​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

پنج رهنمود برای فعالان گیاه‌خواری

پنج رهنمود برای فعالان گیاه‌خواری

در تابستان سال گذشته، سایت هیومن لیگ لبز نظرسنجی گسترده‌ای در میان گیاه‌خواران، نیمه‌گیاه‌خواران و همه‌چیزخواران انجام داد تا نموداری کلی از روند تغییر جمعیت و عادت‌های غذایی هر یک از این گروه‌ها عرضه کند. از آن‌جا که بیش از سه هزار نفر در این نظرسنجی شرکت کردند، می‌توان گفت که این آمارگیری گسترده‌ترین پژوهشی‌ست از این نوع که تاکنون در جهان انجام شده است. هدف از این نظرسنجی این بود که به حامیان گیاه‌خواری امکان داده شود تا با آگاهی عینی و واقع‌بینی بیشتر و با توجه به حال و هوای مخاطبان و گرایش‌های گوناگون انسانی برای فعالیت‌های ترویجی‌شان مطلب تهیه کنند.
برگزارکننده‌ی اصلی این نظرسنجی، سازمان آمارگیران بدون مرز بود که در مجموع، پنجاه و هفت پرسش مطرح کرد، و سایت هیومن لیگ لبز نتیجه را چندی پیش به انتشار سپرد. دامنه‌ی پرسش‌ها و پاسخ‌ها و تفسیر و نتیجه‌گیری‌های این نظرسنجی چنان وسیع است که در مطلب حاضر نمی‌گنجد. متن اصلی انگلیسی در پنجاه و هفت صفحه منتشر شده و به دوستان علاقمند، به‌ویژه کسانی که در زمینه‌ی تبلیغ و ترویج گیاه‌خواری فعالیت می‌کنند، توصیه می‌کنم آن را از پیوند زیر دانلود کنند و بخوانند تا بتوانند کار ترویجی‌شان را با مهارت و کاردانی بیشتری انجام دهند. در اینجا به خلاصه‌ی کوتاه شده‌ای از گزارش بسنده می‌کنم، به این امید که شوق شما دوستان را به مطالعه‌ی متن مفصل اصلی بالا ببرم، چرا که آگاهی از آن و استفاده از آن می‌تواند بسیار مفید باشد، چه برای تحکیم خودمان در گیاه‌خواری، چه برای ترغیب هرچه بیشتر کم‌گوشت‌خواران، و چه برای بیدارکردن گوشت‌خواران.
مهمترین نتیجه‌گیری این نظرسنجی این است که در راه گیاه‌خواری، «معضل خانوادگی» رایج‌ترین مانعی‌ست که اکثر آدم‌ها، به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان، یعنی جوان‌ترها، جلوی پای خود می‌بینند. کسی که گیاه‌خوار می‌شود، به این یا آن دلیل، ناگهان با مخالفت برخی یا همه‌ی اعضای خانواده‌اش رو به رو می‌شود. پس ترویج‌گران گیاه‌خواری باید بیش از هر چیز در این زمینه به دنبال چاره بگردند.
دومین مانعی که در این نظرسنجی توجه را جلب می‌کند، هزینه‌ی گیاه‌خواری است، آن هم باز برای جوانان که طبعاً هنوز درآمد مستقلی ندارند یا درآمدشان کم است. ترویج‌گران گیاه‌خواری باید به این نکته توجه داشته باشند و نیروی اقناعی خود را به کار بیندازند تا فرآورده‌های ویژه‌ی گیاه‌خواران به بهایی مناسب در بازار عرضه شود، یعنی ارزان‌تر، وگرنه کم و بیش برابر با فرآورده‌های حیوانی.
سومین نتیجه‌گیری این است که برخلاف تصوری رایج، به نظر می‌رسد که وضع زندگی حیوانات در دامداری‌ها و رنجی که می‌کشند، بسی بیش از این واقعیت که سرانجام کشته می‌شوند، یا شعور و عاطفه و روان دارند، روی وجدان انسان‌ها اثر می‌گذارد و موجب می‌شود که بخواهند کمتر گوشت یا تخم مرغ و لبنیات بخورند یا از دیگر فرآورده‌های حیوانی مانند پوست و چرم و پشم استفاده کنند. بنابراین ترویج‌گرایان گیاه‌خواری باید در مطالبی که منتشر می‌کنند، بیش از پیش بر شرایط زندگی حیوانات در دامداری‌های صنعتی مدرن تأکید بگذارند. در این زمینه به‌نظر می‌رسد که مطالب و کتاب‌ها و فیلم‌ها و سخنرانی‌های مستند بیش از هرچیز دیگری الهام‌بخش آدم‌ها در مشتاق شدن برای گیاه‌خواری است. بنابراین مدافعان گیاه‌خواری باید بکوشند کمتر به نصیحت اخلاقی و بیشتر به استناد واقعی متوسل شوند و خودشان بیش از پیش فیلم و دیگر رسانه‌های مستند تولید کنند.
چهارمین نتیجه‌گیری این است که نزدیک به نیمی از کم‌گوشت‌خواران و گیاه‌خواران از این‌که در تغذیه‌ی خود گیاه را جانشین گوشت و لبنیات کرده‌اند کم و بیش احساس نگرانی می‌کنند. یعنی گرچه از از فواید گیاه‌خواری آگاهند، اما کم و بیش می‌ترسند که مبادا دچار این یا آن کمبود و ضعف و بیماری شوند. بنابراین، ترویج‌گران گیاه‌خواری باید بیش از پیش و با دقت بیشتر دستورهای غذایی گیاهی متعادل و کامل به گیاه‌خواران پیشنهاد کنند و در عین حال با استدلال علمی نشان دهند که شایعات در مورد اینکه گیاه‌خواری موجب این یا آن کمبود یا بیماری می‌شود بی‌اساس است.
پنجمین نتیجه‌ی این نظرسنجی این است که از دید بسیاری از مشتاقان گیاه‌خواری، حذف لبنیات و تخم مرغ از رژیم غذایی‌شان از حذف گوشت هم دشوارتر می‌نماید. به ترویج‌گران گیاه‌خواری توصیه می‌شود هنگامی که مخاطبشان یک گوشت‌خوار است، بکوشند در نخستین گام‌ها او را راضی کنند که گوشت نخورد، یعنی از همان آغاز در تبلیغ علیه لبنیات و تخم مرغ افراط نکنند. بسیاری از آدم‌ها به تدریج گیاه‌خوار می‌شوند، یعنی نخست کمتر گوشت می‌خورند، سپس گوشت خوردن را کنار می‌گذارند و فرآورده‌هایی مانند پشم و خز و ابریشم را تحریم می‌کنند، و سرانجام احتمالاً به حذف لبنیات و تخم مرغ می‌رسند. درواقع، هنگامیکه شخص یقین داشته باشد که برای تولید لبنیات و تخم مرغ هیچ آزاری به حیوان نرسیده و حقوق طبیعی‌اش رعایت شده (چنان‌که شیر یا تخم مرغ خانگی)، دلیلی نمی‌بیند که از مصرف آن خودداری کند.
نتیجه‌ای که شخصاً و به‌طور کلی از مطالعه‌ی این نظرسنجی گرفتم این است که ترویج‌گرایان گیاه‌خواری باید بیش از پیش روشی مثبت در پیش بگیرند، یعنی کمتر منفی‌بافی کنند و کمتر از زیان‌های گوشت‌خواری حرف بزنند، و به جایش رویکردی اثباتی و ایجابی داشته باشند و فواید گیاه‌خواری را هرچه بیشتر نشان دهند، و همواره حواسشان باشد که مخاطبشان چه کسی است. به‌عبارت ساده‌تر، کسی که گیاه‌خوار است به همان حرف‌ها و مطالبی نیاز ندارد که یک گوشتخوار، و حتی ممکن است از حرف‌های تبلیغاتی علیه گوشت‌خواری خسته شود و حوصله‌اش سر برود. افراط در بدگویی از گوشت‌خواری، حتی اگر مستند باشد، می‌تواند فضای محیط تبلیغ و ترویج را نامطبوع و نادلچسب می‌کند. در مقابل، هرچه بیشتر از فواید گیاه‌خواری بگوییم و بر اقزایش محبت و زیبایی حاصل از آن تأکید بگذاریم، احتمال اینکه انسان‌های بیشتری را به گیاه‌خواری جلب کنیم بیشتر می‌شود.
نوشته‌ی مهرداد مهربان، با استفاده از مطالب سایت: http://humaneleaguelabs.wordpress.com
بن‌مایه: وگن کایند (http://vegankind.ir)

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده