​​وب‌سایت شخصی فرتورچین

Forturchin Personal Website

لوگو فرتورچین

ارتباط بین فمینیسم و وگانیسم

ارتباط بین فمینیسم و وگانیسم

لازمه‌ی فمینیست بودن، وگانیسم است.
وقتی به خانه‌ی دوستی که مدعی بود فمینیست است رفتم، او به من شیر گاو را با چایی تعارف کرد. من ارتباطی عمیق بین مصرف لبنیات و دیگر محصولات حیوانی و فمینیست بودن (فمینیسم و وگانیسم) برقرار کرده‌ام. یک فمییست نمی‌تواند در بهره‌برداری از دستگاه تولید مثل دیگر هم‌زیستانش سهیم باشد. وقتی که به سمت شهر رانندگی کردم یک گاو توجه‌م را جلب کرد که درست در گوشه‌ی محوطه‌ای که حصار و نرده کشیده شده بود ایستاده بود. او به آن طرف جاده که او را از سه گوساله‌اش جدا کرده بودند چشم دوخته بود. آن‌ها در گوشه‌ی چراگاه حصارکشیده شده‌ی‌شان بودند، فقط به مادرشان خیره شده بودند که این عمیقا مرا آشفته کرد.
فمینیسم و وگانیسم عمیقا در هم ریشه دارند. کار صنعت لبنیات این است که مادر را از نوزاد تازه به دنیا آمده‌اش جدا می‌کند که این قلب را به درد می‌آورد، حتی برای زنی که هنوز تصمیم به مادر شدن نگرفته است. اگر به طبیعت اجازه داده شود که مسیر خودش را طی کند، گاوها چندین ماه و حتی تا یک سال به گوساله‌های‌شان شیر می‌دهند. هم گوساله و هم گاو هر دو ضربه  خورده و آسیب می‌بینند و بعد از ‌این‌که آن‌ها را از هم به اجبار جدا کردند، با صدای بلند سر و صدا کرده و نعره می‌کشند. من اغلب در این ناباوری به فکر فرو می‌روم که مردم در حال تامین سرمایه‌ی چه چیزی هستند؟ بعد از ‌این‌که از این سنگدلی و بی‌رحمی جدایی‌ناپذیر صنعت لبنیات آگاه شدم، سی و پنج سال پیش من بدون درنگ وگان شدم.
گوساله‌های نر:
گوساله‌های نر صنعت لبنیات برای تولید گوشت گوساله مورد استفاده قرار می‌گیرند. گاو شیری زمانی که دیگر شیر تولید نکند برای مصرف خوراکی کشته می‌شود. در نیوزیلند بقای صنعت گوشت به میزان زیادی به صنعت لبنیات بستگی دارد. (من گاو‌ها را به شکل گوشت و لبنیات نمی‌بینم) (مهم است که بدانیم موفقیت اقتصادی کشتارگاه‌ها و دامداری‌ها و مزارع  گاو شیری با فروش کالاهای چرم ارتباط مستقیم دارد).
طبق گزارشات خبرگزاری U.S.D.A، پوست حیوانات پراهمیت‌ترین محصول و فرآورده‌ی جانبی به‌دست آمده از صنعت گوشت از لحاظ اقتصادی است. سخت است که شخصی را تصور کنیم که یک بچه‌ی در حال گریه را از مادرش به فاصله‌ی کوتاهی بعد از تولد بگیرد، جدا کند و گلویش را ببرد. این عاقبت و فرجام گوساله‌هایی است که گاوهای صنعت لبنیات، به دنیا می‌آورند. هم در مزارع ارگانیک و هم در مزارع غیرارگانیک این اتفاق می‌افتد. ما می‌دانیم که شاید حتی موارد رنج‌آورتری در روند مربوط به مصرف شیر و پنیر و تخم مرغ نسبت به مصرف گوشت وجود داشته باشد. بنابراین انتخاب vegeterian بودن (به دلایل اخلاقی) منطقی نیست، چرا که آن‌ها این محصولات را هنوز مصرف می‌کنند.
پرهیز و خودداری از مصرف تمام محصولات حیوانی موضعی اخلاقی است که رعایت کردن و محترم شمردن حداقل حقوق اولیه‌ی درخور موجودات زنده با احساس را در پی دارد. گاو‌های شیری به‌طور طبیعی ۲۰ تا ۲۵ سال عمر می‌کنند در دامداری‌های صنعتی فقط ۵ سال عمر می‌کنند آن هم بدین گونه که تمام این ۵ سال را درد می‌کشند و مورد سوء استفاده‌ی جنسی قرار می‌گیرند که این‌ها از پیامدهای استثمار است. این تجلی و مظهر فرهنگی است که سلطه بر ضعیف‌ترها از نظر جسمی را بلامانع می‌داند. صحبت در مورد حیواناتی که انسان‌ها آن‌ها را برای غذا اسیر و گرفتار می‌کنند، آرام و دلنشین هستند و آن‌ها دارای خصلت‌های خوبی هستند، خصلت‌هایی که می‌تواند برای الگو گرفتن مناسب باشند، اما به جای مورد الگو واقع شدن آن‌ها به دلیل داشتن این ویژگی‌ها مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و زجر داده می‌شوند.
هردو جنس (نر و ماده) تحت استثمار نهادینه شده رنج می‌برند. به هر حال جنس ماده‌ی این گونه از حیوان، اغلب سوء استفاده‌ی بیشتری را تجربه می‌کنند. خوک‌های ماده، به‌طور غیرمنصفانه در آغل‌هایی که به قدر کافی برای حتی یک چرخیدن بزرگ نیستند، زندانی شده و آن‌ها به این شکل به مدت عمرشان نگه داشته می‌شوند، بارها باردار می‌شوند. آن‌ها بعد از بچه به دنیا آوردن از بچه‌های‌شان که در جعبه‌های بارداری محصور شده‌اند، پرستاری می‌کنند. مرغ‌های مرغداری، مجبور می‌شوند بارها تخم بگزارند تا وقتی که آن‌ها، خیلی از توان افتاده شوند و سپس کشته می‌شوند. سگ‌های ماده‌ی توله‌زا در مراکز توله‌کشی، ۲ بار توله‌زایی در هر سال دارند. تمام مدت عمرشان را در قفس‌ها زندگی می‌کنند، مجبور می‌شوند هر چند باری که ممکن است توله به دنیا آورند، تا وقتی که دیگر نتوانند بچه به دنیا آورند سپس کشته می‌شوند. خرگوش‌هایی که برای توله‌زایی استفاده می‌شوند، اگر برای پوست‌شان پرورش یابند، بالای ۳ سال نگهداری می‌شوند و معمولا دو بار در سال بچه به دنیا می‌آورند. حیواناتی با هدف استفاده در آزمایش‌های آزمایشگاهی به دنیا می‌آیند. صنعت لبنیات، بی‌اغراق بر اساس کنترل دستگاه تولید مثل حیوانات ماده‌ی غیر انسان ساخته شده است.
این باید به عنوان یک مسئله‌ی فمینیستی لحاظ شود چرا که آن قیاسی است با جنبش تساوی حقوق زن و مرد است برای ‌این‌که زنان بر اجسام خود و دستگاه تولید مثل‌شان کنترل داشته باشند. ضمنا گاوهای نر همچنین مورد سوء استفاده‌ی جنسی قرار می‌گیرند. آن‌ها گاهی اوقات مایع حاوی اسپرم‌های‌شان را می‌کشند. در یک تصویر از یک گاو نر که در یک انبار نشان داده شده است، او مجبور شده که مایع حاوی اسپرمش را برای صنعت تلقیح مصنوعی عرضه کند. تمام این‌ها بخشی از مصرف لبنیات است که کاملا به یک هدف بد کشیده شده و منحرف شده چرا که تماما استثمار حیوانات است.
کاترینا فاکس، سردبیر مجله آینده اخلاقی و نویسنده SCAVENGER که فمینیسم و وگانیسم را دو مسیله ریشه‌ای در هم می‌داند، هم می‌گوید مصرف لبنیات یک مسئله فمینیستی است. او به شیوایی توضیح می‌دهد:
اخیرا من در اولین کنفرانس فمینیستی در سیدنی استرالیا شرکت کردم اما در حالی که پیشرفت عقایدشان فقط در بعضی زمینه‌ها انجام شده بود، حوزه‌هایی وجود داشت که کاملا در برنامه‌ی کار نبود. در واقع سطح آگاهی پایین حامیان فمینیست را از ورود به مسائلی که به ظاهر به دیدگاه‌شان مربوط نمی‌شود را می‌توان فهمید (مثلا خوردن شیر لبنی در حالی که در واقع با تفکر عمیق درباره مصرف این محصول می‌توان فهمید از شکنجه‌ی حیوانات این صنعت حمایت می‌شود و این مخالف دیدگاه حامیان تساوی حقوق زن و مرد است).
تعیین کردن و اختصاص دادن ارزش‌ها یا حقوق مختلفی به موجودات زنده بر اساس گونه‌ی آن‌ها نوعی گونه‌گرایی است. در تمام آن مسائلی که حامیان تساوی حقوق زن و مرد رعایت نمی‌کردند واضح‌تر از خرید در غرفه‌های فروش گوشت از جمله گوشت گوسفند و استفاده‌ی فراوان از شیر لبنی برای چای و قهوه و شام‌های کنفرانس‌هایی که در رستوران‌های غیر گیاه‌خواری برگزار می‌شد نبود.
در مجموع این به یک f  که حرف اول fail (شکست) می‌رسد. این کوتاهی است اگر ما تبعیض برای اشکال مختلف ظلم بین انسان‌های مونث و حیوانات ماده قائل شویم. حیوانات پرورش یافته، درد، ترس، از دست دادن و اندوه و غم را احساس می‌کنند. ما به وسیله‌ی مصرف کردن و استفاده از اجسام‌شان می‌پذیریم که آن‌ها شکنجه شوند و زجر بکشند و مورد سوء استفاده واقع شوند. مانند حامیان تساوی حقوق زن و مرد ما باید خودمان را به معیارهای اخلاقی مقید کنیم که با آن هم‌سو و هم‌راستا شویم و رنج دیگران همین طور غیرانسان‌ها را ملاحظه کنیم، در غیر این صورت ما از مردسالاری که درصدد سلطه و ظلم کردن به زنان است بهتر نیستیم و با آن‌ها هر دو به خطا رفته‌ایم.
من از ‌این‌که، دستگاه تولید مثل زنان، حال مربوط به هر گونه‌ای که باشد را به عنوان چیزی نه بیشتر از یک منبع اقتصادی به‌شمار آورده‌اند، عمیقا ناراحت می‌شوم. صنعت دامپروری تصویری تبلیغاتی از گاو‌های شاد را که به ما شیر می‌دهند نشان می‌دهند و ظلم و تهاجم به آن‌ها در تولید شیر در دامداری‌ها و مزارع لبنی را نشان نمی‌دهند.
مزرعه‌داری لبنی، تلقیح به زور گاوها را نیز در پی دارد. برخی از صنایع از اصطلاح rape – rack برای تجهیزاتی که به‌صورت مصنوعی با آن‌ها گاو‌ها و خوک‌ها را تلقیح می‌کنند، استفاده می‌کنند. تلقیح کننده‌ها گاو را به وسیله‌ی گذاشتن بازوی‌شان در رکتوم و کشیدن روی دیواره رحم مورد تجاوز قرار می‌دهند در حالی که تلقیح با دست دیگرشان انجام می‌شود. انجام این کار حتی برای من هم غیرقابل تصور است. وگان‌ها با تجاوز جنسی صرف نظر از ‌این‌که گونه‌ی قربانی چه گونه‌ای باشد، مقابله می‌کنند. یک گاو شیری باردار می‌شود در حالی که هنوز به خاطر بودن در دوره‌ی بارداری قبلی شیر می‌دهد، یک گاو شیری هفت ماه از هر سال را در دوره‌ی بارداری و تولید شیر می‌گذراند، یک گوساله به‌طور طبیعی پنج تا شش بار در روز شیر می‌خورد، آن قدر که شیر در پستان گاو شیری در حدود دو لیتر می‌باشد. اما در مزارع گاو شیری مدرن یک گوساله فقط دو بار در روز شیر می‌خورد و اجازه می‌دهند تا شیر در پستان گاو شیری انباشته شود. پس او را مجبور می‌کنند که بیست لیتر شیر یا بیشتر را حمل کند، این تا حد زیادی پستان گاو شیری را بزرگ می‌کند و باعث لنگش در پاهای عقب و مستعد ماتیست (پستان دردناک و عفونی) شدن می‌شود. تنها راحتی و آسودگی او از این عمل مخوف فقط زمانی است که او در حال آماده شدن برای زایش است و شیر نمی‌دهد، سپس این چرخه‌ی خیلی بد و ناخوشایند دوباره شروع می‌شود.
به پای آن‌ها بند می‌زنند به‌طوری که می‌لنگند و به زنجیر بسته می‌شوند. غالبا به پاهای عقب گاوها زنجیر وصل می‌کنند که در طی گوساله زاییدن آسیب دیده و رنج می‌کشند و قادر نیستند مطابق میل خود بایستند. گاوهای زخمی شده اغلب مجبور می‌شوند برای ۷ تا ۸ ماه درد کشیدن را تحمل کنند تا زمانی که آخرین قطرات شیرشان حاصل شود (تا کشاورز مقدار زیادی شیر از دست ندهد) و سپس آن‌ها کشته می‌شوند.
دیدن تصاویر از این به زنجیر کشیده شدن، تصاویری از برده‌داری را در خاطر زنده می‌کند و روشنایی را بر برخی از واقعیات می‌درخشاند که حیوانات زاینده و پرورش یافته، برده‌داری و استثمار می‌شوند و توسط ارباب‌ها و روسای انسان‌ها تصاحب شده و به عنوان اشیاء بی‌جانی با آن‌ها رفتار می‌شود.
به بیان دقیق‌تر واقع‌بینانه‌تر، غیر اخلاقی است که موجودات زنده را اشیاء یا ملک به‌شمار آوریم، چرا که آن‌ها اشخاصی هستند که کُتی پشمی پوشیده‌اند و اشخاصی با خیلی شباهت‌ها نسبت به ما. حیوانات دیگر هم دو چشم دارند، دو گوش دارند، دو پا دارند، یک بینی و یک مغز و یک صورت و یک قلب و سیستم گردش خون و یک سیستم عصبی و گیرنده‌های درد، یک سیستم هاضمه، یک دستگاه تنفسی و یک سیستم تولید مثل هستند. آن‌ها هوشیاری و توانایی‌های شناختی دارند به همان خوبی که ظرفیت احساس کردن برای  انتقال (خواسته‌های‌شان با احساس) دارند. برای انسان غیرمنصفانه و نارواست که شیری که طبیعت برای پروراندن بچه‌های در حال رشد دیگر گونه‌ها طراحی کرده را از آن خود دانسته و تصرف کند.
و حال در زندگی من، من نمی‌توانم درک کنم که چگونه همه می‌خواهند شیر گاو بنوشند در حالی که کاملا برای گوساله‌های کوچک در نظر گرفته شده است. شیر گاو، گوساله را با مواد مغذی تامین می‌کند تا فقط در یک سال به وزن پانصد تا هزار پوندی برسد. شیر گاو پروتئین بالاتری نسبت به نیاز انسان‌ها دارد در حالی که همه چیز را برای نیاز گوساله‌ها برای رشد سریع تامین می‌کند. چگونه ممکن است هر چیزی که برای ما انسان‌ها توسط طبیعت لازم و واجب نیست و توهین بزرگی به دیگر حیوانات است، برای انسان‌ها سالم باشد؟ این منطقی نیست.
انسان‌ها هیچ نیاز جسمی به مصرف محصولاتی که نتیجه‌ی اعمال هولناکی مثل کوتاه کردن دم، قطع کردن شاخ و شاخ سوزی، نشان گذاشتن با داغ کردن، تجاوز و شکنجه، گوساله‌زایی القا شده، تلقیح مصنوعی، اعمال و آیین‌نامه‌های انجام شده‌ی دردناک بدون تسکین درد، انتقال جنین و هورمون درمانی و نتیجه‌ی آن سه تا شش گوساله به جای تولد معمولی یک گوساله است، ندارد. جدا کردن مادر از گوساله‌های تازه متولد شده و کشتن نوزادان حتی اگر همه‌ی این اعمال بی‌رحمانه، متداول نبودند و به‌دست آوردن شیر با نگرانی و اهمیت بیشتری نسبت به حیوانات انجام می‌شد، این به‌طور اخلاقی اشتباه است که اجسام و یا ترشحات جسمی دیگر حیوانات را مصرف کرد. همه‌ی حیوانات (انسان یا غیر انسان) در ‌این‌که با حق تولد و نه برای حمله‌ی جنسی، استثمار و کشته شدن توسط انسان‌ها به این جهان بیایند، مساوی هستند. چراکه ما هیچ نیاز جسمی برای انجام این کار نداریم.
انسان‌هایی که وگان نشده‌اند حقوق فطری و جدایی‌ناپذیر حیوانات با احساسی که با هم در یک جهان هستند را، محترم نمی‌شمارند. این اعمال صنعت مذکور، شاهدی است که این موضوع را روشن می‌کند که انسان‌های بی‌رحم و سنگدل به دلیل داشتن حق قانونی برای تصاحب حیوانات این کارها را انجام می‌دهند (استثمار می‌کنند) در این مرحله، پاسخ برای موارد بزرگ‌تر جواب نمی‌دهد اما مشترکا بر هدفمان برای الغای کل ساختار سلطه‌ی انسان‌ها بر دیگر حیوانات تمرکز می‌کنیم. کمپین‌های حمایت از حقوق حیوانات به ندرت استثمارگران حیوانات را راهنمایی می‌کنند در حالی که آن‌ها باید این راهنمایی را انجام دهند حتی اگر استثمارگران آن را کم‌ارزش جلوه دهند و یا دست کم بگیرند (چیزی که در دهه‌های حاضر دیده‌ایم). بدیهی است که آن‌ها بیشتر به‌خاطر پول از اخلاقیات دور شده‌اند. آن‌ها به خاطر پول، بی‌چارگی و این زندگی خفت‌بار را بر حیوانات هوشیار، ملایم و آرام تحمیل می‌کنند. آن‌ها فقط زمانی کشتار، سوء استفاده و استثمار را متوقف می‌کنند که عموم مردم آن‌ها را از انجام این کارها باز دارند. آموزش مردم در مورد زندگی کردن وگان روشی است که پتانسیل واقعی برای نائل شدن و حصول آزادی حیوانات را دارد. ما زمان بیشتری برای گام‌های همراه با رشد و ترقی برای الغای برده‌داری حیوانات نداریم. ظلم، ظلم است، خشونت، خشونت است، این به گونه و نوع قربانی ربطی ندارد. ما همه باید فمینیسم و وگانیسم را باهم بپذیریم.
راه حل چیست!؟
این را بدانیم
- برای فعال حقوق حیوانات شدن، وگان شویم.
- برای پایان دادن به برده داری، وگان شویم.
- برای  ضد گونه‌گرا شدن، وگان شویم.
- برای طرفدار محیط زیست شدن، وگان شویم.
-  برای دوستدار صلح شدن، وگان شویم.
- برای اخلاق‌مدار شدن، وگان شویم.
و… بله…
برای فمینیست شدن، وگان شویم.

نویسنده: کاترینا فاکس، سردبیر مجله‌ی آینده‌ی اخلاقی
ترجمه: جواد نورمحمدی
منبع:
http://thevegantruth.blogspot.fr/search/label/Feminism%20and%20Veganism
بن‌مایه: آواز زمین (http://avazezamin.ir)

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده