اجرا شده است. همچنین دستبند مفرغی با نقوش لوزی و مثلث‌‌های کنده و بازوبندی روی آن اوایل هزارهٔ دوم ق. م از لرستان که روی آن کنده‌کاری شده است.
از جمله ابزار و آلات جنگی، نیزه، شمشیر، تبر، دهانه اسب، سنجاق بت‌‌های مفرغی، پلاک‌‌های مزین به نقوش انسانی و حیوانی لوازم آشپزخانه و زیورآلات، حاکی است که اشیای لرستان به شیوهٔ ریخته‌گری و چکش‌کاری ساخته شده و برای ریخته‌گری از دو نوع قالب باز و بسته استفاده می‌شده است. این نقوش قلم‌زنی و برجسته‌کاری شده است و نقش گل رُزت با چهار هلال شیاردار در مرکز دایره قلم‌زنی و کنده شده است. نیمه دوم هزارهٔ دوم پ.م از لرستان. برای ساخت اشیای تو خالی از شیوهٔ قالب‌گیری با موم بهره گرفته‌اند. در آثار اولیه لرستان، گذشته از پرداخت و زدودن زوائد، قلم‌زنی و حکاکی بر روی شیء انجام نمی‌شد، اما به تدریج در اثر شکل‌گیری هنر قلم‌زنی و تحول آن، اشکال زیبا و ظریف و متنوع برگرفته از عقاید دینی و فرهنگی را بر روی اشیای نفیس می‌کندند.
تاریخ اشیای لرستان را اکثراً متعلق به بین هزارهٔ سوم تا سدهٔ هفتم پیش از میلاد می‌دانند. آثار فلزی یا چکش‌کاری شده لرستان اکثراً متعلق به هزاره اول پیش از میلاد است و استفاده از شیوه چکش‌کاری در هزاره اول در لرستان مرسوم بود. نقوش قلم‌زنی و حکاکی بر روی اشیای لرستان متأثر از ایلام و بین‌النهرین با مضامین نقوش اسطوره‌ای میان رودان است. در اشیای به دست آمده از سرخ دم لرستان نقوش انسانی و حیوانی بر روی سطوح صاف به وسیله چکش‌کاری برجسته، کار می‌شد. اما به صورت تمام‌رُخ سر یک انسان یا یک جانور به ویژه زمانی که در مرکز ظرف جای می‌گرفت به شیوه قالب‌گیری اجرا می‌شد.نقوش سر سنجاق‌های لرستان با نقش‌‌های میتانی‌‌ها قابل مقایسه است.
در اواخر هزارهٔ دوم و اوایل هزارهٔ اول پیش از میلاد هنر و صنعت فلزکاری در نقاط گوناگون ایران به ویژه در شمال غرب ایران، غرب ایران (لرستان) و حاشیه جنوبی دریای مازندران شکوفایی کمی و کیفی چشم‌گیری می‌یابد. همچون جام طلای حسنلو که در ۱۳۳۵ ه. ش کشف شد و دارای نقوش برجسته چون خدایان سوار بر گردونه یا ارابه‌‌هایی که دو اسب آنها را می‌کِشند و بدون تردید خدایان خورشید و ماه هستند، در میان گردونه‌‌ها افرادی مشاهده می‌شوند که گوسفند قربانی را برای خدایان می‌برند، از آن روز برای خشنودی خدایان قربانی مرسوم بوده و قبل از آن همان‌طور که در داستان ابراهیم نبی آمده دختران و پسران جوان را قربانی می‌کردند. و همچنین نقوش انسان‌ها و پرندگان چون عقاب و حیواناتی چون شیر و شمشیرهایی در دست آنها دیده می‌شود. و نیز جام طلای دیگر حسنلو که در قرن ۹ قبل از میلاد کشف شده است که به شیوه بسیار زیبایی قلم‌زنی و چکش‌کاری شده‌اند.
اشیایی از تابوت برنزی ارجان، به ویژه جام مفرغی با نقوش بسیار زیبایی از خوزستان به دست آمده که به شیوه چکش‌کاری و قلم‌زنی اجرا شده است و شباهت بسیار به گردن‌بند و دستبند زیویه و سینی‌‌های قلم‌زنی شده اصفهان دارند. بر روی این اشیا صحنه‌‌های ترکیبی از نقوش برجسته تخت جمشید قلم‌زنی شده است. در هزارهٔ اول پیش از میلاد فلزکاری و قلم‌زنی در ایران از رونق و اعتبار ویژه‌ای برخوردار بوده است و آثار با ارزشی از آن دوران بر جای مانده که از جمله آنها جام‌های طلای مارلیک است. از نمونه‌‌های بسیار ارزشمند آنها که از طلای ناب است. نقوش روی جام مشتمل بر دو گاو بالدار است که در حال بالا رفتن از درخت مقدس و یا درخت تزیینی هستند و همین نقوش در دو سمت دیگر جام دیده می‌شود. جام‌‌های استثنایی مارلیک از طریق چکش‌کاری شکل گرفته و سر گاو حدود دو سانتی‌متر از جام برجسته‌تر است و از نظر شکل دادن طلا در دوره خود حائز اهمیّت است، که قابل مقایسه با جام حسنلو است، هر دو جام دارای نقوش پیچیده‌ای هستند که شبیه نقوش معمولی در نواحی آشور، میان‌رودان، سکایی، مانایی و ماد است، و همچنین جام بسیار زیبای کلاردشت در ارتفاعات ساحل دریای خزر (در هزاره اول ق.م) و هم ارتفاع مارلیک و رودبار با جام‌‌های دیگر شباهت بسیاری دارد.
کشف این جام‌‌ها اثبات می‌کند که در اوایل هزارهٔ اول ق.م در نواحی شمالی فلات ایران امارت‌نشین‌هایی وجود داشته که از هنر و تمدن پیشرفته‌ای بهره‌مند بوده‌اند.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ مادها
آثار قلم‌زنی اندکی از دوره مادها - که در سدهٔ هفتم ق. م در شمال ایران روی کار آمدند - به یادگار مانده است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاکی از این است که از نفوذ سکاها به تدریج کاسته شده و سبک مادها در این زمان جای آن را گرفته است. اگرچه مادهای اسکان یافته در هرسین کرمانشاه از مفرغ‌کاران حمایت کرده و تعدادی از آثار مفرغی را همراه متوفیان خود به گور گذاشته‌اند، امّا بی‌تردید خود مبتكر آن نوع مفرغ‌کاری نبوده‌اند و صرفاً مفرغ‌کاری لرستان را تقلید کرده و در کارهای خود مورد استفاده قرار داده‌اند. مدارک فلزی به دست آمده از زمان مادها به ویژه در قرن شش و هفت پیش از میلاد، اشیای زیویه از توابع سنندج است که در میان آنها آثاری از طلا و نقره و وسایل زینتی و زیورآلاتی، چون جام طلا و مجسمه‌‌هایی از حیوانات به سبک‌‌های آشوری و سکایی و ... به چشم می‌خورد.
گردن‌بند هلالی شکل از طلا، سینه‌بند طلا از زیویه، هزاره اول ق.م، موزه ملّی ایران مزیّن به دو ردیف صحنه‌‌های عریض با چهار نقش برجسته از حیوانات گوناگون که رو به سوی درخت نمادین در وسط دارند، نقوش درخت، قوچ، گاو بالدار با صورت انسانی اشکال اسطوره‌ای و میوه‌‌های کاج، ویژگی‌‌های هنر سکایی دارند که ملهم از هنر آشوری است، نقوش این سینه‌بند و دستبندها به شیوه قلم‌زنی و برجسته‌کاری با چکش و قلم اجرا شده است.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ هخامنشی
با روی کار آمدن پارس‌‌ها و تشکیل حکومت هخامنشی (۳۳۰-۵۵۰ ق.م) هنر قلم‌زنی تحول یافت و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد و بر ادوار پس از خود تأثیر گذاشت. اشیای قلم‌زنی بسیاری از زمان هخامنشی در مکان‌های گوناگون، چه از طریق کاوش‌‌های علمی و چه به صورت کشف اتفاقی به دست آمده که عبارت‌اند از: شوش، گنجینه جیحون و همدان؛ که دو مورد اخیر به صورت اتفاقی به دست آمده‌اند.
دوره هخامنشی، اوج هنر فلزکاری در زمینه‌‌های ریخته‌گری، چکش‌کاری، ترصیع و ... است. در نقوش برجسته تخت جمشید آثار و نشانه‌‌هایی به شکل ظروف در دست هدیه آورندگان و اسلحه در دست سربازان دیده می‌شود. برخی از اشیا در موزه‌‌ها وجود دارد که حاکی از قلم‌زنی در این دوره است. به دنبال حمله اسکندر و به آتش کشیدن تخت جمشید، گنجینه‌‌های موجود در آن به آتش کشیده شد و همچنین اشیا و ابزار فلزی بسیاری از آن زمان به دستور اسکندر ذوب و به سکه تبدیل شد، به همین سبب آثار زیادی از قلم‌زنی دوره هخامنشی به دست ما نرسیده است.
پلاک مفرغی با نقش گاو بالدار، دوره هخامنشی، موزه ملّی ایران انواع فلزاتی چون مفرغ، طلا، نقره و آهن در این دوره از مناطق مختلف برای تخت جمشید آورده می‌شد که حاکی از استفاده زیاد از اشیای فلزی و هنر قلم‌زنی با نقوش بسیار زیبای هخامنشی است که عبارت‌اند از طوق گردن، سینه‌بند، گوشواره و ... . از جمله اشیای شناخته شده قلم‌زنی دوره هخامنشی دو لوح سیمین به وزن ۴ کیلوگرم و زرّین به ابعاد ۳۳ × ۳۳ به قطر ۱۵ میلی‌متر به وزن ۵ کیلوگرم است که در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود. اشیای به دست آمده از سواحل رود جیحون در نزدیک بلخ در ترکستان یا ماوراءالنهر چون گردونه زرین که به وسیله دو اسب کشیده می‌شود و دو نفر بر این گردونه سوارند، در قرن پنجم ق. م ساخته شده که از اشیای نفیس موزهٔ بریتانیاست.
در زمان هخامنشی برای ساخت فرم و شکل اشیا و همچنین قلم‌زنی آنها از دو شیوه؛ ریخته‌گری یا قالب‌ریزی و چکش‌کاری استفاده می‌شده. مجسمه سه شیر مفرغی، ریخته‌گری، حکاکی و قلم‌زنی شده دورهٔ هخامنشی که از تخت جمشید به دست آمده است.
تنوع در فرم‌‌های ظروف این دوره فراوان است و از جنبه اشکال تزیینی نیز به شیوه‌‌های مختلف اجرا شده‌اند که عبارت‌اند از: ظروف مثل کوزه، جام بشقاب، ریتون از جنس طلا و نقره، سلاح‌ها و زیورآلات، روکش درها و کتیبه‌ها. ظروف اکثراً به شکل کوزه و از جنس نقره، با بدنه مخروطی و شیارهای عمودی موازی با دو دسته به شکل حیوان به عقب برگشته که حیوانات شبیه بز کوهی، اسب و ... هستند که در نقوش تخت جمشید در دست هدیه آورندگان دیده می‌شود.
کاسه‌‌ها دارای کف و بدنه پهن و لبه تخت به خارج برگشته‌اند که با گل‌‌های کوکب و گلبرگ‌‌های بزرگ که سطح بدنه را در بر گرفته و کف آنها دارای نقوش بادامی شکل است که با تصاویر حیواناتی چون بز کوهی مزیّن شده‌اند. نقش مایه‌‌های تزیینی هنر قلم‌زنی این دوره اکثراً به اشکال حیوانات و جانوران و نقوش گیاهی چون؛ برگ‌‌های نخل، گل‌‌ها و غنچه‌‌های لوتوس وگل و گلبرگ‌ها و شیارهای افقی است. زیورآلات مثل؛ دستبند، گردن‌بند، گوشواره که با فیروزه، لاجورد، زُمرد، کریستال، يشم و عقیق مرصع‌کاری و روکش درهای چوبی از نقره یا مفرغ قلم‌زنی شده‌اند. کوزه یا تنگ فلزی با دو دسته به شکل بز شاخدار با شاخ‌‌های برگشته و دست‌‌های جمع شده از دوره هخامنشی از همدان به دست آمده.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ سلوکی
در دورهٔ سلوکی با ساخت شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا و انتقال کارگاه‌‌های هنری به این شهرها، هنر قلم‌زنی با تأثیرپذیری از هنر هلنی ادامه یافت. به گونه‌ای که تأثیر هنر یونانی در فلزکاری این زمان کاملاً مشهود است، در کاوش‌های باستان‌شناسی در این دو شهر، آثاری از هنر فلزکاری و قلم‌زنی به دست آمده است.
تعدادی از ظروف در این دوره به دست آمده که حاکی از تلفيق نقوش هنر یونانی و ایرانی است. پلاک فلزی به دست آمده از دوره سلوکی از جنس مفرغ که قلم‌زنی و حکاکی شده و متأثر از نقوش یونانی است. ريتون طلای هخامنشی به دست آمده از همدان به شکل شیر بالدار که در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود. همچنین مجسمه مفرغی از انسان به سبک یونانی که شبه مشعل در یک دست دارد و دست دیگر آن شکسته و کلاه تاجی بر سر و گیسوان آویخته در گردن دارد که به شکل ریخته‌گری اجرا شده است. پلاک دوره سلوکی که از مسجد سلیمان به دست آمده است و مجسمه مفرغی، دوره سلوکی به دست آمده از نهاوند، و در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ اشکانی
با روی کار آمدن پارت‌‌ها در سال ۲۵۰ ق.م تا ۲۲۴ میلادی هنر قلم‌زنی با همان شیوه هخامنشی با اندک تغییری به عمر خود ادامه داد. با وجود تأثیرپذیری هنر قلم‌زنی ایران از موتیف‌‌های دوره سلوکی و هلنی با بررسی هنر قلم‌زنی دوره اشکانی می‌توان دریافت که هنر قلم‌زنی دوره اشکانی اکثراً تحت تأثیر دورهٔ هخامنشی است، تا هنر یونانی؛ و شکل، تقریباً همان اشکالی است که در دورهٔ هخامنشی متداول بود و تنها تغییرات جزیی در نقش آنها دیده می‌شود، به عنوان مثال، نقوشی به شکل قلب، جای نقوش تخم مرغی شکل هخامنشی را گرفته و گلبرگ‌‌های لوتوس باریک‌تر و نوک‌تیزتر شده‌اند.
ساخت مجسمه‌‌ها و پیکره‌‌ها از جنس طلا و نقره و مفرغ به شیوه ریخته‌گری در دورهٔ اشکانی از رونق ویژه‌ای برخوردار شد و زیورآلات مرصع با سنگ‌‌های قیمتی با همان شیوهٔ هخامنشی ادامه یافت. در این دوره به دلیل هجوم اسکندر آثار هنری مهمی در دست نیست و به سبب هرج و مرج و کم توجّهی پارتیان به هنر، تنها در اواخر این دوره ساخت آثار قلم‌زنی رو به رشد نهاد و نمونه‌‌های آن مجسمه‌‌های مفرغی در گورهای شمی در نزدیک مال‌میر خوزستان.
پلاک مدور نقره‌ای، دوره اشکانی از املش گیلان به دست آمده و در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود. است، که ترکیبی از هنر یونانی از جمله سرِ مجسمه و هنر بومی ایرانی در ساخت تنهٔ آن که به کارهای برجسته‌سازی زمان ساسانی شباهت کامل دارد. از جمله دیگر آثار هنری این دوره دو کاسه با نقوش برجسته، یکی نقره‌ای در موزه برلین و دیگری طلایی با نقوش بسیار زیبا در موزهٔ آرمیتاژ نگهداری می‌شود، و یک پلاک مدور نقره‌ای که دارای نقوش زنجیره‌ای در حاشیه و نقش ستاره چهارپر در وسط؛ و نقطه‌چین‌‌هایی برجسته سه‌تایی با نقوش نقطه‌چین کوچک در اطراف است که به شیوهٔ ریخته‌گری و قلم‌زنی اجرا شده است. در این دوره اکثراً در جواهرسازی و مرصع‌کاری از قلم‌زنی فلز استفاده می‌شد و این هنر رشد چشم‌گیر و قابل توجهی داشت.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ ساسانی
با به قدرت رسیدن ساسانیان و تشکیل حکومت آنان به دست اردشیر بابکان در سال ۲۲۴ تا ۶۵۰ میلادی و گسترش سرزمین‌‌های تحت سلطه آنان، با تولید و ساخت اشیای فراوان هنری از جمله فلزی؛ و گسترش تجارت میان ایران، یونان و روم ساخت اشیای قلم‌زنی از رونق زیادی برخوردار شد و این امر سبب تأثیر موتیف‌‌های هنری روم به هنر ایران به ویژه بر روی ظروف نقره‌ای شد، از جمله تصاویر زنان در حال رقص که در حالت‌‌ها و اشکال گوناگون تکرار شد.
نمونه ظرف نقره‌ای بیضی شکل لب شکسته که در داخل آن نقش دو زن ایستاده و دو درخت در دو دست داخل نوار مطلا وجود دارد که برگرفته از نقوش یونانی است. به دلیل توجه درباریان ساسانی به اشیای هنری، هنر در این دوره در اختیار درباریان قرار گرفت و هنر مردمی نیز متأثر از هنر درباری است. اشیای به جا مانده از این دوره اکثراً از جنس نقره است.
ظرف نقره‌ای بیضی شکل، احتمالاً از دورهٔ ساسانی، از همدان به دست آمده در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود که گاهی با طلا ترصیع شده‌اند. آثار هنری قلم‌زنی به دست آمده از این دوره به ویژه آثار زرّین و سیمین، مهارت ویژه هنرمندان را نمایان می‌سازد. ظروف قلم‌زنی شده این زمان به شکل بشقاب، کاسه، تنگ، ریتون، ظروف کشکولی با نقوش متنوع و ظریف به شکل مجسمه حیوانات است. بشقاب‌‌ها اکثراً دارای نقوش با تصاویر شکار شاهان شاه یا ملکه بر تخت نشسته و ملازمان با حیوانات ترکیبی است. ظرف نقره‌ای نقش برجسته سوار در حال تیراندازی به شیر و یک شیر دیگر در زیر پای اسب به قطر ۶/۲۸ سانتی‌متر از دوره ساسانی در نزدیک ساری به دست آمده است که به شیوه برجسته‌کاری و قلم‌زنی اجرا شده است.
بشقاب نقره از دوره ساسانی که در ساری به دست آمده و در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود. نقش زمینه‌‌های ظروف بیشتر با نقوش گیاهی؛ مثل برگ مو، پیچک و نقوش به شکل قلب گل انار که در دوره اشکانی تحت تأثیر هنر هلنی با نقوش و موتیف‌‌های ایرانی تلفیق شده است. در این اشیاء گاه نقوش انسانی، و حیوانی چون پرندگان و بوته‌‌های انار و میوه درختان مزین شده‌اند.
در سایر ظروف نقوش ویژه درباریان مثل، نوازندگان و رقاصان بر روی زمینه این نقوش جای گرفته‌اند. جام نقره‌ای که درون آن ساده است و در سطح خارجی آن نقوش برجسته چهار رامشگر دیده می‌شود و در وسط یک مرغ کاکل به سر با منقار بلند نقش شده. این جام مربوط به دوره ساسانی است و از نقده به دست آمده است. همچنین بشقاب نقره‌ای که داخل آن مطلا است و در قسمت داخل نقش شش گل برگ به چشم می‌خورد و در حاشیه و در وسط نقش گل رز یا حاشیه زنجیره‌ای دیده می‌شود. در نوار وسط ظرف نقش برجسته گل رز و حاشیه زنجیره‌ای وجود دارد. این بشقاب احتمالاً مربوط به دوره ساسانی است و از همدان به دست آمده. هر دو ظرف به شیوه ریخته‌گری و قلم‌زنی اجرا شده‌اند. ظروف نقره‌ای دوره ساسانی که از نقده به دست آمده و در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود.
اکثر ظروف ساخته شده در دوره ساسانی در مرزهای خارج از ایران کنونی به دست آمده‌اند؛ و تعدادشان اندک است و احتمالاً در نبردهای میان ایران و روم و نیز حمله اعراب تعداد زیادی از این اشیا به غارت رفته‌اند. در این دوره هنرمندان با زراندودکردن ظروف نقره‌ای و روکش کردن غلاف چوبی شمشیرها، دهانه اسب و روکش و مرصع‌کاری کمربند و همچنین با قلم‌زنی آثار فلزی و مفرغی به این هنر رونق بخشیدند؛ و اشیای متعدد چون جنگ‌افزار، مجسمه، قطعات پایه تخت به شکل حيوانات ترکیبی با سر پرنده ساختند و این هنر را به اوج اعتلای خود رساندند.
در دوره ساسانی ساخت اشیا به سه طریق زیر انجام می‌شد:
۱. به وسیله چکش‌کاری بر ورق سرد.
۲. به وسیله ریختگی و ساخت ظروف آستردار از ورق.
۳. تراش با چرخ که احتمالاً با الگوپذیری از چرخ سفالگری توانسته بودند. چرخ تراش فلزات تهیه کنند و به وسیله آن آثار بسیار ظریف و سبک می‌ساختند و پس از اتمام ساخت حجم ظرف، اثر قلم‌زنی و حکاکی می‌شده است. شیوه ساخت این گونه بود که ورق نقره و مس یا طلا را مسطح می‌کردند و به وسیله چکش‌کاری و یا با کاربرد قالب‌‌های محدب و سایر قالب‌ها، ابزار فلزی ساخته می‌شد. یا این که به شیوه قالب‌گیری، ابتدا شکل یا مدل ظروف نقره را از گِل یا موم می‌ساختند سپس قالب را در محفظه پُر از خاک رس بسیار نرم قرار داده و نقره مذاب درون آن می‌ریختند، حرارت فلز مذاب، موم را ذوب می‌کرد و پس از خنک شدن شیء آن را پرداخت می‌کردند و بعد تزیینات را به وسیله قلم‌زنی و حکاکی روی آن انجام می‌دادند. با توجّه به گسترش هنر قلم‌زنی در دوره ساسانی که حاکی از پیشرفت تکنیک ساخت و شیوه‌‌های متنوع تزیینی ظروف قلم‌زنی است و نیز بررسی اشیای فلزی دوره اسلامی می‌توان دریافت که هنر قلم‌زنی دوره ساسانی در دوره اسلامی ادامه یافته و اساس هنر قلم‌زنی دوره اسلامی بر مبنای دوره ساسانی قرار گرفته است.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ اسلامی
با ورود دین مبین اسلام به ایران و پذیرش آن توسط ایرانیان، هنرمندان تحت تأثير آیین همه جانبه‌نگر جدید قرار گرفتند و با تداوم هنر ساسانی، با توجّه به حرمت استفاده از طلا و نقره، ظروف ساخته شده در اوایل این دوره بسیار اندک است و در فرجام از این دو فلز گرانبها برای ترصیع فلزات دیگر مثل مفرغ و آهن استفاده شده است. در قرون اولیه اسلامی، اعراب که خود هنر خاصی نداشتند، هنر قلم‌زنی دوره ساسانی را مورد تقلید قرار داده و در سده‌‌های بعد در اثر علاقهٔ هنرمندان ایرانی به مذهب و گرایش آنان به دین اسلام، با تأثیرپذیری از آرا و عقاید اسلام، در خلق آثار فلزی استفاده کردند.
از جمله با استفاده از خطوط کوفی در حکاکی آیات و احادیث و ... بر روی فلز، جلوهٔ بیشتری به این هنر بخشیدند. در دوره سامانیان هنر قلم‌زنی در اثر تبادلات تجاری به سایر ممالک اسلامی راه یافت. آثار این زمان به دلیل حرمت طلا و نقره اکثراً از مس، مفرغ، آهن، برنج و روی ساخته و تزیین می‌شد. در سده‌‌های اولیه اسلامی فلز اصلی مورد مصرف فلزکاران اسلامي مفرغ بود اما از قرن پنجم قمری کاربرد فلز برنج متداول شد. اشیای قلم‌زنی شده دوران دیلمیان در موزه‌‌های ایران از جمله آثار معروف این دوره است.
از سده‌‌های اولیه تا قرون سوم و چهارم قمری اشیای فلزی در ایران به سبک زمان ساسانی ساخته می‌شد. در قرن چهارم قمری به ساخت اشیای قلم‌زنی توجّه بیشتری شد و ظروف به صورت ساده و بی‌پیرایه در زندگی روزمرهٔ مردم کاربرد یافت. در این دوران به تدریج از نظر ساخت شکل و تزیینات در هنر قلم‌زنی اسلامی تغییراتی ایجاد شد و این هنر در خراسان رشد چشم‌گیری داشت. مکتب قلم‌زنی خراسان در سدهٔ چهارم قمری شکل گرفت و در دورهٔ سلجوقی به اوج کمال خود رسید.
هنر قلم‌زنی دورهٔ سلجوقی
سلجوقیان در اوایل سدهٔ پنجم قمری (۴۲۹) از ترکستان به ماوراءالنهر آمدند و سکونت گزیدند و سپس خراسان، بغداد، شمال عراق، سوریه، ارمنستان و آناطولی را متصرف شدند. با علاقه‌ای که حکام سلجوقی به هنر داشتند، هنر قلم‌زنی همچون سایر رشته‌‌های هنری حمایت شد و گسترش چشم‌گیری یافت. می‌توان از شهرهای نیشابور، مَرو (در ترکستان امروزی) هرات، بلخ در افغانستان کنونی) به عنوان مراکز مهم ساخت آثار قلم‌زنی یاد کرد. اجرای نقوش قلم‌زنی بر روی ظروف در زمان سلجوقیان به ویژه در مکتب خراسان به اشکال گوناگون همچون نواختن آلات موسیقی، رقص، انسان نشسته بر روی تخت به صورت صور فلکی، حیوانات چهارپا در حال جَست و خیز به ویژه خرگوش با گوش‌‌های بلندتر از حالت طبیعی و نقوش پرندگان و گیاهان چون برگ مو، پیچک بر زمینه اشیای قلم‌زنی و به شیوه‌‌های بسیار زیبای آن روز تزیین می‌شد.
ایجاد نقوش گیس‌بافت شامل نوارهایی در تزیینات ظروف به شیوه و سبک بسیار زیبا متداول شد. در این دوران ترصیع فلزات به صورت مفتول‌های طلا، مس و نقره و یا ترصیع ظروف مفرغی با مفتول مس رایج شد.
از کارهای بسیار زیبا در این دوره مشبک‌کاری روی فلز است. شیوه ترصیع فلزات (مس و نقره‌کوبی) به این‌گونه انجام می‌شد که طرح مورد نظر را بر روی شیء نقش می‌زدند. سپس محل طرح را با قلم گود و یا خالی می‌کردند، بعد با مفتول مس یا نقره، یا جواهرات دیگر، فضای خالی را پُر کرده و آن را چکش‌کاری می‌کردند.
در مرحله نهایی با تیز کردن آتش آن را مسطح می‌کردند به گونه‌ای که شیء یک تکه به نظر می‌رسید و سپس با سنگ عقیق یا پشم آن را صیقل می‌دادند. در پایان این دوره نقوش هندسی مثل لوزی، دایره و غیره با انواع نقوش گره، توأم با نقطه‌چین رایج شد و قلم‌زنی بسیاری از ظروف با این نقوش و موتیف‌ها، معمول گردید و همین روش مقدمه‌ای برای اجرای نقوش گره و ترکیب آن با نقوش انسانی و حیوانی در ادوار بعدی اسلامی به ویژه دوره مغول و تیموری شد.
هنر قلم‌زنی خراسان که در قرن پنجم و ششم قمری، هم‌زمان با حکومت سلجوقی در شرق به ویژه خراسان و ماوراءالنهر تکوین یافته بود، پس از حمله مغول به دلیل ویران شدن بسیاری از مراکز هنری این منطقه و مهاجرت هنرمندان به غرب و میان‌رودان، در آن نواحی تداوم یافت. هنر فلزکاری خراسان از شرق شروع شد و در غرب رشد و گسترش یافت.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ مغول و تیموری
با حمله مغول به ایران در سال ۶۱۸ ق شهرهای ایران ویران شد و هنرمندان مجبور به ترک مراکز عمدهٔ هنری در خراسان شدند و به سرزمین‌‌های دیگر چون: فارس، آذربایجان، موصل در شمال عراق، سوریه و مصر، مهاجرت کردند و در نتیجه هنر قلم‌زنی در این مراکز تحت حمایت حکام آنان قرار گرفت. با تصرف سوریه توسط غازان‌خان در اوایل سده هشتم قمری هنرمندان قلم‌زن مورد حمایت ایلخانان قرار گرفتند و بعدها شهرهای حَلَب، دیار بکر، موصل، شیراز و تبریز از مراکز بزرگ هنر قلم‌زنی به شمار آمدند در این زمان در اثر تبادل افکار هنرمندان، در این هنر تحوّلی پدید آمد و آثار قلم‌زنی تحت تأثیر هنرهای بومی قرار گرفت، به گونه‌ای که در سوریه و مصر نشانه‌‌های این تحوّل بیشتر به چشم می‌خورد.
به دنبال آن هنر قلم‌زنی در شرق و شمال‌ شرق ایران برای مدت کوتاهی دچار رکود شد. ساخت ظروف از نظر حجم و شکل همچنان به شیوه رایج در خراسان انجام می‌شد، اما اجرای نقوش قلم‌زنی بر روی ظروف تغییر کرد، از جمله اجرای نقوش گیس‌بافت که در خراسان پنج ردیف انجام می‌شد، در این زمان بیشتر شد و کلمات و عبارات مرسوم در سوریه جای عبارات رایج در خراسان را گرفت. پوشش مغولی به ویژه نقوش کلاه و لباس آنان جانشین طرح‌‌های پوشاک سلجوقی شد. ترصیع و دُر نشاندن ظروف در این زمان به تقلید از دورهٔ سلجوقی تداوم یافت.
استفاده از هنر خوشنویسی در قلم‌زنی به وفور گسترش یافت و ظروف زیادی از این گونه ساخته و تزیین شد. با حملهٔ تیمور به ایران در سال ۷۷۱ ق، سرزمین‌‌های ماوراءالنهر و خراسان به تصرف تیموریان درآمد. تیموریان چون به هنر علاقه وافر داشتند، هنرمندان را از مکان‌‌های دیگر در خراسان گرد آوردند و حمایت کردند، به گونه‌ای که هرات دوباره رونق هنری خود را بازیافت و بزرگترین مرکز هنری آن روز شد.هنر قلم‌زنی در این شهر بسیار درخشید.
در این زمان به وسیله ریخته‌گری و قلم‌زنی روی فلز تحت تأثیر مسائل فرهنگی آن روز، ظروف بزرگ فلزی از جمله سنگاب‌‌هایی برای مساجد ساخته شد. از جمله ظروف سنگاب گور امیرتیمور در سمرقند است که اکنون در موزهٔ ارمیتاژ نگهداری می‌شود. سنگاب‌‌هایی نیز از قرن هشتم در مسجد جامع هرات و در موزهٔ آستان قدس موجود است. در آغاز دورهٔ تیموری هنرمندان، اشیای فلزی را به شکل ساده و بی‌پیرایه، اما برجسته با ایجاد خطوط و کتیبه‌‌های زیبا می‌ساختند.
در این زمان اشیای فلزی بسیاری از مس، برنج، مفرغ، آهن و فولاد چون ظروف و اسلحه‌‌های نقره و طلاکوبی ساخته شد. با گذشت زمان در ساخت اَشکال ظروف دگرگونی پدیدار شد و ظروفی چون پایه شمعدان، بشقاب، لگن و غیره متناسب با نیازهای فرهنگی روز به سبک سلجوقی؛ و ظروف آب‌خوری با بدنه گرد و دهانه گشاد و کاسه‌‌هایی به شکل نیم کروی با درپوش‌‌های محدب ساخته شد.
در این دوره ظروف مسین قلع اندود شده رواج بسیار یافت. اکثر ظروف این زمان با نقوش گیاهی، چون گل و برگ و غنچه و برگ‌‌های نوک‌تیز و نقوش اسلیمی قلم‌زنی می‌شد. بر روی بسیاری از ظروف نگارش کتیبه‌‌ها به صورت ادعیه و احادیث و آیات قرآنی توأم با اشعار فارسی جلوه‌گر شد. در هنر قلم‌زنی دوره سلجوقی، سنت‌‌های گذشته به ویژه در ساخت ظروف تداوم یافت. اما به تدریج در شیوه تزیین و حکاکی و قلم‌زنی دوره تیموری تحولاتی پدید آمد. نقره‌کوبی روی فلزات به وفور اجرا می‌شد، این شیوه در دوره صفوی به اوج شکوفایی و کمال خود رسید.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ صفوی
در عصر صفوی که دوران طلایی هنر ایران به شمار می‌رود، هنر قلم‌زنی با حفظ سنن گذشته ادامه یافت و همچون دوره پیش، استفاده از فلزات گوناگون به طور گسترده در ساخت اشیای ارزشمند طلاکوب مرسوم بود. در این دوران قلم‌زنی بسیار گسترش یافت. اجرای نقوش ظریف و بسیار ریز و زیبا جای نقوش درشت و ضخیم را در تزیین اشیا گرفت. زرکوبی فلزات گسترده‌تر شد، ظروف قلم‌زنی و مشبک‌کاری که در دوره سلجوقی رایج شده بود در این زمان با کاربرد انواع خطوط به ویژه نستعلیق از زیبایی دو چندان برخوردار شد و مضامین نگارگری با همان ظرافت بر روی ظروف قلم‌زنی شد.
در این زمان در شکل و تزیینات نقوش روی ظروف تحولات شگرفی پدید آمد. ساخت شکل ظروف در احجام و ابعاد بزرگتر از جمله شمعدان‌‌ها با پایه‌‌های پهن، بدنه استوانه‌ای و لبه تخت به خارج برگشته و دارای درپوش، ساخت جام‌های قلع اندود و قلمدان برنجی با دو لوله و دوات متصل به دو لوله آن، تنگ و آبخوری به همراه ادوات جنگی، زره‌پوش و شمشیر به شیوه‌های بسیار زیبایی زرکوبی شده از ویژگی قلم‌زنی دوره صفوی است.
در این زمان ظرافت و زیبایی نقوش اسلیمی و گیاهی بر روی ظروف بیشتر شد، نقوش انسانی و حیوانی که در دوره تیموری تقلیل یافته بود، دوباره به شکل گسترده روی ظروف رایج شد و از زیبایی دو چندان برخوردار گردید. در اثر گسترش اعتقادات شیعی، استفاده از اشعار مذهبی ویژهٔ شیعه و نگارش خطوط و کتیبه‌ها با اسامی مقدس، خدا و رسول (ص)، امامان و پیشوایان شیعی و نیز اشعار نغز و دلنشین فارسی به خط شیوای نستعلیق به طور گسترده بر روی ظروف قلم‌زنی و حکاکی شد، همچنین کاربرد مس مرغوب در این دوره نسبت به دوره قبل که از مس زرد رنگ استفاده می‌شد، در این آثار از جلا و درخشش بیشتر برخوردار است.
این هنر در زمان صفوی همچون دیگر رشته‌های هنرهای سنتی ایران از چنان ظرافت و زیبایی برخوردار شد که امروز در جایی که به اوج شکوفایی می‌رسد، تقلیدی از سبک دوره صفوی است. اشیای برنجی که تا قرن پنجم هجری رواج داشت در این زمان دوباره رونق گرفت، اکثر ظروف مسی، سفیدگری و از آهن و فولاد در ساخت ظروف استفاده می‌شد.
تزیینات با ترصیع ظروف با طلا و نقره و جواهرات و سنگ‌‌های قیمتی به صورت دُر نشان روی اسلحه و شمشیر رونق گرفت. با حمله افاغنه به ایران و سقوط دولت مقتدر صفوی، هنر قلم‌زنی به خاموشی گرایید، اما هنرمندان گمنامی در گوشه و کنار به احیای این هنر اشتغال داشتند و این هنر در زمان افشاریه و زندیه به تدریج به حیات خود ادامه داد.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ قاجار
در زمان قاجار به دلایل بی‌اعتنایی حکام قاجار به هنر و حمایت نکردن از هنرمندان، هنر قلم‌زنی همچون رشته‌‌های دیگر هُنری رو به ضعف نهاد؛ اما ساخت شمشیر با فولاد که در دوره صفوی رونق داشت ادامه یافت. در این دوران ساخت جعبه‌‌های قلم‌زنی با نگارش خطوط و خوشنویسی و طلاکوب و اسطرلاب‌سازی به شیوه قلم‌زنی و مشبک‌کاری مرسوم و متداول بود. در دوره قاجار سنت ساخت علامت به طور جدی آغاز شد و تا امروز ادامه دارد که خود یکی از مکاتب هنر قلم‌زنی است.
همزمان با قاجار ساخت وسایل روزمره از مس سفید کرده به صورت طاس، لگن، مشربه و سینی و نظیر آن با اشکال گوناگون رواج داشت. نقوش قلم‌زنی شده بر ظروف مسی و برنجی، اکثراً نقوش اسلیمی و گل‌‌های درهم پیچیده‌ای است که نقوش حیوانات و پرندگان بسیاری را دربرگرفته، که نقوش برخی از حیوانات مثل میمون و فیل بومی ایران نیستند.
گل و برگ مو و پیچک که بر ظروف مشبک‌کاری پدید آمده و بر روی آنها قلم‌زنی شده از دیگر ویژگی‌‌های این هنر در این دوره است. اما به طور کلی در اواخر دوره قاجار در اثر کم‌توجّهی به هنرمندان، کساد بازار و مشتریان ظروف قلم‌زنی، این هنر مدت‌‌ها در غربت به سر می‌برد. در واقع اشیای هنری قلم‌زنی و تعداد آثار بازاری و معمولی، بر آثار واقعی هنری فزونی یافت و این کیفیت کم و بیش تا سال‌‌ها ادامه داشت.
هنر قلم‌زنی در دورهٔ معاصر
هنر قلم‌زنی در اوایل دوران متأخر به ویژه از اوایل دوره پهلوی تاکنون دچار یکنواختی و تقلید صرف از سبک‌‌های دوران سلجوقی و صفوی شده و بیشتر جنبه بازاری به خود گرفته است. در سال‌‌های اخیر حیات دوباره این هنر و زنده کردن سنن ارزشمند گذشته به همراه نوآوری‌‌هایی در آن، مدیون تلاش هنرمندان قلم‌زنی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است که از زمان تأسیس این کارگاه در سال ۱۳۳۵ ه.ش و انتصاب هنرمند شایسته (مرحوم) استاد محمود دهنوی به سرپرستی این کارگاه‌ها، این هنر جان تازه‌ای یافت و گامی نو در توسعه و گسترش این هنر برداشته شد.
این حرکت نخست با ارائه طرح‌‌ها و نمونه‌‌های بارز و منحصر به فرد، که با آثار عرضه شده در بازار متمایز بود، آغاز شد و الگویی برای هنرمندان به شمار رفت. در این راستا ابتدا مناسب‌ترین شیوه پرداختن به روش‌‌های گوناگون و نمونه‌‌های اصیل هنر قلم‌زنی بود که به بوته فراموشی سپرده شده بود.
در این کارگاه‌‌ها اشکال متنوع قلم‌زنی ادوار گذشته، چه آثار پیش از اسلام و چه نمونه‌‌های برجسته دوران اسلامی مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است؛ و تلاش شده که انواع مهم و بدیع این آثار از نو ساخته و اجرا شود؛ و نمونه‌‌هایی از آثار منحصر به فرد، در موزه‌‌ها گذاشته شود در دسترس عام قرار گیرد. با تلاش بی‌وقفه هنرمندان فنون از یاد رفته در زمینه‌‌های قلم‌زنی اصیل و ارزشمند احیا شد، به گونه‌ای که آثار ساخته شده از جهت طرح و نقش و اجرا با آثار گذشتگان برابری می‌کند.
کشف رموز هنری و زیبایی آثار گذشتگان و استفاده از طرح‌‌های طراحان و نقاشان معاصر سبب شد، تا هنرمندان رشته قلم‌زنی با الهام از ذوق و اندیشه قدما و شیوه‌‌های سنتی، دست به نوآوری‌هایی بزنند و آثاری خلق کنند که در نوع خود بسیار زیبا و کم‌نظیر است.
بن‌مایه: هنریاب (http://honaryab.com)

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده