داستان کوتاه اقتصاد مظفری

داستان کوتاه اقتصاد مظفری

در کتاب مظفرنامه چنین حکایت شده که در ایران گوشت از قرار هر کیلو دو ریال (قران) بوده. روزی قصابی‌های تهران خودسرانه گوشت را یک ریال گران کردند. مردم چون چنین دیدند عصبانی شدند و به خیابان‌ها ریخته و بر علیه قصاب‌ها شعار دادند! این خبر به گوش مظفرشاه رسید و اعضاء دولت برای آرام کردن مردم از او کمک خواستند!
سلطان صاحب قران فکری کرد و گفت: بروید و به قصاب‌ها بگویید گوشت را دو ریال گران‌تر از آن‌چه خود گران کرده‌اند به مردم بفروشند! یعنی هر کیلو گوشت شد از قراری پنج ریال! مردم چون دیدند قیمت گوشت بالاتر رفته، این بار به خیابان‌ها ریخته و این بار مغازه ها را به آتش کشیدند.
هیئت دولت نزد قبله عالم رفتند و به عرض همایونی رساندند که تدبیر شاه شاهان کارساز نشد و مردم این کردند و آن نمودند!
این دفعه مظفرالدین شاه گفت: حالا بروید و یک ریال گوشت را ارزان‌تر کنید! یعنی هر کیلو گوشت شد چهار ریال!  و مردم هم پس از آن چون دیدند گوشت یک ریال ارزان‌تر شده برای سلامتی شاه دست به دعا شدند و در خیابان‌ها نماز شکرانه خواندند!
به این اقتصاد مظفری گفته می‌شود.

۵
از ۵
۱۵ مشارکت کننده